خلاصه داستان: داستان فیلم در شهر تهینی در هند اتفاق میافتد و حول محور وزیری است که طمع او برای تصرف زمین معبد، زنجیرهای از اتفاقات را به راه میاندازد. این ماجرا دو دوست دوران کودکی، آدهی و کارونا را در برابر یکدیگر قرار میدهد. آدهی، مردی ساده و وفادار، و کارونا که به مقام و موقعیت رسیده، با چالشهای اخلاقی و انسانی مواجه میشوند. در حالی که توطئهها و خشونتها بالا میگیرد، دوستی آنان به آزمونی سخت کشیده میشود. فیلم با نگاهی به مفاهیم وفاداری، خیانت و عدالت، روایتی پرتعلیق از مبارزه برای حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اسلید ویلسون، ملقب به دث استروک، مزدوری بیرحم و ماهر است که در تاریکی شب به شکار دشمنانش میپردازد. او که از مرگ همسر و فرزندش در گذشتهای نهچندان دور به شدت آسیب دیده، اکنون سعی دارد از اشتباهات پیشین خود درس بگیرد و زندگیاش را تغییر دهد. اما وقوع یک تهدید تازه و مرموز، وی را بار دیگر به ورطه خشونت و انتقام میکشاند. دث استروک در مسیر نابودی این دشمنان جدید، ناگزیر با خاطرات تلخ و کابوسهای گذشته خود روبهرو میشود و باید میان وظیفه، انتقام و حفظ آرامشی که به سختی به دست آورده است، یکی را برگزیند. او در این راه با چهرههای تازهای آشنا میشود و رازهایی از هویت و تواناییهایش را کشف میکند.
خلاصه داستان: ولادیمیر، یک مأمور مخفی بسیار ماهر اما نافرمان، برای یافتن مادهای مرموز به نام رادیوزیت به سکوی قدیمی و فرسودهای در خارج از ساحل فرستاده میشود. او که به کار تیمی عادت ندارد، مجبور میشود با هکتور، یک مأمور تازهکار و بیتجربه، همکاری کند. این دو در طول مأموریت با چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند و باید یاد بگیرند که برای موفقیت، به یکدیگر اعتماد کنند. داستان پر از ماجراجویی، تعقیب و گریز و لحظات کمدی است و نشان میدهد که تفاوتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند.
خلاصه داستان: کریسمس در پاریس فرا رسیده و همه در حال آماده شدن برای جشنهای خانوادگی هستند. اما آدرین، پسر جوانی که در سایه پدر مشهورش زندگی میکند، قرار است اولین کریسمس را بدون مادرش تجربه کند. او فکر میکند پدرش علاقهای به برگزاری جشن ندارد و این تنهایی او را آزار میدهد. در همین حال، مارینت، دوست و همکلاسی او، که راز بزرگ او را میداند، سعی میکند حال او را خوب کند. اما یک اتفاق غیرمنتظره باعث میشود که یک آکوماتیزه جدید در شهر ظاهر شود و پاریس را تهدید کند. حالا دختر کفشدوزکی و گربه سیاه باید بار دیگر به میدان بیایند تا شهر را نجات دهند و کریسمس را به حالت عادی برگردانند. این ویژهنامه کوتاه، ترکیبی از ماجراجویی، احساسات خانوادگی و لحظات طنز است.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی که از ناحیه کمر فلج شده است، با مأموریت ویژهای به قمر پاندورا فرستاده میشود. او در بدو ورود با استفاده از یک بدن آواتار، با موجودات بومی ارتباط برقرار میکند و بهتدریج در یک دوراهی سخت قرار میگیرد: آیا باید از دستورات مافوق خود برای بهرهبرداری از منابع پاندورا اطاعت کند یا از دنیایی که آن را خانه خود میداند، محافظت نماید؟ این سفر او را به کشف ارزشهای تازه و نبرد برای بقا میکشاند.
خلاصه داستان: پس از ربودن دخترش، زارا تمام تلاش خود را برای بازگرداندن او انجام میدهد. با این حال، وقتی او متوجه میشود که توسط رئیس پاتریک، که قبلاً با او معامله کرده است، هدف قرار گرفته، درمییابد که از گذشته پر دردسر او علیهاش استفاده خواهد شد. زارا که برای نجات دخترش باید با هویت قبلی خود روبهرو شود، درگیر نبردی نفسگیر با دشمنان قدیمی و جدید میشود و برای محافظت از خانوادهاش باید از تمام مهارتهای خود استفاده کند.