خلاصه داستان: در شهر گاتهام، چندین نفر از روسای باندهای تبهکار یکی پس از دیگری به دست فردی مرموز به نام «فانتوم» به قتل میرسند. پلیس به دلیل شباهت روشها، بتمن را عامل این جنایتها معرفی میکند و بروس وین، که هویت مخفیاش زیر سوال رفته، مجبور میشود به تنهایی حقیقت را جستجو کند. در همین حال، خاطرات عشق قدیمیاش به آندریا بومانت دوباره زنده میشود؛ رابطهای که سالها پیش به دلایلی ناگفته به پایان رسیده بود. بتمن با کشمکش میان گذشته و حال، باید پیش از آنکه فانتوم شهر را به آشوب بکشد، او را بیابد و راز تاریک او را برملا کند. اما هر قدم او را به یک حقیقت تلخ نزدیکتر میکند: فانتوم ممکن است کسی باشد که هرگز تصورش را نمیکرد.
خلاصه داستان: مردم یک روستا در حاشیه معدن زغالسنگ، دائمالخمر هستند و این ابزار سیاستمداران محلی برای سوءاستفاده و رسیدن به قدرت میشود. در این میان، دارا و دوستانش درگیر ماجراهایی میشوند که زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: حدود ده سال از بازنشستگی بروس وین از نقش بتمن میگذرد و او اکنون مردی شصتساله است که در عمارت خود در گاتهام زندگی میکند. اما آرامش او با ظهور گروهی خلافکار به نام جهشیافتگان که شهر را به هرجومرج میکشند، بر هم میخورد. گاتهام که اکنون به جای بتمن به پلیس وابسته است، در برابر این تهدید جدید درمانده میشود. بروس وین که نمیتواند بیتفاوت بماند، تصمیم میگیرد دوباره شنل بتمن را بر تن کند. او با وجود سن بالا و آسیبهای جسمی، وارد نبردی تازه میشود و با چالشهایی از جمله مخالفتهای عمومی، شبهنظامیان و دشمنان قدیمی روبهرو میشود. این قسمت اول، پایههای بازگشت یک اسطوره را روایت میکند و فضای تاریک و تلخ گاتهام را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مارکوس، دامپزشک نظامی که به تازگی همسرش را در یک سانحه قطار از دست داده، برای مراقبت از دختر نوجوانش ماتیلد به خانه بازمیگردد. در ابتدا این حادثه یک بدشانسی ساده به نظر میرسد، اما به تدریج مشخص میشود که ممکن است یک ترور با دقت برنامهریزیشده باشد. با ورود گروهی مرموز که ادعای اطلاعاتی درباره این توطئه دارند، مارکوس وارد مسیر انتقام و عدالت میشود. او در این راه با خشونت، دروغ و حقایق تلخ روبهرو میشود و باید میان خشم و محافظت از دخترش تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، بشریت برای بقا به مریخ مهاجرت کرده است. سیلاس، یک فضانورد مریخی، در خلال مأموریتی محرمانه از سوی تمدنی پیشرفته که در ماه ساکن شدهاند مورد حمله قرار میگیرد و سفینهاش بر روی زمین سقوط میکند. او با از دست دادن حافظه، در میان ویرانههای زمین به گروهی از مقاومتگران برخورد میکند که آخرین بازماندگان انسانهای آزادند. سیلاس به آنها میپیوندد و تلاش میکند گذشتهاش را بازیابد و همزمان نقشی کلیدی در نبرد سرنوشتساز علیه استعمارگران ماه ایفا کند. او باید میان واقعیت و خاطرات مبهماش، حقیقت را کشف کند و کهکشان را از انقراض نجات دهد.
خلاصه داستان: ویکتوریا، زنی که در گذشته به عنوان قاصد مواد مخدر فعالیت میکرد، اکنون با دخترش زندگی آرامی را آغاز کرده است. اما دیمون، پلیس فاسد و بازنشستهای که روزگاری از ویکتوریا سوءاستفاده میکرد، دختر او را میدزدد و برای بازگرداندن او، ویکتوریا را مجبور میکند تا بار دیگر به دنیای جنایت بازگردد. ویکتوریا برای نجات دخترش باید در یک شب، چندین بسته مرموز را در نقاط مختلف شهر تحویل دهد. او در این مسیر با مأموران مسلح، خلافکاران خطرناک و دامهای مختلفی روبهرو میشود. با هر تحویل، رازهای بیشتری از گذشته و نقشههای دیمون آشکار میشود. ویکتوریا برای بقا و نجات دخترش باید از تمام مهارتهای رزمی و خیابانی خود استفاده کند و در نهایت با دیمون و نیروهایش مقابله کند.