خلاصه داستان: در دنیایی پس از فروپاشی تمدن بشری، رباتی کوچک به نام ۹ از خواب بیدار میشود. او در میان ویرانههای شهری متروک، نشانههایی از نابودی ناگهانی انسانها و ظهور ماشینهای وحشی و بیرحم را کشف میکند. ۹ با رباتهای دیگری مانند ۱، ۲، ۵ و ۷ آشنا میشود که هرکدام شخصیت و نقش متفاوتی دارند. این گروه کوچک برای بقا تلاش میکنند و در تلاشاند تا راز تاریک گذشته و نقش خود در نجات آینده را بیابند. داستان با نبردهای نفسگیر، دوستیهای تازه و فداکاریهای بزرگ همراه است و پرسشهایی درباره هوش مصنوعی، خالق و مخلوق، و معنای زندگی را مطرح میکند. فیلم «۹» یک اثر انیمیشنی تاریک و تفکربرانگیز است که با تصاویر خیرهکننده و داستانی عمیق، مخاطب را به دنیایی آخرالزمانی میبرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ جان کاپلان، دلال آثار هنری، و مایکل روبینو، رئیس باند مافیای نیویورک است. آنها در دنیای فاسد تجارت هنر، برای به دست آوردن قدرت، پول و عشق وارد رقابت و درگیریهای مرگباری میشوند. در این میان، یک نقاشی گمشده از اندی وارهول، همهٔ معادلات را بر هم میزند و هر یک از شخصیتها برای رسیدن به آن دست به هر کاری میزنند. این درام جنایی پرتنش، لایههای تاریک دنیای هنر و مافیا را روایت میکند.
خلاصه داستان: پس از شیوع یک ویروس مرموز، شهر لاسوگاس به محاصره ارتشی از زامبیهای باهوش درآمده و به منطقهای قرنطینه تبدیل میشود. در این آشوب، یک سرمایهدار میلیاردر با استخدام گروهی از مزدوران حرفهای، نقشهای جسورانه طراحی میکند تا از دل شهر آلوده، پولهای باقیمانده در خزانه یک کازینو را بیرون بکشد. این گروه به رهبری مردی با گذشتهای مبهم، وارد منطقه مرگبار میشود و درمییابد که زامبیها دارای سلسلهمراتب و هوش جمعی هستند. آنها برای رسیدن به هدف خود باید با خطرات متعدد، خیانتهای درونی و موجودات عظیمالجثه روبهرو شوند. هر لحظه در این مأموریت به نبرد برای بقا تبدیل میشود و مرز بین انسان و هیولا کمرنگ میگردد.
خلاصه داستان: استیون لادرم، آهنگساز مشهور اما دچار بحران خلاقیت، برای یافتن الهام با یک یدککش دریایی به نام کاترین آشنا میشود. این برخورد اتفاقی، او را وارد یک ماجراجویی غیرمنتظره میکند که هم به زندگی شخصی و هم به آثارش جان تازهای میبخشد. در همین حال، همسرش پاتریشیا که روانکاو است، با مراجعی به نام جولیان روبرو میشود که ادعاهای عجیبی درباره تماس با موجودات فضایی دارد. این دو داستان به موازات هم پیش میروند و شخصیتها در جستجوی عشق، معنا و هویت، با انتخابهای دشواری مواجه میشوند. فیلم «او نزد من آمد» با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به پیچیدگیهای روابط انسانی و جستجوی خلاقیت میپردازد و روایتی گرم و انسانی از مسیرهای غیرمنتظره زندگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مکس، رانندهی تاکسیِ لسآنجلس، شب عادی کاریاش را آغاز میکند تا اینکه مسافری مرموز به نام وینسنت سوار ماشینش میشود. او یک آدمکش حرفهای است که برای یک مأموریت شبانه برنامه دارد. مکس که ابتدا گمان میکند مسافر عادی است، خیلی زود درگیر یک کابوس واقعی میشود؛ وینسنت او را گروگان میگیرد و مجبورش میکند در طول شب او را به مقصدهای مختلفی در شهر ببرد. در میان این سفر پرتنش، مکس درمییابد که وینسنت قصد دارد چندین قربانی را یکی پس از دیگری از پا درآورد. او باید راهی پیدا کند تا هم جان خودش را نجات دهد و هم آخرین قربانیِ این آدمکش را از مرگ حتمی برهاند. اما وینسنت همیشه یک قدم جلوتر است و مکس برای فرار از این دام باید شجاعتی از خود نشان دهد که تا به حال نمیدانسته دارد.
خلاصه داستان: بعد از اینکه بابی و بهترین دوستش کوین دزدیده شده و به یک خانه در وسط ناکجاآباد برده میشوند، بابی موفق به فرار میشود. اما کمی بعد که تصمیم به استراحت میگیرد، فریادهای کوین برای کمک را میشنود و درمیابد که نمیتواند دوست خود را رها کند. او به داخل خانه برمیگردد و در حالی که خطر در کمین است، تلاش میکند دوستش را نجات دهد. این فیلم دلهرهآور و پرتعلیق، داستانی درباره شجاعت و وفاداری در برابر وحشت را روایت میکند و تنش را در هر لحظه حفظ میکند.