خلاصه داستان: ایندیرا و سانی زوج جوانی هستند که زندگی شان با یک نفرین وحشتناک زیر و رو می شود؛ سانی توسط روح شیطانی کاکودا نفرین می شود و هر شب در ساعت مشخصی به موجودی عجیب تبدیل می شود. ایندیرا برای نجات همسرش از این بلا، به سراغ شکارچی ارواح محلی می رود و از او کمک می خواهد. در این مسیر، رازهای تاریکی از گذشته و ارتباط عجیب کاکودا با خانواده سانی آشکار می شود. آیا ایندیرا می تواند پیش از آنکه دیر شود، راهی برای شکستن این نفرین پیدا کند؟
خلاصه داستان: در جنگلهای انبوه هند، گروهی از حیوانات با تهدیدی جدی روبرو میشوند: ساختوسازهای بیرویه انسانها، زیستگاه آنها را در آستانه نابودی قرار داده است. یک پلنگ خالدار خوشفکر به نام بگا، همراه با دوستانش، از جمله یک میمون باهوش و یک خرس تنبل، تصمیم میگیرند سفری پرماجرا به دهلی نو، پایتخت هند، داشته باشند تا از نمایندگان پارلمان بخواهند جلوی تخریب جنگل را بگیرند. آنها در این مسیر با چالشهای فراوانی از جمله ترافیک سنگین شهری، انسانهای ناآشنا و موانع طبیعی روبرو میشوند. اما دوستی و امید به تغییر، آنها را در این سفر دشوار همراهی میکند. این انیمیشن ماجراجویانه، روایتی سرگرمکننده و در عین حال آموزنده از اهمیت حفاظت از محیط زیست و تلاش برای رسیدن به هدف ارائه میدهد.
خلاصه داستان: راجا پسر جوانی است که همراه پدرش زندگی آرامی دارد، اما خاطرهای تلخ از یک حادثه قدیمی، هر سال در جشن دیوالی برایشان زنده میشود. او که مرد ثروتمندی را مقصر آن ماجرا میداند، تصمیم گرفته هرگز زیر بار ظلم نرود و حق خود را پس بگیرد. در این مسیر، عشق، انتقام و عدالت در هم میآمیزند و راجا باید میان بخشش و کینه یکی را برگزیند. فیلم آزمایش با فضای احساسی و صحنههای دراماتیک، داستانی درباره خانواده و ایستادگی در برابر بیعدالتی روایت میکند.
خلاصه داستان: ویجی کومار، ستارهٔ محبوب بالیوود، برای تمدید گواهینامهٔ رانندگی خود به ادارهٔ راهنمایی و رانندگی مراجعه میکند. اومکار، افسر جوان و مشتاق، از طرفداران سرسخت ویجی است و آرزو دارد روزی با او عکس یادگاری بگیرد. اما یک سوءتفاهم کوچک، این دیدار را به یک درگیری بزرگ تبدیل میکند. اومکار که احساس تحقیر کرده، تصمیم میگیرد با استفاده از قدرت اداریاش، زندگی ویجی را به چالش بکشد. این کشمکش به یک نبرد رسانهای و اجتماعی تبدیل میشود که در آن هواداران، خانوادهها و افکار عمومی درگیر میشوند. هر دو طرف باید به دنبال راهی برای حل اختلاف باشند، اما غرور و شهرت، تصمیمگیری را سخت میکند. در این میان، روابط شخصی و اخلاقیات نیز زیر ذرهبین قرار میگیرد و مشخص میشود که گاهی یک عکس سلفی میتواند زندگیها را دگرگون کند.
خلاصه داستان: بایجان، برادر بزرگ خانواده، با وجود اصرار برادران و اعضای خانواده، از ازدواج دوری میکند و عقیده دارد که پیوند او با یک زن جدید ممکن است نظم و هماهنگی خانواده پرجمعیتش را بر هم بزند. اما برادرانش که همگی زندگی مشترکی را تجربه کردهاند، تصمیم میگیرند برای او شریک زندگی مناسبی پیدا کنند. تلاشهای آنان برای معرفی دختران مختلف به بایجان، با واکنشهای غیرمنتظره و موقعیتهای طنزآمیز همراه میشود. در همین حال، بایجان به تدریج با دختری به نام باگات لکشمی آشنا میشود که دیدگاههایش درباره خانواده و مسئولیت، با باورهای او در تضاد است. همزمان، یک درگیری محلی با شخصیتی به نام لالا میتواند سرنوشت خانواده و محله را تحتتأثیر قرار دهد. داستان درباره پیوندهای خانوادگی، فداکاری و این پرسش است که آیا عشق میتواند در دلهای پر از مسئولیت، جایی باز کند؟
خلاصه داستان: پس از مرگ تریساد، وصیتنامه او فاش میکند که وی الماسهایی به ارزش صد میلیارد روپیه را در صندوق امانات بانکی در آمریکا به جا گذاشته است. او این الماسها را به سه قسمت مساوی بین دختر، پسر و دامادش تقسیم کرده، اما برای دریافت آنها باید هر سه نفر همزمان در بانک حضور یابند. این شرط عجیب، سرآغاز ماجراهایی پر از دسیسه، طمع و سوءتفاهم میشود. هر یک از وراث با نقشههای پنهانی و همراهان عجیب خود راهی بانک میشوند و در مسیر، با موقعیتهای کمدی و چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میگردند. در این میان، یک دزد حرفهای و یک کارآگاه نیز وارد بازی میشوند و همه چیز به هم میریزد. آیا این سه نفر میتوانند بر اختلافات غلبه کنند و ارثیه را به دست آورند؟