خلاصه داستان: در «هالک: سرزمین هیولاها»، دکتر استرنج، جادوگر اعظم، با تهدیدی فراطبیعی روبهرو میشود: هیولاهایی از ابعاد دیگر به نیویورک حمله کردهاند و شهر را به هرجومرج میکشانند. او که به نیروی خام و شکستناپذیر هالک نیاز دارد، او را احضار میکند و از او میخواهد در این نبرد کمکش کند. اما این هیولاها فقط موجوداتی ترسناک نیستند؛ برخی از آنها زمانی انسان بودهاند و نفرینی آنها را تغییر داده است. هالک به همراه دکتر استرنج و گروهی از قهرمانان، وارد ماجراجویی میشود که او را به قلمروی اسرارآمیز و ترسناک میبرد. او باید با موجوداتی عجیب بجنگد و راز نفرینی را کشف کند که تهدیدی برای کل بشریت است. این انیمیشن اکشن-ماجراجویی، ترکیبی از عناصر ماوراءطبیعه و قدرت بیحدوحصر هالک را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مارسل یک صدف کوچک با دو چشم درشت و یک جفت کفش قرمز است که در خانهای اجارهای با مادربزرگش نانی زندگی میکند. یک مستندساز که به تازگی به آنجا نقل مکان کرده، متوجه حضور مارسل میشود و تصمیم میگیرد از زندگی این موجود بامزه فیلم بگیرد. مارسل در مصاحبههایش از علاقهاش به دنیای بیرون، دانههای سبز، و نواختن موسیقی با صدفهای دیگر میگوید. او همچنین از جدایی از خانواده بزرگش میگوید که زمانی با هم در باغ زندگی میکردند. با پخش شدن فیلمهایش در اینترنت، مارسل به شهرت میرسد و تلاش میکند با کمک مستندساز، خانوادهاش را پیدا کند. داستان با ترکیب طنز و لحظات احساسی، به موضوع تنهایی، امید و معنی خانه میپردازد.
خلاصه داستان: در بحبوحه بیماری همهگیر کووید ۱۹، گروهی از بازیگران برای ساخت ششمین قسمت از یک فرنچایز پرطرفدار درباره دایناسورها، به یک هتل بزرگ و ایزوله در انگلستان سفر میکنند. آنها در حالی که باید قرنطینه را رعایت کنند، سعی میکنند فیلمنامهای را کامل کنند که هنوز نوشته نشده است. در این میان، هر بازیگر با چالشهای شخصی، اضطرابها و اختلافات خود دستوپنجه نرم میکند و فیلمسازی که هیچچیز را کنترل نمیکند، فضای پرتنش و آشفتهای را رقم میزند. بازیگران با بحرانهای خلاقانه، وسواسهای اجرایی و عجایب صنعت سرگرمی روبهرو میشوند و تلاش میکنند تا این پروژه پرهرجومرج را به سرانجام برسانند.
خلاصه داستان: میلر گراهام، یک دزد حرفهای که به تازگی از زندان آزاد شده، تصمیم گرفته زندگی تازهای را آغاز کند و به دختر و نامزد سابقش بازگردد. اما او که مهارت خارقالعادهای در باز کردن قفلها دارد، ناخواسته درگیر یک سرقت مرموز و پیچیده میشود. در این مسیر، او باید بین وفاداری به دوستان قدیمی و فرصت دوبارهای برای زندگی سالم، یکی را انتخاب کند. هر انتخابی عواقب سنگینی دارد و گذشته او هرگز رهایش نمیکند.
خلاصه داستان: گروهی از سرمایهگذاران خرد و کاربران عادی شبکههای اجتماعی با هم متحد میشوند تا سهام یک فروشگاه بازی ویدیویی در حال افول را خریداری کنند. این حرکت غیرمنتظره، صندوقهای پوشش ریسک وال استریت را در تنگنا قرار میدهد و موجی از هیجان و سوداگری را در بازار بورس ایجاد میکند. در حالی که ارزش سهام به طرز عجیبی بالا میرود، زندگی شخصی و حرفهای این افراد دستخوش تغییرات بزرگی میشود و مرز بین سرمایهگذاری هوشمندانه و قمار در میان است.
خلاصه داستان: سدی و سایر، دو خواهر نوجوان، پس از مرگ ناگهانی مادرشان درگیر سوگواری و اندوهی عمیق هستند. پدرشان، ویل، که رواندرمانگر است، با مشکلات ارتباطی با دخترانش دست و پنجه نرم میکند. در این میان، یکی از مراجعان ویل، مردی آشفته به نام لستر، موجودی وحشتناک و فراطبیعی به نام بوگیمن را وارد زندگی آنها میکند. این موجود از تاریکی و ترس تغذیه میکند و به تدریج خانه و زندگی آنها را تسخیر مینماید. سدی و سایر باید برای بقا بجنگند و در این مسیر، با وحشتی روبرو میشوند که ریشه در غم و فقدان آنها دارد.