خلاصه داستان: زندگی سدا، نقاشی جوان، با رویدادهای آسیبزایی که پیدرپی تجربه میکند، دچار تزلزل میشود. حال و هوای زندگیاش بهتدریج تاریکتر میشود. در همین زمان، نیرویی دیگر تحت تأثیر نیروهای شیطانی هدایت میشود. زنی که بدون خواست خود با چیزهایی فراتر از درکش ارتباط برقرار میکند، نمیتواند دلیل ترسهایش را درک کند و سرانجام با واقعیت روبهرو میشود. او باید میان هنر و جنون، میان واقعیت و توهم، راهی بیابد و راز نقاشی آخرش را کشف کند.
خلاصه داستان: دکتر اوغوز، روانپزشکی که مدتی است با کابوسهای آزاردهنده دستوپنجه نرم میکند، در بخش روانپزشکی با بیمار مرموزی به نام سرا آشنا میشود. سرا ادعاهایی عجیب درباره گذشته و رویاهایش مطرح میکند که مرز میان واقعیت و توهم را برای او محو میسازد. این ملاقات، اوغوز را به سفری در اعماق ذهن و کشف رازهایی میکشاند که زندگی هر دوی آنها را برای همیشه دگرگون میکند. فیلم سرا با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، مخاطب را به چالش میکشد تا در مسیر پیچیده روایت، حقیقت را از خیال تشخیص دهد.
خلاصه داستان: آرجون سرکار، افسر ارشد پلیس در واحد ویژه جنایی (HIT) در ویساخاپاتنام، مأمور رسیدگی به پروندهای در جامو و کشمیر میشود تا گروهی از قاتلان زنجیرهای را که مسئول قتلهای فجیع چندین نفر هستند، شناسایی و دستگیر کند. او در این مسیر با پیچیدگیهای اخلاقی، توطئههای درونسازمانی و خطرات شخصی مواجه میشود و باید میان انجام وظیفه و عدالت خواهی تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰، موریل، تازهعروسی که به نظر میرسد زندگی آرامی را آغاز کرده، با ورود جولیوس، برادرشوهر سرکش خود، وارد مسیری پر از خطر و کشف خود میشود. جولیوس که به دنبال هویتی تازه است، موریل را به سفری موازی میکشاند که در آن عشق، رازها و آزادی در هم میآمیزند. این دو در حالی که هر کدام به دنبال پاسخ سؤالات خود هستند، با واقعیتهایی روبهرو میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در نیمهشب شب والپورگیس، رنفیلد، منشی جوان انگلیسی، برای انجام معاملهای ملکی به قلعهی مرموز کنت دراکولا در کوههای کارپات میرسد. دراکولا که موجودی خونآشام و اشرافزادهای باستانی است، عقل رنفیلد را تسخیر میکند و او را به خدمت میگیرد. پس از سفر به لندن، دراکولا با دکتر سورد و خانوادهی او آشنا میشود و به لوسی، دختر جوان خانواده، حمله میکند. دکتر ون هلسینگ، متخصص بیماریهای عجیب، به کمک میشتابد و راز خونآشام بودن دراکولا را فاش میکند. تعقیب و گریزی نفسگیر برای نجات لوسی و از بین بردن کنت دراکولا آغاز میشود.
خلاصه داستان: در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۲، آندریا اسپتزاکاتنا، پسر پانزدهسالهای که تازه تولدش را جشن گرفته بود، به زندگی خود پایان داد. این نخستین بار در ایتالیا بود که آزار و اذیت مدرسهای و فضای مجازی به خودکشی یک نوجوان منجر شد. فیلم «پسری با شلوار صورتی» بر اساس داستان زندگی او ساخته شده است و روایتی تأثیرگذار از سالهای آخر زندگی آندریا، فشارهای روانی، تمسخر همکلاسیها و بیتوجهی اطرافیان ارائه میدهد. این اثر سینمایی با نگاهی انسانی و بیطرفانه، تلاش میکند تا ابعاد پنهان قلدری سایبری و پیامدهای ویرانگر آن را نشان دهد. داستان در بستر یک خانواده معمولی و جامعهای روایت میشود که تفاوتها را برنمیتابد و همین موضوع، لایههای عمیقتری به ماجرا میبخشد.