خلاصه داستان: دو جوان که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفتهاند با هم آشنا میشوند و این آشنایی پیشدرآمد اتفاقات بسیاری برای آنها میشود. آنها در مسیری پر از ماجراهای غیرمنتظره قرار میگیرند و با موقعیتهای طنزآمیز و چالشهای مختلفی روبهرو میشوند. این آشنایی نهتنها زندگی آنها را تغییر میدهد، بلکه روابط آنها با دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در طول مسیر، شخصیتهای دیگری نیز به داستان اضافه میشوند و هر کدام نقشی در پیشبرد ماجرا دارند. فیلم با نگاهی طنز به موضوع سربازی و معافیت، موقعیتهای خندهداری را خلق میکند و در عین حال به روابط انسانی و دوستی نیز میپردازد. سرانجام، این دو جوان با همراهی دوستان جدیدشان، تجربهای فراموشنشدنی از این ماجرا به دست میآورند و درسهای مهمی درباره زندگی و مسئولیت میآموزند.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ مادری است که پس از مرگش، فرزندان او به خانهاش میآیند و از طریق پرستار مادر متوجه میشوند که وصیت کرده که سه روز پس از مرگش او را به خاک بسپارند. فرزندان بر سر عمل به وصیت دچار اختلافاتی میشوند و پس از دو روز متوجه میشوند مادرشان نصف اموال و زمینهایش و همچنین خانهاش را به نام پرستار خود کرده است. این اتفاق، تنشهای پنهان و روابط سرد خانوادگی را آشکار میسازد و هر یک از فرزندان با انگیزههای متفاوت، وارد بازی پیچیدهای از طمع، احساسات و حسرت میشوند. در این میان، پرستار که رازهای بیشتری از مادر میداند، نقشی کلیدی در پیشبرد ماجرا ایفا میکند و گذشتهای که فرزندان از آن بیخبرند، کمکم نمایان میشود.
خلاصه داستان: فیلم خشم و هیاهو روایتگر زندگی خوانندهای است که درگیر پروندهای جنایی و عاطفی میشود. داستان با محوریت یک قتل و روابط پیچیده میان شخصیتها پیش میرود و لایههای پنهان حقیقت را یکییکی آشکار میسازد. این اثر با فضاسازی تاریک و شخصیتهای چندبعدی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن اعتماد، خیانت و انتقام در هم تنیده شدهاند. کارگردانی نوید محمدزاده و بازیهای رضا بهبودی، طناز طباطبایی و خود او، به باورپذیری داستان کمک کرده است. فیلم با نگاهی به رویدادهایی که برخی آن را شبیه به ماجرای قتل همسر ناصر محمدخانی میدانند، مرز میان واقعیت و روایت را محو میکند. در این مسیر، مخاطب با پرسشهای اخلاقی و روانشناختی متعددی روبهرو میشود و تا پایان درگیر معماهای داستان باقی میماند.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ، تبعیدیهای سابق به زندگی عادی بازگشتهاند و هرکدام مسیر خود را رفتهاند. یک برنامه تلویزیونی قصد دارد با جمعی از کهنهسربازان گفتگو کند، اما یکی از آنها بهشدت بیمار است و در آستانه مرگ قرار میگیرد. این اتفاق باعث میشود دوستان قدیمی که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، برای آخرین دیدار دور هم جمع شوند. هرکدام از این شخصیتها با چالشها و تضادهای زندگی امروز خود روبهرو هستند و بازگشت به گذشته، خاطرات و زخمهای کهنه را زنده میکند.
خلاصه داستان: محسن، مدیر فروش شهرستانی، به تازگی به سمت مدیر کشوری ارتقا یافته است. او که از این ارتقا خوشحال است، دغدغهای بزرگ دارد: همسرش را نه چندان مدرن میبیند و میترسد که حضور او در جمع همکاران پایتختنشینش باعث سرافکندگی و تحقیرش شود. تلاش محسن برای تطبیق دادن همسرش با تصوراتش از زندگی مدرن، او را با چالشها و موقعیتهای کمیک و در عین حال تأملبرانگیزی روبهرو میکند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به روابط زناشویی و تفاوتهای فرهنگی در جامعه ایران میپردازد.
خلاصه داستان: در حاشیهی شهر، مالک با گاریاش بار مسافران را جابهجا میکند. او مردی خسته و کمحرف است که روزگارش با کار و تکاپو میگذرد. روزی نورا، زنی جوان و مرموز، با باری سنگین به او مراجعه میکند و همین آشنایی، مسیر زندگی مالک را تغییر میدهد. نورا در پی رسیدن به مقصدی است و مالک، ناخواسته، همراه او میشود. در طول مسیر، رازهایی از گذشتهی هر دو برملا میشود و مرز میان عشق و جنون، واقعیت و خیال، کمرنگ میگردد. داستان در فضایی رئالیستی و با نگاهی اجتماعی روایت میشود و به تنهایی انسان در دنیای مدرن میپردازد.