خلاصه داستان: یک نانوا به نام ری، سالهاست در یک نانوایی کوچک در نیویورک مشغول به کار است. او پس از اینکه پسرش به دلایلی نامعلوم ناپدید میشود، سرپرستی نوهاش را بر عهده میگیرد. اما آرامش او با ورود گانگسترها به هم میریزد. گانگسترها به دنبال چیزی هستند که پسر ری به آن دست یافته است. ری که هیچ تجربهای در دنیای خشن جنایت ندارد، مجبور میشود برای محافظت از نوهاش دست به اقدامات خطرناکی بزند. او در حالی که با مشکلات شخصی و فشارهای روحی دست و پنجه نرم میکند، با هوش و ذکاوت خود، راهی برای مقابله با این تهدید پیدا میکند. در این مسیر، روابط خانوادگی و ارزشهای انسانی او به چالش کشیده میشود و ری درمییابد که برای نجات عزیزانش، باید از گذشته خود فراتر رود.
خلاصه داستان: انتقام جویان گرد هم میآیند تا شهر نیویورک را نجات دهند، اما پس از مشاجره میان بیوه سیاه و پدرش، او در شرایطی مرموز ناپدید میشود. حال بیوه سیاه به همراه انتقام جویان مصمم است تا پدرش را پیدا کند، اما آنها به زودی با دشمنی خطرناک و متفاوت از هر چیزی که قبلا با آن روبرو شده بودند، ملاقات میکنند و…
خلاصه داستان: سال ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول به اوج وحشت خود رسیده است. پائول بوئمر، نوجوانی هفدهساله، همراه با دوستانش با شور و شوق میهنی به جبهه غربی اعزام میشود، اما خیلی زود با واقعیت تلخ جنگ روبهرو میشود. در سنگرهای گلآلود و زیر آتش بیامان توپخانه، آرمانهای جوانی رنگ میبازند و جای خود را به ترس، گرسنگی و مرگ میدهند. پائول شاهد مرگ تدریجی همرزمانش است و در هر نبرد، بخشی از انسانیت خود را از دست میدهد. او که به نمادی از نسلی قربانیشده تبدیل شده، در کشمکشی میان امید و ناامیدی، معنای زندگی و صلح را زیر سؤال میبرد. این فیلم روایتی سینمایی، تلخ و تأملبرانگیز از بیمعنایی جنگ و تأثیر مخرب آن بر روان نسل جوان است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «هیتلر» درباره مردی است که به همراه عشق جدیدش، ناخواسته در میان درگیری خطرناک میان یک کارآگاه سرسخت و یک سیاستمدار مستبد گرفتار میشود. این درگیری که ریشه در قدرت و انتقام دارد، زندگی آنها را به خطر میاندازد و آنها را مجبور میکند برای بقا تصمیمهای سختی بگیرند. در این مسیر، رازهایی از گذشته کارآگاه و سیاستمدار فاش میشود و هر یک از شخصیتها باید با پیامدهای انتخابهای خود روبهرو شوند. فیلم با فضاسازی پرتنش و تعلیقهای پی در پی، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: دومینیک، یک قاتل حرفهای آموزشدیده، برای فرار از گذشته پرآشوب خود تلاش میکند زندگی جدیدی را در آمریکای جنوبی آغاز کند. اما بهزودی خود را در شهری مییابد که گرفتار خشونت و فساد است. در مواجهه با حملات بیرحمانه پلیس و مافیا، دومینیک باید تصمیم بگیرد که آیا از خود محافظت کند یا از خانواده بیگناهی که به او پناه دادهاند.
خلاصه داستان: بیست و دو سال پس از از دست دادن خانهاش، آرولموجهی وارمان به زادگاهش تانجاوور بازمیگردد تا در عروسی پسرعمویش شرکت کند. در میان جشنها، آرول با مردی سرزنده روبرو میشود که او را به خاطر نمیآورد. با کمک آن مرد ناشناس، آرول دوباره با گذشتهاش ارتباط برقرار میکند.