خلاصه داستان: امیر مهرجویی، بازیگر سینما، در آستانه ازدواج با هستی، دختر مورد علاقهاش، با چالشهای خانوادگی متعددی روبهرو میشود. در همین حین، فریبرز، برادر دوقلوی امیر، پس از سالها دوری به ایران بازمیگردد و حضورش مشکلات امیر را چند برابر میکند. این بازگشت ناگهانی، زندگی امیر را وارد مسیری پر از سوءتفاهمها و موقعیتهای کمیک میکند و او باید میان عشق، خانواده و حرفهاش تعادل برقرار کند. «زندگی شیرین» روایتی کمدی از پیچیدگیهای روابط انسانی است که با بازی درخشان بازیگرانش، لحظات مفرح و به یادماندنی خلق میکند.
خلاصه داستان: قدیر ظفرلو، صاحب یک شرکت مضاربهای، برای آنکه بتواند ویزای سفر برای دخترش فرشته بگیرد، او را به عقد راننده خود، امیر، درمیآورد. ملوک، همسر اول قدیر، امیر را از این نقشه آگاه میکند و امیر از خروج فرشته جلوگیری میکند. فرشته که برای رهایی به منزل پدرش رفته، با طلبکاران او روبرو میشود و ناگزیر به خانه امیر بازمیگردد. قدیر به آمریکا میرود، اما پس از چند سال به ایران بازگردانده میشود. سرانجام، با کمک فرشته، سرمایه خود را بین سهامداران تقسیم میکند. این فیلم روایتی از فریب، اعتماد و تلاش برای جبران اشتباهات گذشته است.
خلاصه داستان: کوروش زند، سوپراستار جوان سینمای ایران، پس از سالها موفقیت و شهرت به آدمی مغرور و خوشگذران تبدیل شده است. او درگیر زندگی پر از تجمل و فساد شده و از ارزشهای واقعی دور افتاده است. سر صحنه فیلمبرداری یکی از فیلمهایش، دختر نوجوانی به نام رها عظیمی سعی میکند به او نزدیک شود. کوروش که در ابتدا فکر میکند این فقط یک شیفتگی ساده است، دخترک را به خانه اش میبرد. اما به تدریج متوجه میشود که رها رازی بزرگ در دل دارد که زندگی او را زیر و رو میکند. این برخورد، او را با گذشتهای مواجه میسازد که سالها از آن فرار کرده بود. کوروش حالا باید میان شهرت، عشق و حقیقت یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: بغض روایت تلخ و پرتنشی از مهاجرت اجباری و عشق و نفرت است. داستان در دو مقطع زمانی متفاوت از زندگی حامد و ژاله، دو جوان از نسل سوم مهاجران ایرانی در استانبول، روایت میشود. آنها که ناخواسته تن به مهاجرت دادهاند، درگیر چالشهای هویتی، فقر و بیاعتباری اجتماعی هستند. در این میان، عشقی دیرینه و بغضی فروخورده، سرنوشت آنها را بهگونهای غیرمنتظره به هم گره میزند. فیلم با نگاهی بیپرده به زندگی حاشیهنشینان و مهاجران، تصویری واقعگرایانه از تنهایی و تلاش برای بقا ارائه میدهد و پرسشهای عمیقی دربارهٔ هویت، تعلق و انتخابهای اخلاقی مطرح میکند.
خلاصه داستان: حاج مهدی، رزمندهای که سالها از جنگ تحمیلی میگذرد، تصمیم میگیرد خاطرات همرزم شهیدش حاج محمد یزدان را برای انتشار آماده کند. او در این مسیر با یلدا، دختری جوان و کنجکاو، آشنا میشود. یلدا که به دنبال حقیقت درباره گذشته است، به حاج مهدی در جمعآوری و تدوین خاطرات کمک میکند. این همکاریهای ناخواسته، خاطرات تلخ و شیرین جنگ را زنده میکند و مرز بین گذشته و حال را کمرنگ میسازد. حاج مهدی در خلال این کار، با زخمهای کهنهای مواجه میشود که سالها آنها را دفن کرده بود. یلدا نیز با شنیدن روایتهای راستین از جنگ، تصویری تازه از ایثار و فداکاری به دست میآورد. فیلم «پنج درجه به شرق» داستانی احساسی و تأملبرانگیز درباره حافظه تاریخی، دوستی و معنای زندگی پس از جنگ روایت میکند و مخاطب را به سفری درونی میبرد.
خلاصه داستان: قاسم، بسیجی جوانی که مسئولیت تبلیغات را بر عهده دارد، به خط مقدم جبهه اعزام میشود. او در آنجا رزمندگان را در شرایط دشوار و طاقتفرسایی میبیند و آرزو میکند که بتواند به آنها کمک کند، اما وظیفهاش تنها ثبت تصاویر و انجام امور تبلیغاتی است. یکی از رزمندگان به نام ابوالفضل، که عضو واحد اطلاعات عملیات است، به همراه گروهی از بسیجیان برای پشتیبانی راهی خط مقدم میشود. آنها درگیر صحنههای نبرد با سربازان عراقی میشوند و ابوالفضل از این درگیریها عکس میگیرد. اما وقتی...