خلاصه داستان: معلم مهربان آمری به تازگی کار خود را در آکادمی معتبر سعادت آغاز کرده و قصد دارد تیم فوتبال مدرسه را آموزش دهد. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه توسط تیم رقیب به اسارت گرفته میشود. او مجبور است فرار کند تا بتواند دوباره کنار بچهها باشد، اما در مسیر فرار دچار حادثهای میشود که باعث از دست رفتن حافظهاش میگردد. وظیفهای که پیش رو دارد، بازیابی حافظهاش است تا بتواند دوباره تیم خود را هدایت کند.
خلاصه داستان: سفید ناب مستندی درباره زندگی و آثار زندهیاد پرویز فنیزاده، هنرمند پیشکسوت ایرانی است که با استفاده از تصاویر آرشیوی بکر و کمتر دیدهشده ساخته شده است. این فیلم به مرور فعالیت هنری او در عرصههای مختلف، از جمله صداپیشگی و بازیگری، میپردازد و تلاش میکند تصویری جامع از مسیر حرفهای این چهره ماندگار ارائه دهد. روایت مستند با تکیه بر اسناد و تصاویر آرشیوی، مخاطب را با بخشهایی از زندگی و هنر او آشنا میکند.
خلاصه داستان: پس از سالها انتظار، حکم اعدام قاتل برادر امیر به اجرا درمیآید، اما او که به دنبال آرامش است، درگیر ماجرایی پیچیده میشود. برادر اعدامشده، که پیش از مرگش رازی را فاش کرده، او را به سفری پر از خشم و انتقام میکشاند. امیر در مسیر حقیقت، با افرادی روبهرو میشود که هرکدام نقشی در این ماجرا دارند. او باید میان عقل و احساس، میان بخشش و انتقام، یکی را برگزیند. فیلم کیفر روایتی از تلاش برای یافتن عدالت در جهانی است که قانون گاهی ناکارآمد است.
خلاصه داستان: گیلانه، مادری روستایی، در سال ۱۳۶۷ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، دختر باردارش مایگل را از روستای اسپیلی به تهران میآورد تا همسر غایب او، رحمان، را بیابد. این سفر پرمشقت، آنها را با ویرانیهای جنگ و ناامیدی روبهرو میکند. پانزده سال بعد، گیلانه با خاطرات تلخ و زخمهای کهنهاش درگیر است و تلاش میکند معنای تازهای برای زندگی پیدا کند. فیلم روایتی ساده و انسانی از عشق مادرانه، فداکاری و تأثیرات ماندگار جنگ بر نسلهاست.
خلاصه داستان: جونگهوان، مربی حیوانات سرسخت، زندگی روزمرهی آشفتهای را با دختر نوجوان و سرکش خود، سوآ، میگذراند؛ دختری پرشور و عاشق رقص. روزی سوآ به ویروس زامبیای آلوده میشود که سراسر جهان را درگیر کرده است. جونگهوان که نمیتواند دخترش را رها کند، تصمیم میگیرد او را در خانه نگه دارد و به شیوهای نامتعارف با شرایط جدید کنار بیاید. او در این مسیر تلاش میکند تا هویت انسانی سوآ را حفظ کند و با محدودیتها و خطرات دنیایی که به سرعت در حال فروپاشی است دست و پنجه نرم کند. این درام کمدی دربارهی عشق پدرانه، پذیرش تفاوتها و معنای انسان بودن در بحرانیترین شرایط است.
خلاصه داستان: وقتی یک نوازنده همراه با همسرش به خانهای دورافتاده در ولز نقل مکان میکنند، موسیقیای که مینوازند، جادوی کهن و محلی آن منطقه را برمیآشوبد و کودکی بینام را به درِ خانهشان میکشاند؛ کودکی که قصد دارد به زندگی آنها نفوذ کند. این مهمان مرموز، آرامش ظاهری آنها را به هم میریزد و مرز میان واقعیت و افسانه را کمرنگ میکند. داستان با فضاسازی ملتهب و نگاههای پنهان، به تدریج رازهای تاریکی را از دل طبیعت و گذشته برملا میسازد. سکوت سنگین خانه و نغمههای جادویی، شخصیتها را درگیر معمایی میکند که گریزی از آن نیست. فیلم با بهرهگیری از تعلیق و نمادپردازی، تجربهای متفاوت از ترس روانی و فولکلور را پیش روی مخاطب قرار میدهد.