خلاصه داستان: در تابستان ۱۵۹۲، امپراتوری ژاپن به فرماندهی تویوتومی هیدهیوشی با ناوگان عظیم خود به کره حمله میکند. دریاسالار یی سون شین و ناوگان کوچکش در تنگههای باریک با نیروی برتر دشمن روبرو میشوند. در بحبوحه نبرد، او نقشهای جسورانه میکشد تا با استفاده از کشتی لاکپشتی، نخستین کشتی زرهپوش جنگی جهان، جریان جنگ را تغییر دهد. این فیلم، پیشدرآمدی بر نبرد میونگنیانگ است و بر نبرد بزرگ هانساندو تمرکز دارد؛ جایی که نبوغ دریاسالار و شجاعت سربازانش تاریخ را رقم میزند.
خلاصه داستان: تولسیداس کوچیکه روایتگر پسر نوجوانی است که پدرش، تولسیداس، یک بازیکن حرفهای اسنوکر است. او که تنها برای دلخوشی پسرش در مسابقات شرکت میکند، در یک تورنمنت مهم از رقیب سرسخت خود شکست میخورد. این شکست، پسر را بر آن میدارد تا برای بازگرداندن اعتبار پدر، پنهانی تمرین اسنوکر را آغاز کند. او با راهنمایی یک مربی کهنهکار و تلاش فراوان، پا به دنیای حرفهای این ورزش میگذارد. در این مسیر، پسر با چالشهای متعدد، رقابتهای نفسگیر و درسهایی درباره تلاش، پشتکار و احترام به حریف روبرو میشود. داستان همچنین به رابطه پدر و پسری و اهمیت حمایت خانوادگی میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق و اراده میتواند بر ناامیدی غلبه کند. فیلم تولسیداس کوچیکه با فضایی گرم و انسانی، روایتی الهامبخش از جبران شکست و دستیابی به رویاهاست.
خلاصه داستان: فیلم گزارش فرانسوی (The French Dispatch) ساخته وس اندرسن، نامهای سینمایی به روزنامهنگاران و دنیای مطبوعات است. داستان در یک شهر خیالی فرانسوی به نام «آنویی-سور-بله» در قرن بیستم میگذرد و آخرین شماره مجله «گزارش فرانسوی» را روایت میکند؛ مجلهای آمریکایی که پس از مرگ سردبیرش، برای انتشار شماره پایانی، سه مقاله از میان یادداشتهای بهجامانده را بازگو میکند. بخش اول با عنوان «یک گزارش جرمشناسی»، ماجرای یک نقاش جنزده را روایت میکند که در زندان به دنیای هنر کشیده میشود. بخش دوم «نشانههای روشنگر» نام دارد و به واقعهای در دوران اعتراضات دانشجویی میپردازد و بخش سوم با عنوان «سرآشپز خصوصی یک عضو پارلمان اروپا»، داستان پلیسی-عاشقانهای درباره یک سرآشپز و کارآگاه را تعریف میکند. هر بخش با نریشن و تصاویر سیاهوسفید، فضای مجلههای ادبی را تداعی میکند. این فیلم با بازی آدرین برودی، بنیسیو دل تورو، تیلدا سوینتن و لئا سیدو، ترکیبی از طنز، درام و عاشقانه است.
خلاصه داستان: بنجامین اِسپوسیتو، مأمور بازنشسته دادگاه فدرال بوئنوس آیرس، پس از سالها هنوز درگیر پرونده قتل و تجاوزی است که در دهه هفتاد میلادی بر عهده داشت. او تصمیم میگیرد رمانی بر اساس این پرونده بنویسد و برای این کار به سراغ همکار سابقش، ایرنه، که عشق قدیمیاش نیز هست، میرود. با بازگشت به گذشته، خاطرات تلخ آن دوران و رازهایی که در پرونده پنهان مانده بود، دوباره زنده میشوند. بنجامین در تلاش است تا حقیقت را بیابد و در عین حال با احساسات حلنشدهاش نسبت به ایرنه کنار بیاید. این جستوجو او را به کشف رازی میرساند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: مومو موجودی دوستداشتنی، خوشخنده و مهربان است که در جزیرهای زیبا به نام مووا زندگی میکند. در این قسمت، مومو با دوستان و حیوانات جدیدی آشنا میشود و ماجراهای آموزندهای را تجربه میکند. هر روز او با چالشهای کوچکی روبرو میشود که به او کمک میکند ارزش دوستی، همکاری و مهربانی را بهتر درک کند. در این سفرها، مومو یاد میگیرد که با شجاعت و خوشبینی میتوان بر مشکلات غلبه کرد و دنیا را جای بهتری ساخت.
خلاصه داستان: آرمن، خرچنگ خشکیزی، در سفری تابستانی عاشق رامونا، خرچنگ دریایی، میشود. این عشق میان دو جامعه جدای از هم، تنشهایی بین دوستان و خانوادههایشان ایجاد میکند. اما وقوع یک طوفان شدید، آرمن و رامونا را از خانههایشان دور میکند و آنها را در دل یک ماجراجویی بزرگ و پر از اتفاقات غیرمنتظره قرار میدهد. در این سفر، آنها باید بر پیشداوریها غلبه کنند و با یکدیگر همکاری کنند. این ماجراجویی نه تنها عشق آنها را محک میزند، بلکه باعث میشود دو خانواده و جامعههایشان به درک متقابلی برسند و در نهایت به همبستگی و اتحاد برسند.