خلاصه داستان: پریناز، دختری جوان که به تازگی مادرش را از دست داده، برای یافتن پناهگاهی امن به خانه خالهاش میرود؛ اما خاله که زنی سرد و بیاعتناست، ابتدا از پذیرش او سر باز میزند. پریناز که راه دیگری ندارد، ناگزیر به ماندن در کنار خالهاش میشود. در همین گیرودار، آشناییها و اتفاقاتی رخ میدهد که مرزهای سکوت و بیگانگی میان آن دو را درهم میشکند. پریناز کمکم رازهای تلخ خانواده را کشف میکند و با واقعیتهایی روبهرو میشود که تصورش را نمیکرد. درامی انسانی درباره تنهایی، دلبستگی و بخشش، که مسیر تازهای را پیش روی هر دو شخصیت میگذارد.
خلاصه داستان: نگار، نامزد اصلان، بدون اطلاع او و به صورت غیرقانونی ایران را ترک میکند تا در خارج از کشور زندگی کند. اصلان که مصمم به بازگرداندن اوست، برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی دست به اقدامات عجیب و غیرمنتظرهای میزند. این مسیر پر از موانع و موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز است.
خلاصه داستان: فرزاد شخصیت اصلی فیلم هتتریک، مردی است با شخصیت پیچیده و غیرقابل پیشبینی. همسرش و دوست صمیمیاش کیوان تنها کسانی هستند که میتوانند او را تحمل کنند. یک شب پس از مهمانی، آنها تصمیم میگیرند دستهجمعی به خانه برگردند، اما هیچکس نمیداند این بار فرزاد چه مشکلی ایجاد خواهد کرد. این فیلم روایتی از تنشهای عاطفی و موقعیتهای غیرمنتظره است که زندگی شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد. داستان با چرخشهای ناگهانی و لحظات پرتنش، تماشاگر را تا انتها درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: پس از سالها دوری، پدر خانواده به خانه بازمیگردد تا خانهاش را از پسر، عروس و نوهاش پس بگیرد. اما پسرش که در زیرزمین خانه مشغول پرورش زالو و رویای ثروتمند شدن است، تلاش میکند والدینش را آشتی دهد تا همه زیر یک سقف بمانند. در این میان، مادر خانواده قصد ازدواج با مردی دیگر را دارد و این تصمیم، تعارضات تازهای را در خانه برمیانگیزد. فیلم آستیگمات با نگاهی طنزآمیز به روابط خانوادگی، تقابل نسلها و چالشهای زندگی مدرن شهری میپردازد.
خلاصه داستان: فرشته، همسرش سعید را در یک سانحه تصادف از دست میدهد. پدرشوهرش حاج صفدر، مردی ثروتمند و بانفوذ است. او به فرشته میگوید حالا که سعید مرده، دیگر با خانواده آنها نسبتی ندارد و چون حاج صفدر دو پسر مجرد در خانه دارد و فرشته هم به آنها نامحرم است، باید خانه آنها را ترک کند. فرشته که با فرزند خردسالش جایی برای رفتن ندارد، از حاج صفدر درخواست کمک میکند، اما او بیاعتنا به وضعیت او، خواستهاش را رد میکند. فرشته پس از تلاشهای ناموفق برای یافتن پناهگاه، به ناچار دست به اقدامی میزند که زندگی همه را تغییر میدهد. او برای احقاق حق خود و حفظ آینده فرزندش، تصمیمی سرنوشتساز میگیرد که واکنشهای متفاوتی را در اطرافیان برمیانگیزد. این درام اجتماعی به موضوعاتی مانند عدالت، قدرت، و حقوق زنان در جامعه میپردازد و روایتگر کشمکشهای درونی و بیرونی شخصیت اصلی است.
خلاصه داستان: شاهین، شکور و شهروز سه برادر هستند که در یک حلبیآباد زندگی میکنند. شکور، برادر بزرگتر، سردسته باند مواد مخدر است که علاوه بر تولید و فروش مواد، به کودکان بیسرپرست سرپناه میدهد و آنها را برای عضویت در باند آماده میکند. پس از حمله پلیس و دستگیری شکور، شاهین فرصت را برای تصاحب رهبری باند مناسب میبیند و تلاش میکند جایگاه برادرش را به دست آورد. این فیلم به تلاش برای بقا، رقابتهای خانوادگی و فساد اجتماعی میپردازد.