خلاصه داستان: داستان فیلم مرد یخی در عصر یخبندان، حدود ۵۳۰۰ سال پیش، روایت میشود. کلاب، رئیس یک قبیله کوچک، همراه با پسرش برای شکار به کوهستان میرود. هنگام بازگشت، او ویرانی کامل قبیلهاش را میبیند؛ زن و مرد و کودک همگی قتلعام شدهاند و تنها فرزند او زنده مانده است. کلاب که از این فاجعه شوکه و خشمگین شده، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد. او در سفری سخت و طاقتفرسا از میان کوههای پوشیده از برف و یخ، با طبیعت خشن و حیوانات وحشی دستوپنجه نرم میکند و تنها سلاحش، نیزهای ساده و ارادهای آهنین است. در این مسیر، او نهتنها با دشمنانش، بلکه با زخمهای روحیاش نیز روبهرو میشود و برای بقا و تحقق انتقام، باید از تمام توان جسمی و روحی خود استفاده کند.
خلاصه داستان: وید ویلسون که از زندگی غیرنظامی خود خسته شده و روزهایش را با کسالت سپری میکند، به عنوان ددپول، مزدوری با اخلاقیات انعطافپذیر، هنوز با هویت سابق خود درگیر است. اما زمانی که دنیای او با یک تهدید وجودی جدی مواجه میشود، وید مجبور میشود با اکراه به سراغ ولورین برود، قهرمانی که حتی بیشتر از او تمایلی به همکاری ندارد. این دو شخصیت متضاد که هرکدام زخمهای عمیقی از گذشته دارند، باید اختلافات خود را کنار بگذارند و در سفری پرمخاطره و پر از اکشن، با دشمنان مشترکی روبرو شوند. در این مسیر، آنها نه تنها با نیروهای بیرونی، بلکه با شیاطین درونی خود نیز دست و پنجه نرم میکنند. داستان ترکیبی از طنز گزنده ددپول و خشم مهارشده ولورین است که در نهایت به یک اتحاد ناخواسته اما قدرتمند منجر میشود. این فیلم به بررسی مفاهیمی مانند رستگاری، دوستی و پذیرش گذشته میپردازد و لحظات احساسی را در دل اکشنی بیوقفه جای میدهد.
خلاصه داستان: پیشگویی باستانی ویتیاز بوریسپول نوید تولد پسری را میداد که روزی جنگجویی بزرگ میشد و روسیه را از فاجعهای عظیم نجات میداد. اما سرنوشت بازی دیگری کرد و قهرمانِ موعود، دختری جوان از آب درآمد. حالا که روسیه بیش از هر زمان دیگری به نجات نیاز دارد، او باید با دشمنی سهسر روبرو شود که هر سر آن نقشههای شوم خود را دارد. در این مسیر، او با همراهان غیرمنتظرهای روبرو میشود و باید ثابت کند که قهرمانی به جنسیت نیست، بلکه به شجاعت و ایمان است. آیا او میتواند از پس این مأموریت برآید و سرنوشت سرزمینش را تغییر دهد؟
خلاصه داستان: کندوریتو، کرکس بامزه و دستوپاچلفتی اهل آمریکای جنوبی، زندگی آرامی دارد تا اینکه موجودی فضایی به نام «بیگجان» با نقشهای شوم برای نابودی زمین، مادرخواندهاش را میدزدد. حالا کندوریتو و پسرعمویش پپه باید دست به کار شوند و با سفر به فضا، هم نقشههای بیگجان را خنثی کنند و هم مادرخوانده را نجات دهند. این ماجراجویی پر از موقعیتهای خندهدار، سوءتفاهمهای مضحک و شخصیتهای بامزه است که کندوریتو را در مسیری غیرمنتظره قرار میدهد. او در این راه دوستان جدیدی پیدا میکند و یاد میگیرد که شجاعت و مهربانی میتواند هر مانعی را از پیش رو بردارد. اما آیا او میتواند به موقع به زمین برگردد و جلوی فاجعه را بگیرد؟
خلاصه داستان: وقتی یک فناوری تسلیحاتی مرگبار جدید نظم جهانی را تهدید میکند، سازمان اطلاعاتی «فایو آیز» دست به دامن بازیگر هالیوودی، دنی فرانچسکو، میشود تا با تیمی از نخبگان در یک ماموریت مخفیانه شرکت کند. تیم به رهبری افسر اطلاعاتی، اورسون فورچون، باید با نفوذ به حلقه یک دلال تسلیحات میلیاردر به نام گرگ سیموندز، از چگونگی به دست آوردن این فناوری و مقصد نهایی آن سر درآورند. اما ماموریت آنها با چالشهای غیرمنتظره، خیانتها و درگیریهای شخصی همراه میشود و هر لحظه ممکن است همه چیز از هم بپاشد. این فیلم پر از تعلیق، اکشن و لحظات کمدی است که ریتم تند و دیالوگهای زیرکانه، امضای گای ریچی را در خود دارد.
خلاصه داستان: توتفرنگی کوچولو که به پخت شیرینی شهرت دارد، با شنیدن خبر برگزاری یک مسابقه بزرگ بهاری، تصمیم میگیرد در آن شرکت کند تا رویای خود را برای بهتر کردن کسبوکارش محقق سازد. او همراه دوستان صمیمیاش سفری پر از ماجرا و چالش را آغاز میکند. در این راه، او با رقیبانی سرسخت روبهرو میشود و باید با تکیه بر خلاقیت، دوستی و پشتکار، بهترین دستور پخت خود را ارائه دهد. در طول مسابقه، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد که توتفرنگی کوچولو را با ارزشهای واقعی دوستی، همکاری و اعتماد به نفس آشنا میکند. او میآموزد که پیروزی واقعی در لذت بردن از مسیر و شاد کردن دیگران است، نه صرفاً بردن جایزه. این انیمیشن ماجراجویانهای پر از رنگ، موسیقی و لحظات شاد را به تصویر میکشد.