خلاصه داستان: جاوید عباس و ارون ورما دو مأمور پلیس وظیفهشناس و دوستان صمیمی هستند که در تعقیب قاچاقچی خطرناکی به نام کریشان اند. در جریان یک مأموریت، ارون به قتل میرسد و جاوید مسئولیت مراقبت از چهار فرزند او را بر عهده میگیرد. او که تجربهای در تربیت کودکان ندارد، با چالشهای زیادی روبهرو میشود و در این مسیر با معلمی به نام گیتا آشنا میشود که به او کمک میکند. اما رازهایی از گذشته ارون و ارتباط او با کریشان، جاوید را درگیر پروندهای پیچیده میکند. او باید بین وفاداری به دوستِ ازدسترفته و اجرای عدالت، یکی را انتخاب کند. داستان پر از تعلیق و لحظات احساسی است.
خلاصه داستان: جیم، مأمور سابق سازمان اطلاعات هند، پس از خیانتی نابخشودنی به یک تروریست بینالمللی تبدیل شده و با رهبری گروهی مسلح، نقشهای برای فروپاشی هند طراحی میکند. در این میان، پاتان، افسر زبده و مرموز سازمان، با همراهی روبی، مأمور سابق پاکستان، برای متوقف کردن جیم وارد عملیاتی پرمخاطره میشود. آنها در مسیر خود با خیانتها، تعقیبهای مرگبار و رازهایی از گذشته روبهرو میشوند. در حالی که جیم با استفاده از یک ویروس بیولوژیک تهدید به نابودی جمعیت هند میکند، پاتان باید بین وظیفه و عشق، وطن و انتقام یکی را برگزیند. این مأموریت او را به نقاط مختلف جهان میکشاند و در نهایت به رویارویی مستقیم با دشمن قدیمیاش ختم میشود.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و شجاع به نام کارن، پس از بازگشت به زادگاهش، با باندی خطرناک به رهبری پسر یک وزیر قدرتمند روبهرو میشود که زنان بیگناه را با تهدید به انتشار فیلمهای خصوصیشان تحت فشار قرار میدهد. کارن که از بیعدالتی و ناتوانی سیستم قضایی به ستوه آمده، تصمیم میگیرد خودش به تنهایی به مصاف این باند برود و در این مسیر با موانع و توطئههای زیادی روبهرو میشود. او در این راه با حمایت خانواده و افراد محلی، تلاش میکند عدالت را برقرار کند و قربانیان را از چنگال این باند نجات دهد. درگیریهای او با قدرتهای فاسد، او را به چالشی بزرگ میکشاند و او باید بین قانون و عدالت واقعی یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: «ارواح سرگردان» فیلمی در ژانر ترسناک و معمایی به کارگردانی راوی شانکار شارما و محصول سال ۲۰۰۴ سینمای هند است. آمیتاب باچان و دیمپل کاپادیا در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. داستان از آنجا آغاز میشود که ساندرا برای استخدام پرستار برای فرزندانش به آژانس کاریابی نامه مینویسد. سه نفر برای این کار درخواست میدهند و در نهایت یکی از آنها استخدام میشود. خانه آنها قوانین خاصی دارد که پرستار باید از آنها پیروی کند. روزی دختر خانواده به پرستار میگوید که حضور شخص دیگری را نیز در خانه حس میکند و همین موضوع، رازهای تاریکی را در دل این خانه قدیمی آشکار میسازد.
خلاصه داستان: شیوا، جوانی نیرومند و سنتگرا، در روستایی در کارناتاکای هند زندگی میکند. او به عنوان محافظ جنگل و زمینهای قبیلهاش، با بیرحمی از حریم خود دفاع میکند. اما با ورود یک مأمور جنگلبانی که ادعای مالکیت زمین را دارد، درگیریها آغاز میشود. مرگ نابهنگام یک روستایی، تنشها را به اوج میرساند و شیوا را درگیر نبردی با نیروهای شیطانی و ارواح باستانی میکند. او باید با باورهای کهن و آیینهای اجدادی کنار بیاید تا آرامش را به روستا بازگرداند. آیا او میتواند در برابر خشم طبیعت و خدایان محلی ایستادگی کند؟
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک کوهستانی هند، قتلهای زنجیرهای وحشتناکی رخ میدهد و وحشت مردم را فرا میگیرد. آرجان سِهگل، مأمور پلیس تازهکاری که به تازگی به این شهر منتقل شده، به همراه همکارش، کارآگاه دیشا، تحقیقات را آغاز میکند. او در حالی که با مافوقهای خود نیز درگیری دارد، به دنبال قاتلی میگردد که قربانیانش را به شیوهای مرموز و بیرحمانه به قتل میرساند. با هر قتل جدید، رازهای تاریکی از گذشته قاتل و انگیزههای او آشکار میشود. آرجان باید در میان سرنخهای گمراهکننده، حقیقت را پیدا کند و جلوی قتلهای بعدی را بگیرد.