خلاصه داستان: علی مشرقی، نویسندهی داستانهای کوتاه، به اتهام قتل همسرش بازداشت میشود. او برای اثبات بیگناهی خود باید شاهدی را به دادگاه بیاورد؛ شاهد، زنی به نام مریم شکوهی است که حاضر نمیشود به دادگاه بیاید. مشرقی تلاش میکند به این زن نزدیک شود و در این مسیر با رازهای پیچیدهای روبهرو میشود. فیلم «آب و آتش» روایتی معمایی و عاشقانه از تلاش برای حقیقت و عدالت است.
خلاصه داستان: یحیی، جوانی که به تازگی خدمت سربازی خود را آغاز کرده، برای ادامه خدمت، مکانی غیرمعمول را انتخاب میکند: قرنطینهای برای بیماران درمانناپذیر. در این مکان، او با افرادی روبهرو میشود که علاوه بر رنج جسمی، درگیریهای روحی و روانی طاقتفرسایی را تحمل میکنند. یحیی در این محیط بسته و پر از رنج، با مفاهیمی چون مرگ، امید، و معنای زندگی دستوپنجه نرم میکند و روابط انسانی عمیقی شکل میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی و تأملبرانگیز، تلاش برای یافتن زیبایی و معنا در دل تاریکی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم اعتراف به کارگردانی شهاب حسینی روایتگر مردی است که به عنوان قاتل مزدور، برای اعتراف به کلیسا میرود. او که کودکیای تلخ و پر از آزار را پشت سر گذاشته، در جستوجوی انتقام از کسانی است که زندگیاش را نابود کردهاند. در این میان، کشیشی مسن و با ایمان با او روبرو میشود و سعی در شنیدن حقیقت دارد. این برخورد، به تدریج به تقابلی عمیق میان گناه، ایمان و بخشش تبدیل میشود و مخاطب را با پرسشهای اخلاقی بیپاسخی مواجه میکند. اجرای قدرتمند علی نصیریان در نقش کشیش، در کنار بازی شهاب حسینی، این اثر را به تجربهای سینمایی و تأملبرانگیز تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: سپیده در زمان جنگ ایران و عراق، از پرستاران شهر سردشت بود و در بمباران شیمیایی سردشت، دچار تأثیرات شیمیایی شد. سالها بعد سهیل و سپیده در انتظار فرزند خود هستند. پس از سونوگرافی، پزشکان میگویند فرزند سپیده دچار مشکلات تنفسی و معلولیت است و این وضعیت ناشی از گازهای شیمیایی زمان جنگ است.
خلاصه داستان: داستان پوران، زنی ایرانی که سالهاست در خارج از کشور زندگی میکند، و دخترش ترانه است. پوران به دلیل بیماری مادر پیرش که در ایران روزگار میگذراند، به همراه دخترش به وطن بازمیگردد. او که تمایلی به افشای بازگشت خود ندارد، تلاش میکند حضورش در ایران پنهان بماند. اما سرنوشت با دیدن او توسط یکی از همسایههای قدیمی، مسیر تازهای به داستان میدهد. این رویارویی ناخواسته، خاطرات و رازهایی را از گذشته زنده میکند و پوران را با انتخابهای دشواری روبهرو میسازد. فیلم اشک و سکوت روایتی احساسی از عشق، دلبستگی و مفاهیم عمیق خانوادگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: اسفندیار، جوانی که پدرش رانندهی یک مرسدس بنز گرانقیمت است، به دلیل بیماری پدر مأمور میشود تا به جای او با این خودروی لوکس به سفری برود. اما وسوسهی یک روز خوشگذرانی با دوستانش، او را بر آن میدارد تا سفر را یک روز به تأخیر بیندازد. در طول این یک روز، اتفاقاتی ناخوشایند و پیشبینینشده برای اسفندیار و دوستانش رخ میدهد که همه را از این ماشین متنفر میکند. صبح روز بعد، اسفندیار که از این تجربه تلخ به ستوه آمده، مرسدس را به آتش میکشد. فیلم مرسدس به کارگردانی مسعود کیمیایی، روایتی انتقادی از وسوسههای مادی و پیامدهای آن در جامعهی آن زمان است.