خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ ایران و عراق، گروهی از رزمندگان ایرانی مأموریت مییابند تا میدان مین جزیره مجنون را پاکسازی کنند. آنها در حالی که پیشروی میکنند، توسط یک سرباز عراقی دیده میشوند که به ستاد فرماندهی گزارش میدهد. فرمانده عراقی با نیروهایش به مقابله با رزمندگان میآید. رزمندگان که متوجه لو رفتن عملیات میشوند، با فرماندهی حاجی و همراهی علی، باید راهی برای عبور از مینها و رسیدن به هدف خود بیابند.
خلاصه داستان: با آغاز جنگ ایران و عراق، یک بیمارستان در خرمشهر توسط ارتش عراق محاصره شده و از زمین و هوا مورد حمله قرار میگیرد. «جهانآرا»، فرمانده جوان نیروهای ایرانی، تلاش میکند مجروحان، زنان و پزشکان باقیمانده را با آمبولانس از بیمارستان خارج کند. اما در مسیر، کاروان آنها هدف حمله نیروهای عراقی قرار میگیرد؛ در نتیجه تعدادی کشته میشوند و تنها عدهای موفق به نجات میشوند. ادامه ماجرا، روایت مبارزه برای بقا و مقاومت در دل یکی از بحرانیترین روزهای جنگ است.
خلاصه داستان: فیلم اخت الرضا روایتی سینمایی از زندگی حضرت معصومه (س) و سفر پربرکت ایشان از مدینه به قم است. داستان با وفات حضرت رسول (ص) و فشارهای سیاسی بر خاندان امامت آغاز میشود و سپس سفر تاریخی بانوی کرامت را به همراه کاروان برادران و خویشاوندانش دنبال میکند. در این مسیر، مخاطب با شخصیت والای علمی و معنوی ایشان، جایگاه ویژهشان در ترویج معارف اهل بیت (ع) و نقششان در پناه دادن به شیعیان آشنا میشود. فیلم با نگاهی دراماتیک به فراز و نشیبهای این سفر، تصویری از ارادت مردم و وقایع مهم تاریخی آن دوران ارائه میدهد. اثر تلاش دارد ضمن پایبندی به مستندات تاریخی، ابعاد عاطفی و انسانی این شخصیت بزرگ را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: چرا گریه نمیکنی؟ روایت زندگی فردی به نام علی شهناز است که پدر و مادر خود را از دست داده و خود را موظف به مراقبت از برادر کوچکترش که بهتازگی ازدواج کرده میداند، اما بنابر اتفاق و حادثهای برادر کوچک او نیز از دنیا میرود. علی شهناز حال در یاس و ناامیدی بر پیله تنهایی خود تمام احساسهای جهان را از خود دور کرده و به پوچی مطلق رسیدهاست. در این میان مهمترین معضل او این است که گریه نمیکند! تمامی توصیه همراهان از دوست و همکار او گرفته تا عمهاش و دختری که با او رابطه عاطفی جدیدی را آغاز کردهاست و همزاد او که شتربانی در یکی از نقاط کویری فلات مرکزی کشور است؛ در مواجهه با او تمام هم و غمشان را بر این گذاشتهاند که در نهایت امر او را به گریه کردن دعوت کنند و مدام از او میپرسند چرا گریه نمیکنی؟
خلاصه داستان: فیلم آسمان غرب روایتی سینمایی از روزهای نخست جنگ تحمیلی است؛ روزهایی که آسمان ایران به میدان نبردی نابرابر تبدیل شد. در قلب این ماجرا، خلبان شهید علیاکبر شیرودی و همرزمانش در هوانیروز قرار دارند؛ مردانی که با بالگردهای خود، در برابر تانکهای دشمن ایستادند و حماسههایی آفریدند که در حافظه تاریخی این مرز و بوم ماندگار شده است. فیلم با نگاهی انسانی و بیواسطه، غیرت، شجاعت و میهندوستی این قهرمانان را به تصویر میکشد و تلاش میکند ضمن وفاداری به وقایع مستند، ابعاد شخصی و عاطفی این حماسه را نیز بازنمایی کند. کارگردانی محمد عسگری با تکیه بر جزئیات دقیق تاریخی و فضاسازی باورپذیر، تماشاگر را به دل آن روزهای پرفراز و نشیب میبرد. بازی آرمین رحیمیان، امیرحسین آرمان و میلاد کیمرام در نقشهای اصلی، به باورپذیری شخصیتها کمک کرده است. آسمان غرب، فراتر از یک اثر جنگی، ادای دینی سینمایی به رشادتهای نسلی است که امنیت امروز ایران را مدیون آنان هستیم.
خلاصه داستان: فیلم آبی روشن روایتگر زندگی یوسف، معدندار و معتمد شهری کوچک است که در جریان کار روزمرهاش، بهطور اتفاقی یک فیروزه کمیاب و ارزشمند پیدا میکند. این یافته غیرمنتظره، آرامش زندگی او را بر هم میزند و او را در مسیری پر از مخاطره و وسوسه قرار میدهد. یوسف که تا پیش از این به سادگی و صداقت شهره بود، حالا باید میان اخلاق، خانواده و ثروتی که میتواند همه چیز را تغییر دهد، دستوپنجه نرم کند. حضور این گوهر نایاب، توجه افراد مختلفی را به او جلب میکند و هر کس به نوعی در پی بهرهبرداری از این موقعیت است. در این میان، روابط یوسف با همسر، دوستان و اهالی شهر دستخوش تحول میشود و او درمییابد که هر گنجی بهجای آرامش، میتواند بلا و آشوب به همراه داشته باشد. داستان آبی روشن درباره انتخابهای دشوار انسانی، مرز میان فقر و غنا، و بهای سنگینی است که گاهی برای حفظ آرامش باید پرداخت.