خلاصه داستان: پس از پایان جنگ جهانی دوم، گریس (نیکول کیدمن) در خانهای ویکتوریایی در جزیرهای دورافتاده با دو فرزندش اَن و نیکلاس زندگی میکند که به بیماری حساسیت به نور مبتلا هستند و به همین دلیل خانه همیشه در تاریکی نگه داشته میشود. با آمدن خدمتکاران جدید، اتفاقات عجیبی رخ میدهد؛ صدای قدمها، صدای پیانو و درهایی که خودبهخود باز و بسته میشوند. گریس که باورهای مذهبی سختگیرانهای دارد، به تدریج با رازهای وحشتناک خانه و گذشتهاش روبرو میشود. او برای محافظت از فرزندانش دست به هر کاری میزند و در نهایت حقیقت شوکهکنندهای را کشف میکند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در قرن هفدهم میلادی، جادوگری کینهتوز به نام «آسا واژدا» به همراه خدمتکار اهریمنیاش «ایگور یاویچ» به جرم شیطانپرستی محکوم به مرگ میشوند. پیش از اعدام، آسا نفرینی مرگبار بر خاندان ووایدا بر زبان میراند. دویست سال بعد، تابوت او به طور تصادفی گشوده میشود و خون او جان تازهای به جسدش میبخشد. آسا با بازگشتن به دنیای زندگان، به دنبال بدن زیبای «کاتیا»، نوادهاش که شباهت عجیبی به او دارد، میگردد تا با تسخیر او حیات ابدی به دست آورد. تنها «دکتر گوروب»، پزشکی جوان و شجاع، به همراه خانوادهاش در برابر این نیروی شیطانی میایستد تا کاتیا را از چنگال نفرین نجات دهد.
خلاصه داستان: در جنوب ایتالیا، مری، زن جوانی که به نونزیو جنایتکار وابسته است، میخواهد از رابطهی سمیشان خارج شود اما از عواقب آن میترسد. رابطهی عاشقانهی او با جولیو، یک مربی سوارکاری جدید، او را به یافتن شجاعت سوق میدهد. مری با وجود هشدارهای میشل، دوست دوران کودکیاش و شریک نونزیو، عشق به جولیو را انتخاب میکند. نونزیو که احساس میکند به او خیانت شده، نقشهی انتقام میکشد. داستانی از عشق و خون که در آن عناصر واقعی و ویرانگر، عشق و دوستی به نظر میرسند.