خلاصه داستان: در اول نوامبر ۱۹۵۹، سی. سی. باکستر، کارمند مجرد و تنها، نزدیک چهار سال است که در دفتر مرکزی یک شرکت بزرگ بیمه با سی هزار کارمند در منهتن نیویورک کار میکند. او برای پیشرفت شغلی، آپارتمانش را در اختیار مدیران ارشد قرار میدهد تا قرارهای عاشقانه داشته باشند. باکستر که عاشق آسانسورچی شرکت، خانم فران کوبلیک، شده، بهتدریج درگیر ماجرای عاشقانه پیچیدهای میشود و مجبور است میان اخلاق، عشق و جاهطلبی یکی را انتخاب کند. این کمدی درام کلاسیک با دیالوگهای تیز و روایتهای انسانی، به نقد جاهطلبی و تنهایی در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: ماریون کرین، منشی جوانی در یک بنگاه معاملات ملکی در فینیکس، در یک لحظه تصمیم میگیرد چهل هزار دلار پول نقد متعلق به مشتری را بدزدد و به همراه آن از شهر فرار کند. او در میان جادههای بارانی و خستهکننده، شب را در یک هتل کوچک و دورافتاده در کنار بزرگراه متوقف میشود. هتل بیتس توسط مردی جوان، خوشبرخورد اما کمی عجیب به نام نورمن بیتس اداره میشود که زندگی اش را وقف مراقبت از مادر مسن خود کرده است. پس از یک گفتگوی ساده و شام مختصر در دفتر هتل، ماریون تصمیم میگیرد به حمام برود و در آنجاست که آرامش شوم شب با یک اتفاق هولناک شکسته میشود. این حادثه، زنجیرهای از رازها، هویتهای پنهان و جنایتهای وحشتناک را آشکار میکند و زندگی همه شخصیتهای درگیر را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در یک سفر تفریحی به جزیرهای آتشفشانی و تقریباً خالی از سکنه در دریای مدیترانه، آنا، زنی جوان و آشفته، بهطور مرموزی ناپدید میشود. دوستش کلودیا و نامزدش ساندرو، همراه با دیگر دوستان، به جستوجو میپردازند. اما جستوجو به تدریج بینتیجه میماند و ساندرو و کلودیا که برای یافتن آنا به شهرهای مختلف سفر میکنند، در میان این تلاش، به یکدیگر نزدیک میشوند. آنها در حالی که با احساس گناه و سردرگمی دستوپنجه نرم میکنند، در دنیایی از بیهودگی اشرافی و بحران عاطفی غوطهور میشوند. آنتونیونی در این فیلم، نه بر حل معما، بلکه بر پوچی ارتباطات انسانی و دشواری برقراری پیوند عاطفی در مدرنیته تأکید میکند؛ روایتی که در آن، ناپدید شدن آنا بهانهای است برای کاوش در ویرانیهای درونی شخصیتها.
خلاصه داستان: در قرن هفدهم میلادی، جادوگری کینهتوز به نام «آسا واژدا» به همراه خدمتکار اهریمنیاش «ایگور یاویچ» به جرم شیطانپرستی محکوم به مرگ میشوند. پیش از اعدام، آسا نفرینی مرگبار بر خاندان ووایدا بر زبان میراند. دویست سال بعد، تابوت او به طور تصادفی گشوده میشود و خون او جان تازهای به جسدش میبخشد. آسا با بازگشتن به دنیای زندگان، به دنبال بدن زیبای «کاتیا»، نوادهاش که شباهت عجیبی به او دارد، میگردد تا با تسخیر او حیات ابدی به دست آورد. تنها «دکتر گوروب»، پزشکی جوان و شجاع، به همراه خانوادهاش در برابر این نیروی شیطانی میایستد تا کاتیا را از چنگال نفرین نجات دهد.