خلاصه داستان: نلی رابینسون، زنی سی و چند ساله و مجرد، پس از مراجعه به پزشک متوجه میشود که ذخیره تخمدانی او به طور غیرمنتظرهای پایین است و باروریاش ممکن است در آینده با مشکل جدی مواجه شود. این خبر او را در موقعیتی سخت قرار میدهد: از یک سو هنوز در زندگی شخصی و شغلی به ثبات نرسیده و از سوی دیگر، زمان برای تصمیمگیری درباره مادر شدن رو به اتمام است. نلی با نگاهی طنزآمیز و در عین حال واقعبینانه به آینده، تصمیم میگیرد با انجماد تخمکهایش کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرد. در این مسیر، او با واکنشهای متفاوت دوستان، خانواده و حتی همکارانش روبهرو میشود و باید میان فشارهای اجتماعی، انتظارات اطرافیان و خواسته واقعی قلبش تعادل برقرار کند. «درهم ریخته» داستانی درباره انتخابهای بزرگ، ترس از دست دادن فرصتها و جستجوی خوشبختی در دنیای مدرن است.
خلاصه داستان: میلین «می» لی، دختری ۱۳ ساله و پرانرژی اهل تورنتو، در آستانه نوجوانی با چالشهای معمول مدرسه، دوستان و خانواده دستوپنجه نرم میکند. اما زندگی او وقتی پیچیده میشود که به دلیل یک میراث عرفانی خانوادگی، هر بار که هیجانزده یا مضطرب میشود، به یک پاندای قرمز غولپیکر تبدیل میگردد. این تحول غیرمنتظره نهتنها روابط او با دوستان صمیمیاش را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه او را در تقابل با انتظارات مادر سختگیرش قرار میدهد. می باید میان پذیرش طبیعت واقعی خود و حفظ آرامش خانواده تعادل برقرار کند. او در این مسیر میآموزد که احساساتش نه ضعف، بلکه بخشی از هویت اوست. داستان با ظرافت به مضامین بلوغ، استقلال، دوستی و پذیرش خود میپردازد و با طنزی شیرین و لحظههای احساسی، پیامهای عمیقی درباره عشق و خانواده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: بیل و تد، دو دوست خوشقلب و همیشه نوجوان، حالا مردان میانسالی شدهاند که هنوز نتوانستهاند آهنگی را که قرار بود دنیا را نجات دهد، بنویسند. پیامآوری از آینده به آنها اخطار میدهد که تنها همین آهنگ میتواند جلوی فروپاشی واقعیت را بگیرد. آنها با سفری در زمان و با کمک دخترانشان، تئا و بیلی، در تلاش برای یافتن الهام به نقاط مختلف تاریخ سفر میکنند. در این میان، رباتهای قاتلی از آینده به دنبال آنها هستند تا جلوی این مأموریت را بگیرند. بیل و تد در این مسیر با شخصیتهای تاریخی و نسخههای مختلف خودشان روبهرو میشوند و در نهایت درمییابند که نجات جهان شاید به یک آهنگ واحد نیاز نداشته باشد، بلکه به هماهنگی و مهربانی تمام انسانها بستگی دارد.
خلاصه داستان: جیمی، سارقی که پس از دوازده سال حبس به خاطر سرقت مسلحانه آزاد شده، تصمیم میگیرد زندگی تازهای را آغاز کند. اما وقتی میفهمد آنی، عشق دوران کودکیاش، به سرطان مبتلا شده و زمان چندانی ندارد، عهد میبندد که آخرین سال زندگی او را به بهترین شکل ممکن تبدیل کند. برای تأمین هزینههای درمان، جیمی دوباره به دنیای جرم و جنایت کشیده میشود و با رئیسهای خلافکاری درگیر میشود که برای او نقشههای خطرناکی دارند. او باید بین قانون و عشق، بین آزادی و وفاداری، دست به انتخاب بزند. این فیلم داستانی احساسی و پرتعلیق درباره رستگاری، فداکاری و قدرت عشق است.
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی دوم، مود گرت، افسر خلبان زن، با اسنادی محرمانه سوار بر یک بمبافکن بی-۱۷ میشود. او در برجک زیرین هواپیما جای میگیرد، اما حضور او با خصومت و تمسخر خدمه مواجه میشود. در طول پرواز، مود متوجه موجودی مرموز در ابرها میشود که به نظر میرسد قصد حمله به هواپیما را دارد. همزمان، تهدیدی انسانی نیز در درون هواپیما شکل میگیرد. او باید میان توهم و واقعیت، میان دشمن بیرونی و بیاعتمادی درونی، راهی برای بقا بیابد. تنش در فضای بسته برجک افزایش مییابد و مود برای نجات خود و خدمه، وارد نبردی نفسگیر با موجودی فراطبیعی و شرایط غیرممکن میشود.
خلاصه داستان: «فردی»، جوانی که درگیر باندهای خلافکار شهر است، در اقدامی ناگهانی کیف پول یکی از روسای باند را میدزدد. او که حالا با مبلغی کلان و تهدیدی جدی مواجه است، مجبور میشود در یک سفر جادهای پر از تعقیب و گریز، به دنبال راهی برای فرار باشد. در این مسیر، فردی نه تنها باید از دست آدمکشهای حرفهای فرار کند، بلکه با گذشته تاریک و روابط پیچیدهای که با خانواده و دوستانش دارد نیز دستوپنجه نرم میکند. او در یک اتوبوس میانشهری با افرادی مواجه میشود که هرکدام رازهایی دارند و این سفر به آزمونی برای بقا و هویت او تبدیل میشود. با نزدیک شدن به مقصد، فردی درمییابد که فرار فقط یک راه حل موقتی است و باید با عواقب انتخابهایش روبرو شود. این فیلم داستانی پرتعلیق دربارهی پشیمانی، انتقام و تلاش برای یافتن راهی به سوی آزادی است.