خلاصه داستان: «شیفت روز» داستان باد جانکوسکی، پدری سختکوش است که برای تأمین زندگی دختر هشتسالهاش، دره سان فرناندو، هر کاری انجام میدهد. او در روز به عنوان نظافتچی استخر کار میکند، اما شبها شغلی مخفیانه دارد: شکار خونآشامها. باد که مهارت بالایی در این کار دارد، برای حفظ حضانت دخترش باید هزینهٔ شهریه مدرسه او را فراهم کند. از این رو، با اتحادیهای از شکارچیان درگیر میشود و مأموریتی پرمخاطره را با همکاری یک کارمند تازهکار به نام ست میپذیرد. آنها باید جلوی یک خونآشام قدرتمند را بگیرند که تهدیدی جدی برای شهر است. در این مسیر، باد با همسر سابقش، جوسلین، و دخترش نیز روابط پیچیدهای دارد. این فیلم اکشن و کمدی، ترکیبی از صحنههای مبارزه و شوخیهای موقعیت است و نگاهی تازه به ژانر خونآشامی دارد.
خلاصه داستان: زن جوانی پس از بیدار شدن در میان جنگلی انبوه، هیچ خاطرهای از گذشته خود ندارد. او که هویتش در هالهای از ابهام قرار دارد، ناگهان هدف تعقیب غریبههای مرموز قرار میگیرد. آنها به دنبال او هستند و او نمیداند چرا. در تلاش برای یافتن راه بازگشت به خانه و کشف حقیقت، او باید از میان تهدیدها و رازهای پنهان جنگل عبور کند. هر قدم او را به پاسخی نزدیکتر میکند، اما هر پاسخ، پرسشهای تازهای به همراه دارد. در این مسیر پر از تنش، او با چهرههای ناشناخته و اتفاقاتی غیرمنتظره روبهرو میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. عواقب انتخابهای او، چه در گذشته و چه در حال، به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: امیلی بنتو، زنی جوان و باهوش که درگیر بدهیهای دانشجویی و شغلهای بیثبات است، برای تامین هزینههای زندگی خود در لس آنجلس به یک شبکه پنهان کلاهبرداری با کارت اعتباری وارد میشود. او که استعداد ذاتی در این کار دارد، به سرعت از یک کارگر ساده به یک عضو فعال و بیرحم در دنیای زیرزمینی جنایت تبدیل میشود. اما با بالا رفتن ریسک و پیچیدهتر شدن شرایط، امیلی مجبور میشود انتخابی دشوار بین امنیت خود و جاهطلبیهایش انجام دهد. این مسیر او را به سمت درگیریهای مرگبار و بازتعریف هویت شخصیاش سوق میدهد.
خلاصه داستان: بن تن و پسرعمویش گوئن همراه با پدربزرگشان مکس تنیسون، بار دیگر برای محافظت از زمین و کیهان در برابر نیروهای شیطانی به میدان میآیند. این بار، یک تهدید مرموز و باستانی از اعماق فضا سر برمیآورد و هویت واقعی بن تن را هدف قرار میدهد. بن که با کمک ساعت بیگانهی اومنیتریکس به موجودات فضایی مختلفی تبدیل میشود، باید راز این دشمن جدید را کشف کند و جلوی نابودی همهی موجودات زنده را بگیرد. او در این سفر حماسی با چالشهای تازهای روبهرو میشود که فراتر از تصوراتش هستند و مجبور است برای غلبه بر آنها، به درون خودش سفر کند و معنای واقعی قهرمان بودن را درک کند.
خلاصه داستان: فیلم «تد کاف» روایتی دراماتیک از زندگی تد کزینسکی، ریاضیدان نابغهای است که پس از سالها تدریس در دانشگاه برکلی، از جامعه صنعتی مدرن بیزار شده و به کلبهای دورافتاده در جنگلهای مونتانا پناه میبرد. او که بعدها با نام «یونابامبر» شناخته شد، به دلیل مخالفت شدید با فناوری و صنعتگرایی، دست به اقدامات افراطی میزند و بستههای انفجاری برای افراد مرتبط با دانشگاهها و شرکتهای هواپیمایی ارسال میکند. فیلم با تمرکز بر سالهای تنهایی، افکار فلسفی و انزوای او، تلاش میکند انگیزههای ذهنی و تحولات روحی این شخصیت پیچیده را به تصویر بکشد. شارلتو کوپلی در نقش اصلی، چهرهای خسته و درونگرا از کزینسکی ارائه میدهد. داستان به آرامی پیش میرود و مخاطب را به درون ذهن او میبرد؛ جایی که ترس از پیشرفت فناوری و بیگانگی با دنیای مدرن، او را به سمت خشونت سوق میدهد. این فیلم نه یک بیوگرافی کلاسیک، بلکه کاوشی روانشناختی در تنهایی و افراط است.
خلاصه داستان: بلک مانتا پس از شکست در نبرد نخست، با به دست آوردن قدرت مرگبار و اسطورهای سهگانه سیاه، بار دیگر به دنبال نابودی آکوامن و ویرانی آتلانتیس برمیخیزد. او در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند و تهدیدی جدی برای تمام دنیای زیر آب و سطح زمین به شمار میرود. آکوامن که اکنون پادشاه آتلانتیس و پدر جوانی است، برای مقابله با این خطر بزرگ ناچار میشود به سراغ تنها کسی برود که میتواند در این نبرد به او کمک کند؛ برادر ناتنی و زندانیاش، اورم ملقب به اوشن مستر. این اتحاد ناخواسته و شکننده، تنها راه نجات جهان از نابودی قطعی است. در این مسیر، آکوامن باید گذشته پرتنش با برادرش را کنار بگذارد و با او همکاری کند تا جلوی فاجعهای برگشتناپذیر را بگیرد.