خلاصه داستان: سه دانشجوی سال اول در بنگلور برای رهایی از دست قلدرهای دانشگاه، با یک گانگستر محلی عجیب و جذاب به نام رانگا آشنا میشوند. دوستی آنها با این مرد خوشگذران و بیپروای مافیایی، آنها را به دنیایی از هیجان، خطر و اتفاقات غیرمنتظره میکشاند. در این میان، رانگا که به نوعی جایگاه پدری برای آنها پیدا میکند، با مسائل و تعهدات پنهان خود نیز دستوپنجه نرم میکند. این فیلم ترکیبی از کمدی، اکشن و لحظات احساسی است و به روابط دوستانه، رفاقت و انتخابهای دشوار جوانی میپردازد.
خلاصه داستان: آورورا تیگاردن، کتابدار و کارآگاه آماتور محبوب، این بار در کلاس ادبیات جنایی واقعی خود با یک معمای تازه روبهرو میشود. یکی از دانشجویان کلاس در بیرون رستورانی که آورورا در آن مشغول به کار است به قتل میرسد. پلیس به دنبال سرنخهای ساده میگردد، اما آورورا با نگاه تیزبین خود متوجه جزئیاتی میشود که از چشم دیگران پنهان مانده است. او با کمک دوستانش و با تکیه بر دانش ادبیات جنایی، وارد پروندهای میشود که ریشه در رازهای گذشته دارد. هر کلاس درس، یک سرنخ جدید را آشکار میکند و هر گفتگو، لایهای از دروغ را برملا میسازد. آورورا باید میان حقایق و حدسیات تمایز قائل شود و قاتل را پیش از آنکه جنایت دیگری رخ دهد، شناسایی کند.
خلاصه داستان: روزی روزگاری، روباه و خرگوش متوجه میشوند که جغد ناپدید شده است. آنها به همراه دوستانشان جنگل را برای پیدا کردنش جستوجو میکنند، اما بهجای آن با دریاچهای بزرگ روبهرو میشوند که قبلاً آنجا وجود نداشت. آیا ظاهر شدن ناگهانی این دریاچه ارتباطی با ناپدید شدن جغد دارد؟
خلاصه داستان: زنی در سیارهای دورافتاده از خواب بیدار میشود و درمییابد که اعضای خدمه ایستگاه فضاییاش به طرز وحشیانهای کشته شدهاند. تحقیقات او دربارهی آنچه رخ داده، زنجیرهای هولناک از اتفاقات را به راه میاندازد.
خلاصه داستان: پس از یک حادثه نزدیک به مرگ در اثر غرق شدن، خانوادهی یک پسر جوان با وحشت درمییابند که او توسط یک شیطان افسانهای از اعماق دریاچه تسخیر شده است. در حالیکه خانواده با تمام توان برای نجات روح پسرشان با زمان رقابت میکنند، هیولای شیطانی درون کودک شروع به از هم پاشیدن خانواده میکند و در تلاش است هر کسی را که سر راهش قرار گیرد نابود سازد.
خلاصه داستان: وقتی جیسون هوکبرگ ۲۴ ساله برای آخر هفتهی مشاوره به کمپ محبوبش، «پاینوی»، میرسد، بزرگترین مشکلش این است که احساس میکند با همکاران نوجوانش ارتباط چندانی ندارد. اما خبر ندارد که یک قاتل نقابدار صاحبان کمپ، جان و کتی، را به قتل رسانده و حالا آمادهی حملهی دوباره است. جیسون که از نظر سنی بین دو نسل گیر کرده، باید باور کند که تهدید واقعی است و برای بقا، با نوجوانان کمپ متحد شود. داستان ترکیبی از کمدی نوجوانانه و ترس و هیجان است؛ جایی که جوکهای سادهی اردویی با وحشت قتلهای پیاپی در هم میآمیزد. شخصیتها هر کدام رازهایی دارند و اعتماد به یکدیگر در سایهی ترس از قاتل نقابدار، به چالشی بزرگ تبدیل میشود.