خلاصه داستان: عصبانی نیستم! روایتگر زندگی نوید، دانشجوی ستارهدار اما اخراجی است که در تلاش برای فراهمکردن حداقلهای زندگی، با بیاخلاقیهای گسترده در جامعه روبهرو میشود. او با خود تمرین میکند که عصبانی نباشد و آرامش خود را حفظ کند تا بتواند از پس موانع برآید. نوید در این مسیر تلاش میکند ستاره، دختر موردعلاقهاش را که باران کوثری نقش آن را ایفا میکند، از دست ندهد. اما فشارهای اجتماعی و اقتصادی هر روز او را به مرز فروپاشی نزدیکتر میکند. فیلم با نگاهی تلخ و واقعگرایانه، تصویری از نسل جوانی ارائه میدهد که میان آرمانها و واقعیتهای سخت زندگی در نوسان است. کارگردانی رضا درمیشیان و بازیهای درخشان نوید محمدزاده و باران کوثری، این اثر را به یکی از بحثبرانگیزترین فیلمهای سینمای ایران در دهه ۹۰ تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: فیلم پرچمهای قلعه کاوه روایتی از بخشی از حمله مغول به ایران است. اهالی روستایی مرزی در آستانه برگزاری جشنی سنتی هستند که با حمله مغول، زندگیشان دگرگون میشود و آنها مجبور به کوچ میشوند. در این میان، عدهای برای حفظ جان و آینده خود راهی قلعه کاوه میشوند، جایی که نماد مقاومت و ایستادگی است. داستان با تمرکز بر شخصیتهای مختلف، تلاش برای بقا و حفظ هویت را در برابر هجوم بیگانگان به تصویر میکشد. فیلم با نگاهی انسانی به جنگ و پیامدهای آن، مفاهیمی چون از خودگذشتگی، شجاعت و امید را در بستر تاریخی روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ژان، دختر جوانی از خانوادهای ارمنی مذهبی است که هر سال در خانهشان مراسم عزاداری محرم برگزار میکنند. ژان که عاشق آندره شده، نگران است که او با دیدن این مراسم، اعتقاداتش را زیر سؤال ببرد. این هراس و تضاد میان عشق و سنتهای خانوادگی، چالشهایی را برای او ایجاد میکند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به روابط انسانی و تفاوتهای فرهنگی میپردازد و تلاش میکند پلی میان باورها و عواطف برقرار کند. سرنوشت این رابطه عاشقانه در بستر مراسم مذهبی و واکنشهای اطرافیان رقم میخورد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره پسر جوانی به نام رضا است که برخلاف انتظار اطرافیانش هنوز ازدواج نکرده و به شدت مخالف این کار است. او با اصرارهای مادرش برای ازدواج روبهرو میشود و ماجراهایی طنزآمیز برایش پیش میآید. حضور شخصیتهای مختلف و موقعیتهای بامزه، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. این فیلم با بازی جواد رضویان و نیما شاهرخ شاهی، نگاهی کمدی به سنتهای خانوادگی و چالشهای تجرد دارد.
خلاصه داستان: «بردو» پسر نوجوانی است که با برادر کوچکتر و مادر بیمارش، دور از روستا و در دل طبیعت زندگی میکند. مادر بردو به تنگی نفس مبتلاست و در تنهایی، جانش در خطر است. بردو برای تأمین هزینهی خانهای در روستا و نجات مادرش، تصمیم میگیرد با سنگزنی و استخراج سنگ، پول به دست آورد؛ اما این راه، او را با دردسرها و چالشهای بزرگی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ماهی قرمزی است که برای سفره هفتسین نوروز خریده میشود، اما به جای اینکه در تنگ کوچک بماند، ماجراهای عجیبی را رقم میزند. این ماهی که نماد تحویل سال است، در آستانه پخته شدن برای سبزی پلو ماهی شب عید قرار میگیرد، اما در همین حین، اتفاقاتی غیرمنتظره رخ میدهد. خانوادهای که درگیر تدارکات عید هستند، با رفتارهای غیرعادی ماهی مواجه میشوند و این امر به موقعیتهای طنزآمیز و گاه تأملبرانگیز میانجامد. در این میان، هر یک از اعضای خانواده دغدغهها و آرزوهای خود را دارند و حضور این ماهی، بهانهای میشود تا روابط و احساساتشان به چالش کشیده شود. فیلم با نگاهی طنز به سنتهای نوروزی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن حتی یک ماهی کوچک میتواند سرنوشت آدمها را تغییر دهد.