خلاصه داستان: داستان فیلم کوومان در دهکدهای تپهای در مرز کرالا و تامیلنادو رخ میدهد. یک افسر پلیس سختگیر به آنجا نقل مکان میکند و بهتدریج اتفاقات عادی روستا غیرعادی میشوند. رازهای پنهان یکییکی آشکار میشوند و زندگی او و دیگران را زیر و رو میکنند.
خلاصه داستان: جایش، جوانی کمجسارت و سربهزیر، در خانوادهای مردسالار در یک روستای هند زندگی میکند. او که به تازگی پدر شده است، درمییابد همسرش دوباره باردار است و خانوادهاش به دلیل تعصبهای جنسیتی، قصد دارند جنین دختر را سقط کنند. جایش که به آرامی عاشق دختر کوچکش شده و از بیعدالتیای که در حق زنان میشود به تنگ آمده، برای نخستین بار در زندگیاش تصمیم میگیرد در برابر سنتهای غلط خانواده و جامعه بایستد. او با کمک همسر و دخترش، نقشهای جسورانه میچیند تا هم نجاتبخش فرزندش باشد و هم صدای اعتراضش را به گوش همه برساند؛ سفری پرماجرا که او را به مردی واقعی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: ریشی و نامزدش آدیثی در راه ملاقات با پدر ریشی هستند که ماشینشان در جادهای خلوت خراب میشود. غریبهای به نام راوی به آنها کمک میکند و آنها را به خانهاش دعوت میکند. ریشی به مرور متوجه ارتباط مرموز راوی با گذشته خود میشود. این آشنایی، آنها را وارد ماجراهایی میکند که رازهای تاریکی را برملا میکند. فیلم گاتام با فضاسازی تعلیقآمیز، به بررسی تأثیر گذشته بر زندگی و انتخابهای انسان میپردازد.
خلاصه داستان: یک سرباز نخبه ارتش هند به نام آرجون شرما در جریان یک عملیات ضدتروریستی به شدت مجروح و از ناحیه نخاع فلج میشود. دولت هند در یک طرح محرمانه به نام «پروژه ابرسرباز» از او دعوت میکند تا با استفاده از فناوری پیشرفته و هوش مصنوعی، به یک ابرسرباز تبدیل شود. آرجون با ترکیبی از مهارتهای رزمی خود و قابلیتهای سایبرنتیکی، بار دیگر به میدان مبارزه بازمیگردد تا در برابر تهدیدات تروریستی که امنیت ملی کشورش را هدف گرفتهاند، بایستد. اما در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبهرو میشود که مرز بین میهنپرستی و فداکاری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: ویجی جوانی روستایی است که برای حل مشکل کمآبی روستای خود به بمبئی میرود تا لولههای آب تهیه کند، اما پولش به سرقت میرود. او در این شهر غریب، با عمار آشنا میشود و این دو با وجود تفاوتهایشان، دوستی صمیمی پیدا میکنند. ویجی با کمک عمار تلاش میکند زندگی جدیدی بسازد، اما بهتدریج رازهایی از گذشته عمار آشکار میشود. در اوج بحران، ویجی متوجه میشود که عمار همان کسی است که پول او را دزدیده است. این کشف زندگی هر دو را وارد چالشی پرتنش میکند و ویجی باید میان دوستی، اعتماد و عدالت تصمیمی دشوار بگیرد.
خلاصه داستان: سیوا، یک افسر ساده و وظیفهشناس پلیس، مأموریت مییابد شاهد کلیدی یک پرونده مهم را از بازداشتگاه تا دادگاه اسکورت کند. اما او به زودی درمییابد که نه تنها جان شاهد در خطر است، بلکه بسیاری از همکارانش در یک توطئه گسترده دست دارند و خواهان نابودی او هستند. سیوا که حالا بین وظیفه و وجدان خود گیر افتاده، باید با تکیه بر تواناییهایش، از شاهد محافظت کند و در عین حال حقیقت را آشکار سازد. این مأموریت ساده به یک نبرد نفسگیر و پرمخاطره تبدیل میشود و سیوا باید برای نجات جان یک نفر، با کل سیستم مبارزه کند.