خلاصه داستان: سه دوست قدیمی به نامهای امیت، جیوی و عمران که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، پس از مرگ همسر یکی از آنها، تصمیم میگیرند آرزوی دیرینهشان را برآورده کنند: سفر به کمپ اصلی اورست. این سفر که قرار است سفری ساده باشد، به سرعت به چالشی بزرگ برای این دوستان مسن تبدیل میشود. در طول مسیر، آنها با محدودیتهای جسمی و ذهنی خود روبهرو میشوند، خاطرات گذشته را مرور میکنند و با راهنمایی یک کوهنورد جوان، معنای واقعی آزادی، دوستی و زندگی را کشف میکنند. فیلم ارتفاع روایتی احساسی و الهامبخش از اراده انسان و قدرتی است که در باور به خود نهفته است.
خلاصه داستان: اعضای یک جوخه سری مأمور میشوند تا گروهی از قاتلین نقابدار را از بین ببرند، ولی مسئول گروه خیلی زود متوجه ارتباط قتلها با یک محموله بزرگ کوکائین و یک مأمور مخفی قدیمی میشود. همزمان، ویکرام، فرمانده سابق یک واحد عملیات ویژه، درگیر پروندهای میشود که گذشته او را هدف گرفته است. درگیری میان نیروهای پلیس، باندهای مواد مخدر و یک سازمان مرموز، به جنگی تمامعیار در خیابانهای چنای بدل میشود.
خلاصه داستان: ویکرام آدیتیا، اخترشناسی جوان و خوشبرخورد در اروپای دهه ۱۹۷۰، به عشق اعتقادی ندارد و زندگی را با پیشبینی ستارهها پیش میبرد. او در سفری به ایتالیا با پریرنا، پزشکی مصمم و منطقی، آشنا میشود که برخلاف او به سرنوشت باور ندارد. این دو در حالی که هر کدام به دنیای خود مشغولاند، به تدریج به یکدیگر دل میبازند، اما عشقشان با موانع بزرگی روبهرو میشود. پیشگویی ویکرام درباره آیندهای تاریک، او را در برابر انتخابی دشوار قرار میدهد: آیا میتواند عشقش را نجات دهد یا باید تسلیم تقدیر شود؟
خلاصه داستان: حدود ۲۸ سال پیش، در روستایی دورافتاده، مجموعهای از قتلهای مرموز رخ داد که به نظر میرسید ریشهای ماورایی دارند. حالا یک بازرس پلیس به نام ویکرانت رونا برای حل این پروندههای حلنشده وارد روستا میشود. او بهزودی با پدیدههای عجیب و اتفاقات غیرقابلتوضیحی مواجه میشود که مرز بین واقعیت و خرافه را محو میکند. رونا با کندوکاو در گذشته تاریک روستا، به رازهایی برخورد میکند که سالها پنهان ماندهاند. او باید میان توهم و حقیقت، حقیقت را پیدا کند؛ اما هر قدم، او را به معمایی پیچیدهتر نزدیک میکند. این بازرس مصمم در تلاش است تا پرده از این جنایتهای هولناک بردارد و عدالت را به این سرزمین بازگرداند.
خلاصه داستان: اویناش سینگ راتور، مأمور مخفی سازمان اطلاعات هند که با نام رمز تایگر شناخته میشود، پس از سالها خدمت، ناگهان به خیانت متهم میشود و این خبر در سراسر کشور پخش میشود. تایگر که اکنون فراری است، برای اثبات بیگناهی خود و محافظت از خانوادهاش، باید با همسرش زویا وارد یک بازی مرگبار شود. در این مسیر، او با آتشفشان، یک مأمور سابق اطلاعات پاکستان که نقشههای پیچیدهای در سر دارد، روبهرو میشود. تایگر برای پاک کردن نام خود و جلوگیری از یک فاجعه بزرگ، باید از تمام مهارتهای رزمی و هوش خود استفاده کند. او در این راه با چالشهایی مواجه میشود که او را به گذشتهاش پیوند میزند و مجبور میشود بین میهن و خانوادهاش یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: سریکانت، مردی نابینا که از کودکی با محدودیتهای بینایی دستوپنجه نرم میکند، با ارادهای پولادین و ذهنی خلاق، رویاهای بزرگ خود را دنبال میکند. او با وجود تمام موانع اجتماعی و فیزیکی، موفق میشود در رشته مهندسی پذیرفته شود و به دانشگاه معتبر امآیتی راه یابد. سریکانت پس از فارغالتحصیلی، با ایدهای نوآورانه، شرکت صنایع بولانت را تأسیس میکند و به یکی از کارآفرینان موفق هند تبدیل میشود. در این مسیر، او با چالشهایی همچون تبعیض، بیاعتمادی دیگران و مشکلات مالی روبهرو میشود، اما هرگز از هدف خود دست نمیکشد. این فیلم روایتی الهامبخش از تلاش، امید و شکستن کلیشههاست.