خلاصه داستان: سالها پس از اینکه مادرش او را ترک کرد و دوباره ازدواج کرد، از رامانا خواسته میشود اسنادی را امضا کند که هر گونه رابطه با مادرش را رد میکند، اما او قبول نمیکند و میخواهد که چرا مادرش او را ترک کرده است.
خلاصه داستان: در سیارهای ناشناخته، گربهای که با سایر اهالی تفاوت دارد، تلاش میکند زندگی خود را به شکلی متفاوت از دیگران پیش ببرد. او در این مسیر با چالشها و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که هم خندهدار و هم تأملبرانگیز است. تفاوتهای این گربه، او را به موجودی خاص در میان جمع تبدیل کرده و داستان بر محور همین تمایز و پذیرش تفاوتها شکل میگیرد. این فیلم با نگاهی طنزآمیز به موضوع تفاوتهای فردی و اجتماعی، روایتگر سفری است که در آن شخصیت اصلی باید میان هویت خود و انتظارات دیگران تعادل برقرار کند. در خلال این ماجراها، روابط او با دیگر گربهها و موجودات سیاره دستخوش تحول میشود و درسهایی درباره دوستی، همدلی و پذیرش به نمایش گذاشته میشود.
خلاصه داستان: پس از شکست تانوس و بازگرداندن شرایط به حالت عادی، اسکات لنگ زندگی آرام و خوش و خرمی را تجربه میکند. این آرامش پس از شیطنتهای کیسی، دختر اسکات که سعی دارد تا جا پای پدرش بگذارد، به آشوب کشیده میشود. کیسی وسیلهای را میسازد که با دنیای کوانتومی ارتباط برقرار میکند و بهطور ناخواسته، کل خانواده لنگ را به این دنیای مرموز و خطرناک میفرستد. آنها در دنیای کوانتومی با موجودات عجیب و غریب و تمدنهای ناشناخته روبهرو میشوند و در میان این ماجرا، با گرههای قدیمی و دشمنان قدرتمندی مواجه میگردند. اسکات و خانوادهاش باید راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند و در این مسیر، رازهای دنیای کوانتومی و تهدیدهای نهفته در آن را کشف میکنند. آنها با چالشهای بزرگی روبهرو میشوند که شاید زندگی همه آنها را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: در ششمین سال تحصیلی هری پاتر در هاگوارتز، لرد ولدمورت و مرگخوارانش وحشت را در دنیای جادوگری و ماگلها گسترش میدهند. هری که به درستی حدس میزند تهدیدی از درون قلعه نیز وجود دارد، باید با آلبوس دامبلدور برای یافتن ضعف ولدمورت همکاری کند. دامبلدور با بازگرداندن هوراس اسلاگهورن به کادر آموزشی، امیدوار است خاطرهای کلیدی از او بگیرد که راز هورکراکسها را آشکار میکند. در این میان، هری به کتاب درسی مرموزی با یادداشتهای «شاهزاده دورگه» دست مییابد که او را در جادوهای پیشرفته یاری میکند. همزمان، روابط عاطفی نوجوانان در هاگوارتز پیچیدهتر میشود و رون، هرمیون و هری هر کدام با چالشهای عاشقانهای روبهرو میشوند. اما تراژدی در انتظار است و هری باید با سنگینترین فقدان زندگیاش کنار بیاید و خود را برای نبرد نهایی آماده کند.
خلاصه داستان: فیلم «بدو عزیزم بدو» داستان چری، زن جوانی است که برای یک قرار کاری مهم به اصرار رئیساش راهی خانه ایتان، یکی از مشتریان موفق، میشود. آن شب در ابتدا همهچیز بینقص و جذاب به نظر میرسد، اما ناگهان فضای عاشقانه به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود؛ ایتان چهره واقعی و خشن خود را نشان میدهد و قصد جان چری را دارد. چری که حالا در شهری بزرگ و شبانه تنها مانده، برای بقا باید از دست مردی بیرحم و مصمم فرار کند. تعقیب و گریزی نفسگیر در خیابانهای تاریک لسآنجلس آغاز میشود و چری برای نجات خود باید از هر فرصتی استفاده کند. او در این مسیر وحشتآور با واقعیتهای تازهای از جامعه و قدرتی که ایتان در اختیار دارد روبهرو میشود و باید تصمیمهای سختی بگیرد. «بدو عزیزم بدو» یک تجربه سینمایی پرتعلیق و تپنده است که مرز میان ظاهر فریبنده و خشونت پنهان را به تصویر میکشد و تا لحظه آخر بیننده را همراه با چری در این مسیر پرخطر نگه میدارد.
خلاصه داستان: میجا، زنی شصتساله، با وجود تشخیص بیماری آلزایمر در مراحل اولیه، تصمیم میگیرد در کلاس شعرنویسی ثبتنام کند. او در تلاش است تا زیباییهای زندگی را در قالب کلمات بگنجاند و با چالشهای خانوادگی و اجتماعی روبرو میشود. نوهاش در یک ماجرای تلخ دست دارد و میجا باید میان مسئولیتپذیری و حفظ آرامش خانواده تعادل ایجاد کند. او در مسیر شعر، با حقیقتهای تلخ زندگی روبهرو میشود و در نهایت شعرش را میسراید، اما بهایی سنگین میپردازد.