خلاصه داستان: زنی به همراه یکی از دوستانش یک وبلاگ مخصوص به اتفاقات فراطبیعی باز میکند و سعی میکند مطالبی راجع به اینگونه اتفاقات منتشر کند. او به اشتباه نفرینی اهریمنی را آزاد میکند که جان دخترش را به خطر میاندازد و برای نجات او باید ریشه این نفرین را پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم روباه پیر در اواخر دهه ۱۹۸۰ تایوان روایت میشود. پسر یازدهسالهای به نام لیائو جی-کای با پدرش در یک محله قدیمی زندگی میکند. پدر او مردی ساده و زحمتکش است که به سختی مخارج زندگی را تأمین میکند. زندگی آنها با ورود صاحبخانهای مرموز به نام آقای هسیو تغییر میکند. آقای هسیو که به «روباه پیر» معروف است، مردی ثروتمند و زیرک است که راه و رسم بقا در دنیای مدرن را به خوبی میداند. لیائو جی-کای مجذوب شخصیت و سبک زندگی او میشود و کمکم میان ارزشهای پدر مهربانش و آموزههای عملگرایانه روباه پیر سرگردان میماند. این فیلم به شکلی ظریف به تضاد میان نسلها و تغییر ارزشهای اجتماعی در تایوان آن دوران میپردازد.
خلاصه داستان: کنگ تنها در خانهای بزرگ و نون در آپارتمانی کوچک در شهر زندگی میکند. آنها هرگز با هم صحبت نمیکنند، اما به شکلی مرموز به هم مرتبطاند. روزها به آرامی میگذرند؛ کنگ با درد مزمن دستوپنجه نرم میکند و نون در جستوجوی آرامش است. ملاقات کوتاه آنها در یک هتل، لحظهای از همدلی و صمیمیت را رقم میزند، اما هر کدام به تنهاییای که میشناسند بازمیگردند. فیلم با نماهای بلند و سکوتهای پرمعنا، تنهایی انسان مدرن را در شهری بیروح به تصویر میکشد و به تماشاگر اجازه میدهد در فضا و زمان غرق شود.
خلاصه داستان: جیمی، مرد ۳۶ سالهای که پس از از دست دادن شغل و شرکتی که خودش ساخته بود به پایینترین نقطه زندگیاش رسیده، تصمیم میگیرد سفری تنهایی به ژاپن داشته باشد. او در این سفر به دنبال عشق گمشدهای میگردد که سالها پیش در دوران جوانی پشت سر گذاشته بود. این سفر درونی و بیرونی، او را با خاطرات و انتخابهای گذشتهاش روبهرو میکند و فرصتی برای بازاندیشی در زندگی و عشق فراهم میآورد.
خلاصه داستان: پس از شیوع یک ویروس کشنده در یک بیمارستان، همه در آنجا قرنطینه میشوند. انسانهای بسیاری درگیر این بحران میشوند و باید با انتخابهای دردناک و غیرمنتظرهای کنار بیایند و...
خلاصه داستان: یک مأمور سابق اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا به نام جان لاولیس که اکنون در تایپه به عنوان راننده فعالیت میکند، در یک آخرهفته غیرمنتظره با گوئی، زنی که سالها پیش عاشقش بود و اکنون مأمور پلیس محلی است، روبهرو میشود. این برخورد اتفاقی، خاطرات یک مأموریت پنهانی قدیمی را زنده میکند که در آن جان و گوئی ناگزیر به همکاری با یکدیگر شده بودند. در طول این آخر هفته کوتاه، آنها متوجه میشوند که گذشته هر دوی آنها با یک باند جنایتکار قدرتمند تایوانی گره خورده است. تعقیب و گریزهای خیابانی، درگیریهای نفسگیر و تصمیمهای دشوار، مسیر آنها را به سمت حقیقتی خطرناک سوق میدهد. در حالی که هر لحظه به انتقام و نجات نزدیکتر میشوند، عشق دیرینه دوباره شعلهور میشود و آنها باید بین امنیت و آرامش، یکی را انتخاب کنند. این فیلم اکشن و هیجانانگیز با تمرکز بر روابط انسانی، روایتی پرتنش از عشق، وفاداری و رستگاری را در شهری پر از پیچیدگیهای مدرن به تصویر میکشد.