خلاصه داستان: در پادشاهی کاستیلیا، نیرویی تاریک بار دیگر سر برمیآورد. چند روز مانده به تاجگذاری امپراتور و امپراتریس جدید، هفت فرزند خردسال سلطنتی ربوده میشوند و تنها یک قهرمان باید آنها را سالم بازگرداند؛ پسری نوجوان و پیک ساده به نام آرتور بُز. رؤیای او برای تبدیل شدن به یک آرایشگر جهانی، زمانی به تعویق میافتد که یکشبه به والدین تبدیل میشود. اگر بخواهد این کودکان پرجنبوجوش را در طول سفرشان سالم نگه دارد، ابتدا باید خودش بالغ شود، گذشتهاش را کشف کند و در این مسیر، قهرمانان فراموششده را بیدار سازد. آیا آرتور میتواند وارثان را بازگرداند و در نهایت پادشاهی را نجات دهد؟
خلاصه داستان: داستان فیلم در دهه ۱۳۶۰ میگذرد؛ در روزگاری که زندگی سادهتر اما پر از دغدغههای تازه بود. دو دوست که سالهاست با یکدیگر همراهاند، برای رسیدن به هدفی مشترک راهی سفری میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد. در طول این مسیر، با آدمهایی روبهرو میشوند که هر کدام داستانی دارند و رازهایی از گذشته بر ملا میشود. این سفر نهتنها آنها را به آرزویشان نزدیکتر میکند، بلکه پیوند دوستیشان را نیز در بوته آزمایش قرار میدهد. «خانهای کنار ابرها» روایتی است از وفاداری، امید و انتخابهایی که سرنوشت را رقم میزنند.
خلاصه داستان: پدری به همراه پسرش به یک مهمانی شبانه در دل کوههای جنوب مراکش میرسند. آنها در جستجوی مار، دختر و خواهرشان هستند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای بیپایان و بیخواب ناپدید شده است. در حالی که غرق در موسیقی الکترونیک و حس ناآشنای آزادیاند، بارها عکس مار را به اطرافیان نشان میدهند. امیدشان رو به محو شدن است، اما آنها به راه خود ادامه میدهند و گروهی از رقاصان را دنبال میکنند که به سمت آخرین مهمانی در بیابان میروند. هرچه بیشتر در دل بیابان سوزان پیش میروند، این سفر آنها را با محدودیتهای درونیشان روبهرو میکند.
خلاصه داستان: در دوران چنگیز خان، ارتش مغول به سمت غرب پیش میرود تا سلسله جین را نابود کند و سپس چشم به سلسله سونگ دارد. در میان اختلافات داخلی میان مدارس هنرهای رزمی، گوو جینگ جنگجویان دشتهای مرکزی را متحد میکند تا از شیانیانگ دفاع کنند و در این مبارزه برای وطن، نماد شجاعت و وفاداری میشود.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی در بیکینی باتم، باب اسفنجی و پاتریک به طور تصادفی دستگاهی مرموز را فعال میکنند که آنها را به سفری پرشتاب در دل زمان میاندازد. آنها در دورههای تاریخی مختلف و آیندههای دور ظاهر میشوند و با شخصیتهای عجیب و موقعیتهای خندهداری روبهرو میشوند. در این مسیر، دو دوست صمیمی تلاش میکنند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، اما هر بار که فکر میکنند به زمان خودشان نزدیک شدهاند، اتفاقی غیرمنتظره آنها را به دوران دیگری پرتاب میکند. در طول این ماجراجویی، آنها با نسخههای متفاوتی از خودشان و دیگر ساکنان بیکینی باتم آشنا میشوند و درسهای تازهای درباره دوستی و شجاعت میآموزند. با وجود همه آشفتگیها، باب اسفنجی و پاتریک هرگز امید خود را از دست نمیدهند و با خنده و خلاقیت، تلاش میکنند تا بار دیگر به خانه بازگردند.
خلاصه داستان: در جهانی پس از یک فاجعه ی خورشیدی، نیمکره ی شرقی زمین به ویرانه ای سوخته تبدیل شده است. گروهی از شکارچیان گنج که به دنبال اشیای ارزشمند از جمله مونالیزا و سنگ روزتا هستند، در دل این زمین جهش یافته با خطرات متعددی روبرو می شوند. آن ها باید با شکارچیان رقیب، جهش یافته ها و دزدان دریایی مقابله کنند تا بقا یابند و گنجینه های باقی مانده را استخراج کنند.