خلاصه داستان: در مزرعهای دورافتاده در کالیفرنیا، پس از مرگ ناگهانی پدر خانوادهای که بر اثر سقوط یک سکه از آسمان جان میسپارد، خواهر و برادری به نامهای اوج و امرالد تلاش میکنند تا راز موجودی ناشناس را که در آسمان بالای مزرعهشان پرسه میزند، کشف کنند. آنها برای ثبت تصویر این پدیده مرموز که منبع صداهای عجیب و قطعی برق است، دست به اقدامی خطرناک میزنند و با همکاری یکی از کارکنان فروشگاه لوازم الکترونیکی، نقشهای پیچیده میچینند تا شاهد این رویداد باشند. اما در این مسیر با رازهایی روبهرو میشوند که پای زندگیشان به میان میکشد و هر لحظه ممکن است این موجود عجیب آنها را هدف قرار دهد. آنها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش دارد برای ثبت این تصویر تاریخی جانشان را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: داستان در شهری عظیم و آیندهنگرانه به نام متروپلیس روایت میشود؛ جایی که انسانها و رباتها در کنار هم زندگی میکنند، اما طبقات اجتماعی به شدت از هم جدا هستند. «کنیچی»، پسر جوانی که برای دیدار با عمویش «شونساکو بن»، کارآگاه خصوصی، به این شهر آمده، به طور اتفاقی با «تیما»، رباتی مرموز و پیشرفته، آشنا میشود. تیما که به دنبال هویت واقعی خود است، رازهایی را در دل دارد که میتواند نظم شهر را بر هم بزند. همزمان «دوک رِد»، حاکم مستبد متروپلیس، قصد دارد از تیما به عنوان ابزاری برای تحقق نقشههای شوم خود استفاده کند. کنیچی و بن باید پیش از آنکه شهر در آتش جنگ و هرجومرج فرو رود، حقیقت را کشف کنند و تیما را از چنگال دسیسهگران نجات دهند.
خلاصه داستان: جس آرونز، پسر یازده سالهای از یک خانواده روستایی، برای قهرمان شدن در مسابقه دو مدرسه لحظهشماری میکند، اما در کمال ناباوری، لزلی برک، همسایه جدید و پرانرژی، از او پیشی میگیرد. این شروع دوستیای عمیق و دگرگونکننده است. آنها با هم پادشاهی خیالی ترابیتا را در جنگلی نزدیک خانه میسازند و در آن جا به ماجراجویی میپردازند و با موجودات خیالی روبرو میشوند. این پناهگاه خیالی به آنها کمک میکند تا با مشکلات واقعی زندگی، از جمله فشارهای مدرسه و خانواده، کنار بیایند. داستان با چرخشی غیرمنتظره، به عمق غم، از دست دادن و شفای قلب میپردازد و نشان میدهد که چگونه تخیل و دوستی میتوانند به ما قدرت رویارویی با سختترین واقعیتهای زندگی را بدهند.
خلاصه داستان: «صفدر کوکبی» اهل آبادان، مرد سادهای است که با رؤیای دستیابی به زندگی بهتر تلاش میکند. روزی تحت تعقیب عدهای ناشناس قرار میگیرد. آنها او را پس از کتک زدن به نقطهای نامعلوم میبرند. صفدر وقتی به هوش میآید خود را در مکان تازهای مییابد و میبیند که آدمربایان او را با شخص دیگری اشتباه گرفتهاند. او سعی میکند خود را از دام آنها برهاند، اما راه گریزی نمییابد. در این میان، هویت واقعی او و راز پشت این اشتباه هولناک آشکار میشود. صفدر باید میان حقیقت و بقا دست به انتخابی دشوار بزند و با استفاده از هوش و شجاعتش، سرنوشت خود را تغییر دهد. فیلم «بدل» روایتی پرتنش از یک اشتباه مرگبار است که مرز میان هویت و توهم را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی آرچر مونرو، پدر خانوادهای ثروتمند و بانفوذ، دخترش لورن در مقام شهردار نیویورک با وصیتنامهای غیرمنتظره روبهرو میشود. او درمییابد که پدرش یک زیرزمین مخفی در ملک خانوادگی داشته و در آن مردی را زندانی کرده است. این راز تاریک، لورن را وارد بازی خطرناکی میکند که گذشتهی پدرش و آیندهی خانواده را زیر سؤال میبرد. او باید بین حفظ میراث پدر و کشف حقیقت، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: کای و گردا در شهری آرام و دنج زندگی میکنند اما ناگهان ارواح یخی از راه رسیده تا همه را منجمد کنند. در این میان یک جادوگر کوچک به نام آیلا ظاهر شده تا به کای و گردا کمک کند. حال آنها همراه با هم به دنیای جادویی سرزمین آینهها سفر میکنند تا مردم شهر را نجات دهند اما…