خلاصه داستان: گراسی آترتون-یو، زنی که بیست سال پیش به دلیل رابطه با یک نوجوان سیزده ساله به نام جو یو به شهرت رسید، اکنون زندگی به ظاهر آرامی با او و فرزندانشان دارد. الیزابت بری، بازیگر مشهور هالیوود، برای ایفای نقش گراسی در یک فیلم مستقل به شهر ساوانا، جورجیا سفر میکند تا با او و اطرافیانش آشنا شود. اما حضور الیزابت که برای تحقیق به خانواده نزدیک میشود، لایههای پنهان این رابطه پیچیده را آشکار میکند و پرسشهای تازهای درباره حقیقت، حافظه و نقشهایی که هر یک از آنها بازی میکنند، برمیانگیزد. این درام روانشناختی با نگاهی نافذ به ماهیت هنر، اخلاق و گذشته میپردازد.
خلاصه داستان: در بمبئی، کارآگاه شیوا سونی در حال بررسی قتل مرموز یک مرد جوان است. همه شواهد به یک مظنون مشخص اشاره میکند، اما زمانی که او برای بازجویی احضار میشود، معما پیچیدهتر میشود: دو مرد با چهرهای کاملاً یکسان، هر دو ادعا میکنند که بیگناهاند و یکدیگر را متهم میکنند. هویت واقعی قاتل و انگیزه او در لایههای پیچیدهای از دروغ و فریب پنهان شده است. کارآگاه سونی باید در میان این هزارتوی هویتی، حقیقت را از پس توهم و ترفندها بیرون بکشد و پرده از رازی بردارد که زندگی همه شخصیتها را تحتتأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: هفت سال پس از بسته شدن پرونده قتل ساموئل، ویجی سالگانکار زندگی آرامی را با همسر و دو دخترش در گوا میگذراند و فیلمنامهنویسی را دنبال میکند. اما مرگ ناگهانی یک شهروند محلی و بازگشت یک بازپرس کنجکاو، زخمهای کهنه را دوباره باز میکند. خانواده سالگانکار در محاصره شک و تردید قرار میگیرند و رازهایی که سالها زیر خاک دفن شده بود، کمکم سر برمیآورد. ویجی که این بار نه فقط باید از خانوادهاش محافظت کند، بلکه باید حقیقت را نیز در نظر بگیرد، با پیچیدگیهای تازهای روبهرو میشود. آیا او میتواند بار دیگر ذهن پلیس را فریب دهد؟ این دنبالهی پرتعلیق، ادامهی ماجرای خانوادهای را روایت میکند که برای بقا، دست به هر کاری میزنند.
خلاصه داستان: در ساحل جنوبی انگلستان و در اوایل دهه ۱۹۸۰، سینمای قدیمی و باشکوه «امپایر» همچنان پاتوق اهالی شهر است. هیلاری، زن میانسالی که از افسردگی رنج میبرد، در این سینما به عنوان مدیر فروش بلیت کار میکند. با ورود استفان، جوانی مشتاق و تازهکار، زندگی هیلاری دستخوش تغییر میشود. رابطهای لطیف و پیچیده میان این دو شکل میگیرد که در بستر تضادهای نژادی و اجتماعی آن دوران، آنها را با چالشهای تازهای روبهرو میکند. در این میان، سینما و جادوی تصاویر متحرک، پناهگاهی برای هر دوی آنها میشود تا از واقعیتهای تلخ زندگی و آسیبهای گذشته فرار کنند. فیلم امپراطوری نور روایتی احساسی از تنهایی، عشق و نقش هنر در التیام زخمهای انسانی است.
خلاصه داستان: جینا، دختری ۹ ساله، در آستانه کریسمس با یک اژدهای تازهمتولدشده دوست میشود. این دو دوست غیرمعمول تصمیم میگیرند با هم جشن کریسمس را به شکلی وارونه برگزار کنند و به معنای واقعی کلمه آن را به آتش بکشند. ماجراجوییهای آنها در حالی که سعی در اجرای نقشههای کودکانهشان دارند، با چالشهایی از سوی بزرگسالان و اتفاقات پیشبینینشده روبهرو میشود. داستان درباره دوستی، خلاقیت و شادی است و نشان میدهد که چگونه یک کودک میتواند دنیای اطرافش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: پسر بچهای تنها و کنجکاو در دل یک سرزمین برفی با یک موش کور که به دنبال خانهاش میگردد آشنا میشود. آنها در ادامه مسیر، یک روباه گرفتار و سپس اسبی بزرگ و مهربان را پیدا میکنند. این چهار دوست ناهمسان، با وجود تفاوتهایشان، سفری را آغاز میکنند تا خانه پسر را پیدا کنند. در طول مسیر، گفتگوهای عمیق و سادهای درباره زندگی، دوستی، شجاعت و پذیرش ضعفها شکل میگیرد. هر یک از آنها چیزی به دیگری میآموزد و درک میکنند که خانه تنها یک مکان نیست، بلکه حضور در کنار کسانی است که دوستشان دارند. این انیمیشن کوتاه، بر اساس کتاب محبوب چارلی مکسی، داستانی گرم و الهامبخش را روایت میکند.