خلاصه داستان: دانشمندان در آزمایشگاهی مخفی با دستکاری ژنتیکی، پوکمون افسانهای میوتو را میسازند؛ موجودی فوقالعاده قدرتمند که از سرنوشت خود آگاه میشود و علیه خالقانش شورش میکند. میوتو که از تنهایی و خشم رنج میبرد، از مربیان پوکمون در سراسر جهان دعوت میکند تا در جزیرهای دورافتاده با قویترین پوکمونهایشان به مصاف او بروند. اش کیچن، میستی و براک به همراه پیکاچو به این چالش پاسخ میدهند و درگیر نبردی حماسی میشوند که مرزهای دوستی و طبیعت را به چالش میکشد. در این میان، میوتو با سؤالاتی عمیق درباره هویت و هدف وجودی خود دستوپنجه نرم میکند و اش باید راهی برای پایان دادن به این درگیری بیابد.
خلاصه داستان: در سال 2054، پاریس به شهری کاملاً تحت نظارت تبدیل شده است؛ هر حرکت شهروندان توسط دوربینها و سیستمهای پیشرفته ثبت میشود و یک کمپانی بزرگ به نام «آوالون» همهچیز را کنترل میکند. وقتی ایلونا، دانشمند جوان و محقق همین کمپانی، به شکلی مرموز ناپدید میشود، خواهرش بینهایت نگران شده و به پلیس مراجعه میکند. بارتلمی کاراس، کارآگاه سختگیر و باتجربه، مأمور میشود این پرونده را حل کند. در جستوجوی خود، کاراس با رمز و رازهایی روبهرو میشود که ریشه در گذشته کمپانی و هویت واقعی ایلونا دارد. او در مسیر تحقیقات با زنی به نام بیسنا روبرو میشود که ادعا میکند خواهر ایلونا است، اما واقعیت پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد. کاراس در دنیایی سیاه و سفید، جایی که اعتماد معنا ندارد، باید حقیقت را از لایههای توطئه بیرون بکشد و در نهایت با رازی مواجه شود که آینده بشریت را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان انیمیشن پاکوچولو بر روی یک یتی (مرد برفی) جوان و کنجکاو به نام میگو تمرکز دارد که در یک روستای ابری در هیمالیا زندگی میکند. میگو برخلاف دیگر یتیها که به قوانین قدیمی جامعهشان پایبند هستند، به وجود موجودات مرموزی به نام «پا کوچولوها» (انسانها) شک دارد. او با زیر سوال بردن باورهای سنتی قبیلهاش، ناخواسته از روستا تبعید میشود. در همین حین، میگو با یک انسان به نام پرسی که یک مجری برنامههای تلویزیونی است، برخورد میکند. این برخورد، ماجراهای خندهداری را رقم میزند و میگو سعی میکند به همنوعانش ثابت کند که دنیای آنها بزرگتر از تصورشان است. داستان با طنز و موسیقی، به موضوعاتی مثل پذیرش تفاوتها، شجاعت در برابر ناشناختهها و اهمیت حقیقت میپردازد.
خلاصه داستان: لایتنینگ مککوئین، قهرمان مسابقات اتومبیلرانی، پس از سالها موفقیت، حالا با نسل جدیدی از ماشینهای مسابقهای فوقالعاده سریع و پیشرفته روبهرو شده است که تواناییهای او را به چالش میکشند. در آستانه بازنشستگی و در حالی که رقبای جوانی مانند جکسون استورم او را تحت فشار قرار دادهاند، مککوئین تصمیم میگیرد دست از تلاش برندارد و برای اثبات خود به مسیر مسابقات برگردد. او در این مسیر از دوست قدیمیاش، داک هادسون، الهام میگیرد و با کمک یک مربی جوان و مشتاق به نام کروز رامیرز، تمرینات جدیدی را آغاز میکند. ماشینهای 3 داستانی درباره پذیرش تغییر، احترام به گذشته و یافتن راهی تازه برای ادامه دادن است؛ داستانی که در آن مککوئین یاد میگیرد که قهرمانی فقط به سرعت نیست، بلکه به خرد و تجربه نیز بستگی دارد.
خلاصه داستان: تام و جری، گربه و موش مشهور، این بار در ماجرایی جادویی و پر از خنده همراه با دختری جوان به نام آتنا میشوند. آنها در حالی که در یک جنگل بزرگ و مرموز سرگرم بازی و شیطنت هستند، تخمی عجیب و درخشان پیدا میکنند که از آن یک بچه اژدهای کوچک و بامزه متولد میشود. آتنا نام او را درکی میگذارد و هر سه با هم دوستان صمیمی میشوند. اما آرامش آنها دیری نمیپاید؛ زیرا جادوگر شروری به نام درزل که به دنبال قدرت جادویی این اژدهاست، نقشه میکشد تا او را بدزدد. درزل با کمک جغد وفادارش، درکی را میرباید و تام و جری و آتنا برای نجات او وارد سفری پرماجرا میشوند. در این مسیر، آنها با موجودات جادویی مختلفی روبهرو میشوند و سعی میکنند با استفاده از هوش و دوستی خود، بر مشکلات غلبه کنند و بچه اژدها را از چنگال جادوگر شیطانی نجات دهند.
خلاصه داستان: در ادامهی ماجراهای سرزمینهای دور، شیر جوانی به نام کیون، پسر سیمبا و نالا، به عنوان رهبر گروهی جدید به نام «نگهبان شیر» انتخاب میشود. او همراه با دوستانش—بونگا، بشی و اونو—مسئولیت محافظت از سرزمینهای دور و حفظ تعادل چرخهی زندگی را بر عهده میگیرد. اما این مأموریت ساده نیست؛ کیون باید یاد بگیرد که رهبری واقعی به معنای گوش دادن به دیگران و استفاده از قدرت «غرّش» تنها در مواقع ضروری است. در همین حال، تهدیدی از سوی شیرهای سرگردان به رهبری شیر خطرناکی به نام ماکاچا ظاهر میشود که قصد دارد جایگاه سیمبا را به چالش بکشد. کیون و دوستانش باید با شجاعت، دوستی و همکاری، از سرزمین خود دفاع کنند و ثابت کنند که یک نگهبان واقعی حتی در سختترین شرایط نیز تسلیم نمیشود. این داستان دربارهی رشد، مسئولیتپذیری و ارزش کار گروهی است.