خلاصه داستان: در بحبوحه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، یک تکاور نیروی دریایی به نام ریچارد «بو» میرابو و تیمش در مأموریتی برای نجات یک کودک افغان از چنگ طالبان گرفتار میشوند. پس از سقوط هواپیمایشان در دل کوهستانهای خطرناک، میرابو باید به تنهایی کودک را از میان خطوط دشمن عبور دهد و به منطقه امن برساند. این سفر پرمخاطره، هم آزمونی برای بقا در طبیعت وحشی است و هم روایتی از ایثار، مسئولیت و پیوندی ناگفته میان دو غریبه.
خلاصه داستان: جاوید عباس و ارون ورما دو مأمور پلیس وظیفهشناس و دوستان صمیمی هستند که در تعقیب قاچاقچی خطرناکی به نام کریشان اند. در جریان یک مأموریت، ارون به قتل میرسد و جاوید مسئولیت مراقبت از چهار فرزند او را بر عهده میگیرد. او که تجربهای در تربیت کودکان ندارد، با چالشهای زیادی روبهرو میشود و در این مسیر با معلمی به نام گیتا آشنا میشود که به او کمک میکند. اما رازهایی از گذشته ارون و ارتباط او با کریشان، جاوید را درگیر پروندهای پیچیده میکند. او باید بین وفاداری به دوستِ ازدسترفته و اجرای عدالت، یکی را انتخاب کند. داستان پر از تعلیق و لحظات احساسی است.
خلاصه داستان: شاهزاده املث در آستانه مرد شدن است که پدرش توسط عمویش به طرز وحشیانهای به قتل میرسد و مادر پسر را میرباید. دو دهه بعد، املث اکنون یک وایکینگ است که در ماموریتی برای نجات مادرش، کشتن عمویش و انتقام از پدرش است.
خلاصه داستان: پس از اینکه یک پلیس سابق به ناحق به حبس ابد محکوم میشود، فرصتی برای آزادی مییابد: شرکت در یک بازی مرگبار در جزیرهای دورافتاده. اما زمانی که پنج شکارچی حرفهای وارد بازی میشوند، او میفهمد که قربانیان واقعی هستند. او باید برای بقا بجنگد و رازهای تاریک این بازی را کشف کند.
خلاصه داستان: جیم، مأمور سابق سازمان اطلاعات هند، پس از خیانتی نابخشودنی به یک تروریست بینالمللی تبدیل شده و با رهبری گروهی مسلح، نقشهای برای فروپاشی هند طراحی میکند. در این میان، پاتان، افسر زبده و مرموز سازمان، با همراهی روبی، مأمور سابق پاکستان، برای متوقف کردن جیم وارد عملیاتی پرمخاطره میشود. آنها در مسیر خود با خیانتها، تعقیبهای مرگبار و رازهایی از گذشته روبهرو میشوند. در حالی که جیم با استفاده از یک ویروس بیولوژیک تهدید به نابودی جمعیت هند میکند، پاتان باید بین وظیفه و عشق، وطن و انتقام یکی را برگزیند. این مأموریت او را به نقاط مختلف جهان میکشاند و در نهایت به رویارویی مستقیم با دشمن قدیمیاش ختم میشود.
خلاصه داستان: کلتن بریگز، هفتتیرکشی بدنام در غرب وحشی، سالها پیش مردی را به قتل رسانده و حالا پسر آن مرد، با نام مستعار دارن مکآلیستر، بازگشته تا انتقام پدرش را بگیرد. او به همراه گروهی از خلافکاران به شهر کوچکی حمله میکند و همسر کلتن را به قتل میرساند. کلتن که در گذشتهای پر از خشونت غرق شده، حالا باید با دختر جوان و باهوشش، بروکلین، برای تعقیب قاتلان راهی سفری خطرناک شود. در طول این مسیر، کلتن با واقعیتهای تلخ گذشتهاش مواجه میشود و رابطهاش با دخترش دستخوش تغییر میشود. این فیلم وسترنی مدرن است که به مضامینی چون انتقام، پشیمانی و پیوندهای خانوادگی میپردازد.