خلاصه داستان: در سال ۱۳۷۰، در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق، امیر و مریم تصمیم گرفتهاند زندگی مشترک خود را آغاز کنند. اما در روز عروسی، شهر تهران مورد حمله موشکی دشمن قرار میگیرد و مردم به پناهگاهها پناه میبرند. مریم با وجود خطرات، اصرار دارد که مراسم برگزار شود. امیر که در حال خنثیسازی موشکهای عملنکرده است، پس از پایان مأموریت به خانه بازمیگردد و در کمال شگفتی متوجه میشود که همه کسانی که شاهد خنثیسازی موشکها بودند، برای تبریک به مراسم آمدهاند. این فیلم روایتی انسانی از عشق، فداکاری و همبستگی در بحرانهای جنگ است.
خلاصه داستان: هنگامی که دختری نابغه و نهساله که در یک کارگاه استثماری کار میکند، فرصتی برای رفتن به مدرسه پیدا میکند، مجبور میشود تصمیمی دشوار برای آیندهی خود و خواهرش بگیرد. آنوجا، با بازی آنانیا شانباگ، در میان فقر و امید، میان ماندن در کنار خواهر بزرگترش و رفتن به دنیای آموزش و روشنایی، یکی را برمیگزیند. این فیلم کوتاه درام به کارگردانی آدام جی. گریوز، نگاهی صمیمانه و تأثیرگذار به معصومیت از دست رفته و قدرت انتخاب در شرایط سخت دارد.
خلاصه داستان: بنوآ جوانی است که در بدهی گرفتار شده و برای رهایی از این وضعیت تصمیم میگیرد از والدین ثروتمندش کمک بگیرد. نقشه او این است که آنها را متقاعد کند با امیلی، دوست مدلش، ازدواج خواهد کرد. اما وقتی این زوج برای دیدار با خانواده راهی مراکش میشوند، امیلی درست در مسیر فرودگاه نقشه را برهم میزند و سفر را لغو میکند. بنوآ که نمیخواهد برنامهاش خراب شود، تصمیم میگیرد راننده پرحرف اوبرش، فیونا، را بهجای او همراه خود ببرد. این فقط یک آخر هفته است... اما هر اتفاقی ممکن است رخ دهد.
خلاصه داستان: گروهی از همخانهها در یکی از کلانشهرهای آمریکا بهطور ناخواسته مردی بیگناه را میکشند و در مسیری خطرناک از فریب و پنهانکاری گرفتار میشوند. آنها برای پوشاندن این جنایت، وارد بازی پیچیدهای از دروغ و خیانت میشوند که هر یک از آنها را به نقطهای میکشاند که دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.
خلاصه داستان: سونگ جین، رهبر ارکستر، و سو یون، نوازنده ویولن سل، زندگی مشترک و عاشقانهای دارند. اما یک روز سو یون بهطور ناگهانی ناپدید میشود و تنها یک ویدیوی مرموز از خود به جا میگذارد. در میان آشفتگی و ناامیدی، می جو، که بهتازگی به ارکستر پیوسته، جایگزین سو یون میشود و بهتدریج رابطهای پنهانی با سونگ جین شکل میدهد. اما هرچه این رابطه عمیقتر میشود، احساس میکنند که کسی آنها را از سایهها زیر نظر دارد و رازهای تاریکی در حال آشکار شدن است. فیلم چهره پنهان با پیچشهای داستانی غافلگیرکننده، مرز میان عشق و وسواس را به تصویر میکشد و مخاطب را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ واله معصومی، جوانی است که به یک گروه مارکسیستی پیوسته و علیه رژیم پهلوی فعالیت میکند. او در جریان این فعالیتها توسط ساواک دستگیر و زندانی میشود. در زندان، واله با یک زن و شوهر مبارز مسلمان آشنا میشود و همحزبیهایش نیز در بیرون از زندان با او در ارتباط هستند. این آشناییها و برخوردها، تردیدهایی در باورهای ایدئولوژیک او ایجاد میکند و او را به بازاندیشی در مسیر و اعتقاداتش وا میدارد. فیلم به تضادهای فکری و تحول درونی یک جوان انقلابی در بستر فضای سیاسی آن دوران میپردازد.