خلاصه داستان: در دنیایی تاریک و پر از جادو، گروهی از شش یاغیِ بیعرضه و طردشده برای انجام یک سرقت جسورانه دور هم جمع میشوند. اما این مأموریت غیرممکن به نظر میرسد، زیرا آنها باید به یکدیگر اعتماد کنند، چیزی که هرگز در زندگیشان انجام ندادهاند. در این میان، یک ویچرِ از رده خارج که روزگاری قهرمان بوده، به آنها میپیوندد. این اتحاد غیرمنتظره، آنها را در مسیری پر از خطر، خیانت و نبردهای مرگبار قرار میدهد. آیا این گروه ناهماهنگ میتوانند بر اختلافات خود غلبه کنند و سرقت را به سرانجام برسانند؟ «موشها: داستان یک ویچر» روایتی از اعتماد، بقا و قهرمانیهای ناخواسته در دنیایی است که هیچکس به کسی رحم نمیکند.
خلاصه داستان: یک باستانشناس به همراه خانوادهاش در پاریس به دنبال گنج خئوپُس میگردد. او باور دارد که نیروهای ناپلئون این گنج را از مصر به فرانسه آوردهاند و سرنخهایی را دنبال میکند که این نظریه را تأیید میکند. جستوجوی او از موزهٔ لوور آغاز میشود و به اتاقهای پنهانِ مالْمِزُون میرسد. این ماجراجویی خانوادگی پر از رمز و راز و لحظات طنز است.
خلاصه داستان: جینا در تیراندازی مدرسهای کشته میشود و همسرش سال را در غمی عمیق رها میکند. سال به همراه سگ کوچکش، روزی، و یک کمپر قدیمی راهی جاده میشود؛ سفری که تلاشی است ناامیدانه برای زنده نگه داشتن یاد جینا از طریق کمک به دیگران. او در این مسیر با آدمهای گوناگونی روبهرو میشود و با فرهنگ و ریشههای مستیزوی خود آشتی میکند. این سفر جادهای، در عین حال، فرصتی است برای التیام زخمهای کهنه و یافتن معنایی تازه در زندگی.
خلاصه داستان: کاگامی تسوروگی، دوست صمیمی مارینت، او را به توکیو دعوت میکند تا با قهرمانان محلی به نام استلارها در برابر یک ابرشرور جدید مبارزه کنند. اما مارینت بهزودی متوجه میشود که این سفر تنها برای نبرد نیست و کاگامی راز پنهانی در دل دارد. در این میان، آدرین نیز بهصورت ناشناس به ژاپن میآید و ماجراهایی پیچیدهتر میشود. این فیلم انیمیشنی، ترکیبی از اکشن، ماجراجویی و فانتزی است که دنیای میراکلس را به فرهنگ ژاپن پیوند میزند.
خلاصه داستان: «کله بخیه» اولین موجودی است که توسط پروفسور دیوانه اراسموس تقریباً زنده شده است. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
خلاصه داستان: ایتن هانت و تیمش در هفتمین مأموریت غیرممکن خود با یک دشمن بیسابقه روبهرو میشوند: یک هوش مصنوعی سرکش به نام «هستی» که توانایی نفوذ در تمام سیستمهای دیجیتال جهان را دارد. این نهاد مرموز که در اعماق یک زیردریایی روسی گمشده قرار دارد، میتواند آینده را پیشبینی کند و همه را گمراه سازد. ایتن برای یافتن کلید کنترل این هوش مصنوعی، سفری پرمخاطره را از صحراهای خشک خاورمیانه تا شهرهای تاریخی اروپا آغاز میکند. او در این مسیر با متحدان قدیمی و دشمنان جدیدی روبهرو میشود، در حالی که سازمانهای اطلاعاتی جهان نیز به دنبال تصاحب این قدرت هستند. تعقیبوگریزهای نفسگیر با ماشین، موتورسیکلت و حتی قطار، بخشی از این ماجراجویی است. فیلم با پایانی تعلیقآمیز، زمینه را برای بخش دوم فراهم میکند.