خلاصه داستان: عباس، بسیجی شهرستانی که ترکش خمپارهای را از دوران جبهه کنار شاهرگ گردنش دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران میآید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبهرو میشود که با اتومبیلش مسافرکشی میکند. پزشک وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد و توصیه میکند هرچه زودتر برای درآوردن ترکش به لندن برود. کاظم برای تأمین هزینه سفر عباس، حاضر میشود اتومبیلش را بفروشد. در آژانس هواپیمایی، خریدار پول را به موقع نمیرساند و کاظم ناچار میشود سوییچ و مدارک اتومبیل را گرو بگذارد، اما رئیس آژانس نمیپذیرد. کاظم عصبانی شده، شیشه دفتر را میشکند و پس از خلع سلاح یک مأمور، مشتریان آژانس را گروگان میگیرد تا مسئولان ترتیب سفر فوری او و عباس به لندن را بدهند. آژانس محاصره میشود و اصغر، همرزم دیگر، به آنها میپیوندد. احمد و سلحشور به عنوان نمایندگان نیروهای امنیتی وارد آژانس میشوند و بحران اوج میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم افق روایتی از دوران دفاع مقدس است که عملیات غواصی برای انهدام سکوی نفتی الامیه را به تصویر میکشد. دو رزمنده به نامهای سعید و محسن، مأموریت مییابند تا به همراه گروهی از نیروهای ویژه، خود را به سکو برسانند و آن را منهدم کنند. اما در میانه راه، دشمن آنها را محاصره میکند و نقشهها بر هم میریزد. آنها در حالی که با کمبود مهمات و نیرو مواجهاند، باید تصمیمهای سختی بگیرند. فیلم با نگاهی انسانی به رزمندگان، لحظههای ایثار و از خودگذشتگی را در بستری از تعلیق و هیجان روایت میکند. افق نه تنها یک اثر جنگی، بلکه درامی دربارهی ایمان، امید و مقاومت در سختترین شرایط است.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ کلانتر موقتیِ یک شهر کوچک است که پس از سرقت از بانک محلی، رازهای تاریکی را کشف میکند. او در جریان تحقیقات خود با شبکهای از فساد و جنایت روبرو میشود که آرامش ظاهری شهر را در هم میریزد. این فیلم هیجانانگیز و جنایی با بازی باب ادنکیرک و لینا هیدی، به کارگردانی بن ویتلی، روایتگر تعقیب و گریزی نفسگیر در بستری از معما و خشونت است.
خلاصه داستان: در یک صبح معمولی، کارگران یک پروژه ساختمانی در قلب لندن با کشف یک بمب عملنکرده از دوران جنگ جهانی دوم، شهر را در آستانه یک فاجعه بزرگ قرار میدهند. نیروهای نظامی و پلیس بلافاصله عملیات تخلیه گستردهای را آغاز میکنند، اما پیچیدگیهای ترافیکی، شلوغی مرکز شهر و مقاومت برخی شهروندان، کار را دشوار میکند. در حالی که زمان بهسرعت میگذرد و هر لحظه ممکن است انفجار رخ دهد، یک تیم ویژه برای خنثیسازی بمب تلاش میکند و در همین حین، رازهایی از گذشته این مکان آشکار میشود. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی تعلیقی، تلاش انسانها را برای بقا در یک شرایط بحرانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: زینال پس از بیست سال اسارت آزاد میشود و به وطن بازمیگردد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در جریان حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است. زینال با وجود از دست دادن یارانش، گاوصندوق را به دست میرساند، اما در نهایت یحیی برای حفظ آن جان خود را فدا میکند و زینال به اسارت عراقیها درمیآید. این فیلم روایتی حماسی از مقاومت، ایثار و عشق در بستر جنگ تحمیلی است.
خلاصه داستان: در دنیایی که مرز بین قانون و جرم محو شده است، یک تیم مخفی از مأموران زبده در سایهها زندگی میکنند. زمانی که یک دیکتاتور بیرحم ثروتی میلیارد دلاری را از مردمش میدزدد، آنها مأمور میشوند تا آن را بازپس بگیرند؛ سرقتی ظاهراً غیرممکن که آنها را به قلب یک نبرد مرگبار از استراتژی، فریب و بقا میکشاند. هر یک از اعضای تیم رازها و انگیزههای پنهانی دارد و اعتماد در این گروه به اندازهای شکننده است که یک اشتباه کوچک میتواند همه چیز را نابود کند. آنها باید در منطقهای خاکستری عمل کنند، جایی که هیچکس کاملاً خوب یا بد نیست و هر تصمیم میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی داشته باشد. این مأموریت نه فقط یک سرقت، بلکه آزمونی برای وفاداری، اخلاق و بقاست.