خلاصه داستان: زنی پس از پاسخ به یک آگهی استخدام، به عنوان خدمتکار در یک برج مرموز در شهر نیویورک مشغول به کار میشود. او به تدریج متوجه میشود که ساکنان این ساختمان تحت تأثیر یک فرقهی مرموز قرار دارند و در طول سالها ناپدید شدنهای متعددی در این مکان رخ داده است. با کشف رازهای پنهان، او باید برای بقای خود بجنگد و از دام این مکان خطرناک فرار کند.
خلاصه داستان: در زمان حکومت رضاشاه، یک قشون نظامی به همراه دو مستشار روسی به لرستان اعزام میشود تا از سرکشی عشایر جلوگیری کند. قشون با عشایر درگیر میشود و مردی به نام سالار را برای جاسوسی میان عشایر مأمور میکنند. عشایر با سرگردانی خود و خانوادهشان به رفتن به شهر تن میدهند.
خلاصه داستان: مجید، جوانی خلافکار و خوشگذران در جنوب تهران، عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا برای رضایت به این ازدواج، شرط میگذارد که مجید راه درست را در پیش بگیرد. مجید برای اثبات این تغییر، تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ برود و دوستانش نیز ناخواسته همراه او میشوند. حضور این گروه نامتعارف در پادگان آموزشی با مخالفتهایی روبهرو میشود، اما با ضمانت میرزا و یکی از رزمندهها، آنها راهی جبهه میشوند. هر یک از اعضای این گروه انگیزههای شخصی و گاه خندهداری برای حضور در جنگ دارند. در طول سفر، ماجراهای طنزآمیز و تأثیرگذاری برایشان رقم میخورد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به یک طنز جنگی خاطرهانگیز در سینمای ایران تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم استرداد به مقطع حساس سال ۱۳۳۲ و موضوع غرامت جنگی ایران از متفقین در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان حول محور تلاشهای یک وکیل و یک کارمند بانک برای رساندن محمولهای از طلا و اسناد به ایران شکل میگیرد؛ در حالی که نیروهای خارجی و عوامل داخلی در تلاشاند این مسیر را ناهموار کنند. این درام تاریخی با نگاهی به رویدادهای آن دوران، پیچیدگیهای سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: عباس سلمانی جوانی است که آرزوی ازدواج با دختر آمیرزا محمود را دارد، اما پدر و مادر دختر شرط میگذارند که او باید جواز کسب از اتحادیه صنف آرایشگران بگیرد. عباس هر بار در امتحان اتحادیه مردود میشود و همین موضوع او را به فکر راههای دیگر میاندازد. او با کمک دوستانش و با تکیه بر شانس و اتفاق، تلاش میکند تا نظر خانواده دختر را جلب کند. در این مسیر، موقعیتهای طنزآمیز و گاه پیچیدهای پیش میآید که زندگی عباس را دستخوش تغییر میکند. فیلم با نگاهی شیرین به مسائل اجتماعی و خانوادگی، داستانی ساده اما جذاب را روایت میکند و بازیهای بهیادماندنی اکبر عبدی و دیگر بازیگران، آن را به اثری دوستداشتنی در سینمای کمدی ایران تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: خانم بزرگ، مادربزرگ خانواده، مصمم است گردنبند معروف به آینه جادو را به نوهاش ریحان هدیه دهد. اما نیمتاج خانم، دختر طردشدهی او، و پسرش که نمیخواهند این اتفاق بیفتد، با کمک دو سارق به نامهای جهانگیر و عبدالله نقشه میکشند تا این گردنبند را بدزدند. در این میان، ریحان و دوستانش سعی میکنند از این میراث خانوادگی محافظت کنند و ماجراهای شیرین و پرکشمکشی رقم میخورد.