خلاصه داستان: پس از پایان تمرینهای سخت هاشیرا، سپاه شکارچیان دیو در آستانه نبردی سرنوشتساز قرار میگیرد. موزان کیبوتسوجی، ارباب شیاطین، به عمارت اوبویاشیکی حمله میکند و جان رهبر سپاه را به خطر میاندازد. تانجیرو و دیگر شکارچیان برای نجات او میشتابند، اما با قدرت شیطانی موزان به درون قلعه بینهایت پرتاب میشوند. این دژ اسرارآمیز که شبکهای از اتاقهای بیپایان و تلههای مرگبار است، به میدان نبرد نهایی تبدیل میشود. هر یک از هاشیراها و شکارچیان با شیاطین قدرتمند روبهرو میشوند و رازهای تازهای از گذشته موزان و حقیقت پیوند او با دژ آشکار میگردد. نبردی که سرنوشت بشریت را رقم میزند.
خلاصه داستان: مانو، کواتی جوان و بازیگوش، در جنگل زندگی میکند و عاشق ساچا، دوست دوران کودکیاش است. اما وقتی مانو به طور تصادفی مجسمهای را که به فرمان پادشاه ساخته شده میشکند، از قلمرو تبعید میشود. در همین حین، ساچا توسط شکارچیان اسیر میشود و مانو برای نجات او دست به هر کاری میزند. او در این مسیر با موجودات عجیب و خطرناکی روبهرو میشود و باید شجاعت و فداکاری خود را ثابت کند. ماجراجویی مانو برای بازپسگیری عشق و افتخار، او را به سفری پرمخاطره در دل جنگل میبرد.
خلاصه داستان: سوفی و آگاتا، دو دوست صمیمی با آرزوهای متضاد، از دهکده خود گاوالدون ربوده میشوند و به مدرسهای افسانهای در سرزمینی دیگر منتقل میشوند؛ مدرسهای که دانشآموزان را برای تبدیل شدن به قهرمانان افسانهها یا شروران بزرگ تربیت میکند. سوفی که همیشه رویای قهرمان شدن را دارد، بهطور غیرمنتظرهای در مدرسه شر جای میگیرد و آگاتا که ظاهری تاریک دارد، در مدرسه خیر قرار میگیرد. این جابهجایی، آنها را در مسیری پر از آزمون، دوستی و رازهای پنهان قرار میدهد. در این میان، آنها باید با هویت واقعی خود روبهرو شوند و بفهمند که خیر و شر همیشه آنطور که به نظر میرسد ساده نیست.
خلاصه داستان: چهار دوست قدیمی - ته-جونگ، دو-جین، یئون-مین و گئوم-بوک - رویای یک سفر حماسی به خارج از کشور را در سر میپروراندند، اما زندگی مانع آنها شد. سالها بعد، آنها که بزرگتر شدهاند اما لزوماً عاقلتر نشدهاند، سرانجام سفر طولانی مدت خود را آغاز میکنند. با این حال، این سفر که به عنوان یک گریز بیدغدغه برنامهریزی شده بود، به گردبادی از هرج و مرج غیرمنتظره، انحرافات مضحک و پوچ و احساسات سرکوبشدهای که دوباره ظاهر میشوند، تبدیل میشود. همانطور که آنها در میان بدشانسیها گیر میکنند، اولین سفر مشترک آنها به یک سفر دیدنی تبدیل میشود - سفری برای همیشه.
خلاصه داستان: پس از فرار از یک باغوحش بازپروری، فرانکی، سنجابی زرنگ و زیرک، به جنگل خود بازمیگردد. او از بهترین دوست سادهلوحش، کودی، یک جوجهتیغی خیاباندیده، میفهمد که در مدتی که او در بازداشت بوده، تمام جنگل توسط مؤسسهی A.C.O.R.N.S (روغنهای آرایشی جایگزین برای مراقبت طبیعی و بازسازندهی پوست) جارو شده و حتی یک بلوط هم باقی نمانده است. فرانکی باید هر طور شده جلوی این تهدید را بگیرد و خانهاش را نجات دهد.
خلاصه داستان: سقوط یک شهاب سنگ حاوی ویروسی مرموز به درون باغ وحش، حیوانات ساکن را به موجوداتی زامبیمانند تبدیل میکند. یک گرگ و یک شیر کوهی که خود از این آلودگی در امان ماندهاند، با جمعآوری سایر بازماندگان، تلاش میکنند تا باغ وحش را از خطر نابودی نجات دهند و معمای این فاجعه را حل کنند. این ماجراجویی هیجانانگیز در دل هرج و مرج و وحشت، پیوندهای دوستی و شجاعت را به تصویر میکشد.