خلاصه داستان: خانوادهٔ واکر، با پدری که همهچیز را قربانی کارش میکند و مادری که در آستانهٔ از دست دادن شغلش است، در آستانهٔ فروپاشی قرار دارند. فرزندان نوجوان آنها نیز با چالشهای خاص خود دستوپنجه نرم میکنند. اما یک رویداد غیرمنتظره و عجیب در یک شب پرستاره، زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد: صبح روز بعد، آنها متوجه میشوند که روحهایشان با یکدیگر جابهجا شده است! حالا پدر باید با دنیای پرآشوب مدرسه و نوجوانی کنار بیاید، مادر باید جای پدر در محل کارش را پر کند، و فرزندان نیز باید نقش والدین را بازی کنند. در این سفر پرفرازونشیب، آنها نهتنها به دنبال راهی برای بازگشت به بدنهای خود هستند، بلکه درسهای ارزشمندی دربارهٔ یکدیگر و اهمیت خانواده میآموزند.
خلاصه داستان: مگ آلتمن، مادر جوانی که پس از جدایی از همسرش به همراه دختر نوجوانش سارا به خانهای تاریخی در منهتن نقل مکان میکند، در همان شب اول با سه سارق مواجه میشود که هدفشان یافتن گنجی پنهان در طبقات بالاست. مگ و سارا برای نجات جان خود به اتاق امن خانه پناه میبرند، اما این اتاق که برای محافظت ساخته شده، به دام مرگباری تبدیل میشود. در حالی که دزدها برای دستیابی به گنج تلاش میکنند، مگ باید با هوش و شجاعت خود از دخترش محافظت کند. فیلم با تعلیقی نفسگیر، تلاش برای بقا و رابطه مادر و دختری را در دل یک شب پر از خطر به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پل استرجس، مهندس شرکت نفتی، به همراه همسر و دو فرزندش برای بازدید از سکوی نفتی قدیمی در خلیج مکزیک به شهر بندری دورافتادهای سفر میکند. اما این سفر کاری به سرعت به کابوسی واقعی تبدیل میشود؛ آنها با یک کوسه غولپیکر سفید که اهالی محلی آن را تجسم «ال دمو نیو نگرو» یا اهریمن سیاه میدانند، مواجه میشوند. این موجود افسانهای که گفته میشود انتقامگیرنده دریاهاست، به طور بیرحمانهای به سکو و خانواده پل حمله میکند. پل که خود نیز با گذشته تاریک و مسئولیتهایش در قبال آلودگیهای زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکند، باید برای نجات خانوادهاش نقشهای بکشد. در حالی که طوفان شدیدی در راه است و منابع محدود شده، آنها باید با ترس، ناباوری و موجودی روبرو شوند که هیچچیز نمیتواند جلودارش باشد.
خلاصه داستان: در پاریس سال ۱۹۱۰، یک مادر گربهٔ اشرافی به نام دوشس به همراه سه بچهاش در خانهای مجلل با بانوی ثروتمندی زندگی میکند. خدمتکار خانه، ادگار، با شنیدن وصیتنامه که تمام ارث را به گربهها میدهد، نقشه میکشد تا آنها را در حومه شهر رها کند. گربهها پس از این اتفاق تلاش میکنند به خانه بازگردند و در مسیر با گربهٔ خیابانی خوشبرخوردی به نام اومالی آشنا میشوند که به آنها کمک میکند. در این مسیر، ماجراهای طنزآمیز و موزیکالی رخ میدهد که سرانجام با کمک دوستان حیوانی به خانه بازمیگردند.
خلاصه داستان: فیلم ایر (Air) روایتی جذاب و واقعی از یک نقطه عطف تاریخی در دنیای ورزش و تجارت است. داستان در سال ۱۹۸۴ میلادی و در حالی روایت میشود که شرکت نایک به عنوان یک برند رو به رشد، در رقابت با غولهایی مانند آدیداس و کانورس به دنبال راهی برای تثبیت جایگاه خود در بازار کفشهای بسکتبال است. سانی واکارو، یک فروشنده بااستعداد و جسور، با درک عمق استعداد و پتانسیل یک ستاره تازهکار به نام مایکل جردن، تصمیمی غیرمتعارف میگیرد که میتواند سرنوشت شرکت و کل صنعت را تغییر دهد. او با وجود مخالفتهای اولیه، دست به یک قمار بزرگ میزند تا قراردادی تاریخی را رقم بزند. این فیلم نهتنها به ماجرای شکلگیری یک امپراتوری تجاری میپردازد، بلکه درامی انسانی درباره ایمان، پشتکار و باور به یک رویای بزرگ است و نشان میدهد چگونه یک تصمیم جسورانه میتواند به یک افسانه تبدیل شود.
خلاصه داستان: در پادشاهی دانمارک، پادشاه املت عاشق تخممرغ عسلی است و هر روز آن را میخورد. اما یک روز آشپز و نانوا به او خبر میدهند که هیچ تخممرغی در قلمرو باقی نمانده است. در همین حال، وایکینگهای مهربانی به نام لایول و دوستانش به دنبال راهی برای صلح و دوستی هستند. آنها به جای حمله و غارت، ترجیح میدهند با دیگران مهربان باشند و مشکلات را با گفتگو حل کنند. اما پادشاه املت که ناامید شده، تصمیم میگیرد به سرزمین وایکینگها برود و تخممرغهای آنها را بگیرد. لایول و دوستانش باید راهی پیدا کنند تا هم پادشاه را راضی کنند و هم صلح را حفظ کنند. این داستان آموزنده نشان میدهد که مهربانی و همکاری میتواند بر خشم و جنگ پیروز شود.