خلاصه داستان: فیلم دادشاه روایتی دراماتیک از ماجرای دادشاه، یک بلوچ مبارز در جنوب شرقی ایران است که در اعتراض به برنامههای اصلاحات ارضی و نفوذ بیگانگان در منطقه، به مبارزه مسلحانه روی میآورد. او در زاهدان، یکی از حامیان برنامه اصل چهار به نام سردار درانی را به دار میآویزد و به همین دلیل تحت تعقیب قرار میگیرد. داستان با تعقیب و گریزهای پلیسی و درگیریهای داخلی، ابعاد شخصیتی دادشاه را به عنوان یک مبارز سنتی در برابر مدرنیزاسیون اجباری نشان میدهد. بازی خسرو شکیبایی در نقش دادشاه، یکی از نقاط قوت فیلم است و سعید راد نیز در نقشی مکمل ظاهر شده است.
خلاصه داستان: نیک و آدری اسپیتز که پس از حل پرونده قتل در عمارت میلیاردر معروف، به عنوان کارآگاههای تازهکار شناخته میشوند، حالا آژانس کارآگاهی خصوصی خود را اداره میکنند. اما کسبوکارشان چندان رونق ندارد و آنها به دنبال پروندههای بزرگتر هستند. همهچیز وقتی تغییر میکند که دوست قدیمیشان، مهاریج، که اکنون یک نجیبزاده ثروتمند است، از آنها دعوت میکند تا در عروسی مجللش در جزیرهای خصوصی شرکت کنند. اما مراسم به ناگهان به یک آدمربایی تمامعیار تبدیل میشود و نیک و آدری باید بار دیگر مهارتهای کارآگاهی خود را به کار بگیرند. آنها با یک سازمان جنایی بینالمللی روبهرو میشوند که خواهان باجی کلان است و در یک مسابقه نفسگیر با زمان، باید دوستشان را نجات دهند و در عین حال از تلههای مرگبار فرار کنند.
خلاصه داستان: تاکشی هونگو، دانشجوی کالج و موتورسوار ماهر، توسط سازمان تروریستی شوکر ربوده میشود. شوکر قصد دارد با تبدیل انسانها به سایبورگهای تسلیمپذیر، سلطه خود را بر جهان تحمیل کند. هونگو به یک سایبورگ با تواناییهای فرابشری تبدیل میشود، اما پیش از آنکه شستشوی مغزی شود، موفق به فرار میشود. او با هویت جدید خود به عنوان کامن رایدر، از قدرتهای خود برای مبارزه با شوکر و نقشههای شوم آن استفاده میکند. در این مسیر، با روریکو، یکی از عوامل شوکر که به شک و تردید افتاده، همپیمان میشود و درگیریای شخصی و جهانی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: کدی کرافورد، مأمور سابق پلیس که اکنون به عنوان مجری قانون برای یک باند خلافکار کار میکند، درگیر نجات دختری نوجوان به نام استلا میشود که با او دوستی عمیقی برقرار کرده است. استلا به دلیل رفتارهای خلافکارانهاش به یک شبکه قاچاق سایبری کشیده شده و رئیساش، سالگادو، قصد دارد او را ساکت کند. کدی که خود را مدیون استلا میداند، درگیر یک نبرد تمامعیار با مافوقهایش میشود و برای محافظت از او، همه چیز را به خطر میاندازد. او باید با گذشته تاریک خود روبرو شود و تصمیم بگیرد که آیا وفاداری به باند ارزشش را دارد یا باید برای عدالت و نجات یک زندگی بیگناه بجنگد.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و شجاع به نام کارن، پس از بازگشت به زادگاهش، با باندی خطرناک به رهبری پسر یک وزیر قدرتمند روبهرو میشود که زنان بیگناه را با تهدید به انتشار فیلمهای خصوصیشان تحت فشار قرار میدهد. کارن که از بیعدالتی و ناتوانی سیستم قضایی به ستوه آمده، تصمیم میگیرد خودش به تنهایی به مصاف این باند برود و در این مسیر با موانع و توطئههای زیادی روبهرو میشود. او در این راه با حمایت خانواده و افراد محلی، تلاش میکند عدالت را برقرار کند و قربانیان را از چنگال این باند نجات دهد. درگیریهای او با قدرتهای فاسد، او را به چالشی بزرگ میکشاند و او باید بین قانون و عدالت واقعی یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: آلکس کورویس به اتهام قتل فجیع نامزدش، لورن رندال، در زندان به سر میبرد. او که بیگناه است، در سالروز تولدش محکوم به اعدام با صندلی الکتریکی میشود. آلکس که فردی معتقد است، در حضور پدر و خواهر نامزدش اعدام میشود، اما در سردخانه به کمک یک کلاغ به زندگی بازمیگردد تا قاتلین نامزدش را بیابد و آنان را مجازات کند. او با کمک یک وکیل جوان به نام ارین، پرده از توطئهای شیطانی برمیدارد که توسط شهردار فاسد شهر طراحی شده است. آلکس در مسیر انتقام، با مأموران فاسد و قاتلان سریالی روبرو میشود و باید پیش از آنکه روحش تسلیم تاریکی شود، حقیقت را آشکار کند.