خلاصه داستان: در 13 اکتبر 1972، پرواز 571 نیروی هوایی اروگوئه که حامل یک تیم راگبی و همراهانشان بود، در مسیر سانتیاگو بر فراز رشتهکوه آند سقوط کرد. بازماندگان که در ارتفاع 3500 متری و در سرمای طاقتفرسا گرفتار شده بودند، برای زنده ماندن مجبور به تصمیمهای دشوار شدند. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی روبرتو کانِسا و دیگر نجاتیافتگان ساخته شده و روایتی انسانی از همبستگی، امید و اراده در برابر مرگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی در مونتهویدئو، پایتخت اروگوئه، یک ویروس مرموز و کشنده ناگهان شیوع پیدا میکند. این ویروس که بعدها ویروس ۳۲ نامیده میشود، افراد آلوده را به موجوداتی خشن و بیرحم تبدیل میکند که تنها هدفشان حمله به دیگران است. در میان هرجومرج و قتلعام وحشتناکی که خیابانها را فرا میگیرد، یک زن به نام ایریس به همراه دختر کوچکش تاتیانا تلاش میکنند از این کابوس جان سالم به در ببرند. آنها در یک باشگاه ورزشی متروک پناه میگیرند، اما به زودی متوجه میشوند که ویروس فقط مردم را دیوانه نمیکند؛ بلکه یک الگوی ترسناک در رفتار آلودهشدگان وجود دارد: آنها هر ۳۲ ثانیه یک بار برای لحظهای آرام میشوند. این حفره زمانی تنها فرصت برای فرار یا مقابله است. ایریس باید با استفاده از این الگو، خود و دخترش را از دست موج بیامان آلودهها نجات دهد.
خلاصه داستان: در 13 اکتبر 1972، پرواز 571 نیروی هوایی اروگوئه که برای بردن یک تیم راگبی به شیلی اجاره شده بود، به یخچالی در قلب آند سقوط کرد. بازماندگان که در میان برف و یخ و با کمبود شدید غذا و امکانات مواجه شدند، برای زنده ماندن دست به اقدامات بیسابقهای زدند. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی بازماندگان و کتاب معروف پابلو ویرسی، روایتگر تلاشهای بیوقفه آنان برای بقا در یکی از سختترین شرایط ممکن است. داستان، ابعاد انسانی، اخلاقی و روحی این فاجعه را با نگاهی عمیق و بیپرده به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه همبستگی و امید در نهایت به نجات آنان انجامید.