خلاصه داستان: چارلی، سگی معمولی در حومه شهر، در یک شب طوفانی توسط موجودات فضایی ربوده میشود و در بازگشت، قدرتهای فراطبیعی خیرهکنندهای به دست میآورد. او حالا میتواند پرواز کند، از قدرت و سرعت فوقالعاده برخوردار است و با هوشی فراتر از انسان، به یک ابرقهرمان محبوب شهر تبدیل میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید؛ گربهای شرور و حیلهگر به نام «بیب» که از یک آزمایشگاه مخفی فرار کرده، نقشهای شوم برای به بردگی کشیدن بشریت در سر دارد. چارلی به همراه دوستان جدیدش، از جمله یک موش فضایی باهوش و یک پرنده رباتیک، به مقابله با این تهدید برمیخیزد. در این میان، او با صاحبش که پسر نوجوانی به نام جک است، روابطش را عمیقتر میکند و میآموزد که قهرمان واقعی بودن فقط به قدرت نیست، بلکه به شجاعت، وفاداری و عشق به دیگران بستگی دارد.
خلاصه داستان: گروهان کاپیتان جردن رایت که برای شرکت در یک عروسی در مکزیک به مرخصی رفتهاند، با یک کارتل مرگبار روبهرو میشوند. در حالی که جردن تلاش میکند بازماندگان را به مکانی امن هدایت کند، درگیری شدیدی میان گروه او و کارتل شکل میگیرد و او مجبور میشود برای نجات افرادش وارد نبردی سخت شود.
خلاصه داستان: ارسل، دزد دریایی سابق که سالها پیش از آن زندگی فرار کرده و در جزیرهای دورافتاده با خانوادهاش آرامش یافته، ناگهان با بازگشت کاپیتان سابق و انتقامجوی خود مواجه میشود. او که فکر میکرد گذشتهاش برای همیشه دفن شده، حالا باید برای نجات عزیزانش از محاصرهای بیرحمانه، دوباره به استعدادهای مرگبارش روی آورد. اما هر قدم او در این مسیر، او را به حقیقتی تیرهتر و پیچیدهتر از آنچه تصور میکرد نزدیک میکند؛ جایی که نهتنها جان خانوادهاش، بلکه معنی بخشش و رستگاری نیز در گرو تصمیمهای اوست.
خلاصه داستان: یک مأمور سابق نیروهای ویژه، زمانی که دخترش توسط یک گروه خشن ربوده میشود، از دید همگان ناپدید شده و به زندگی مخفیانه پناه میبرد. او که تنها و در اقلیت است، مجبور میشود از تمام مهارتهایش استفاده کند تا آنها را پیدا کند، از هم بپاشد و دخترش را به خانه بازگرداند.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ ۱۹۷۱ هند و پاکستان، جوانان رزمندهای که وطن را بر جان خود مقدم میشمارند، برای مقابله با تهدیدی بزرگتر و دفاع از مرزهای میهن آماده میشوند. این حماسه سینمایی روایتگر ایثار، شجاعت و اتحاد سربازانی است که در سختترین شرایط، از خاک و ناموس کشورشان دفاع میکنند. در حالی که جنگ به اوج میرسد، این رزمندگان با آزمونهای دشواری روبهرو میشوند و ارزشهای ملی و انسانی را در طوفان نبرد به نمایش میگذارند.
خلاصه داستان: آرجون موریا، یک سوبدار بازنشستهٔ ارتش که از اندوه فقدان رنج میبرد و رابطهاش با دخترش رو به فاصله رفتن است، در زندگی تازهٔ غیرنظامی خود با یک اقدام نسنجیده دچار بحرانی ناگهانی میشود. با باز شدن دوبارهٔ زخمهای قدیمی، او مجبور میشود روح جنگجوی درونش را دوباره بیدار کند تا با نوع تازهای از جنگ روبهرو شود؛ نبردی که این بار بیش از هر زمان دیگری به قلبش نزدیک است.