خلاصه داستان: نیک دیلی، پسر نگهبان افسانهای موزه تاریخ طبیعی آمریکا، حالا خودش مسئول شیفت شب است. او که از کودکی با رازهای موزه آشنا شده، میداند که با غروب آفتاب، نمایشگاهها جان میگیرند. اما یک شب، کهمونره، فرعون دیوانهای که قرنها در تبعید به سر میبرده، موفق به فرار از تابلوی نقاشی میشود و قصد دارد دروازه جهان اموات را بگشاید و ارتش مردگان را به دنیای زندگان بیاورد. نیک باید با کمک دوستان جدیدش، از جمله لری پسر خرسی به نام جد، و همراه با شخصیتهای تاریخی موزه، جلوی نقشه شوم کهمونره را بگیرد. این ماجراجویی پر از اتفاقات خندهدار و هیجانانگیز، او را در سفری در دل تاریخ و تخیل قرار میدهد و نشان میدهد که شجاعت و دوستی میتواند بر هر تاریکی غلبه کند.
خلاصه داستان: در شهر اسپرینگفیلد، هومر سیمپسون پس از نجات یک خوک کوچک به نام اسپایدر پیگ، به طور ناخواسته زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند که منجر به آلودگی شدید دریاچه شهر میشود. این اتفاق خشم سازمانهای دولتی را برمیانگیزد و شهر توسط یک گنبد شیشهای محاصره میشود. در این میان، خانواده سیمپسون، به ویژه بارت، با بحرانهای تازهای مواجه میشوند. هومر که از رفتار خانوادهاش خسته شده، تصمیم میگیرد به آلاسکا نقل مکان کند، اما به زودی متوجه میشود که باید برای نجات شهر و خانوادهاش برگردد. این انیمیشن سینمایی بر اساس سریال محبوب سیمپسونها ساخته شده و ماجراجوییهای طنزآمیز این خانواده زردپوست را در مقیاسی بزرگتر روایت میکند.
خلاصه داستان: گیسو کمند روایتگر ماجرای راپونزل، شاهزادهای است که در برجی بلند و دورافتاده زندانی شده است. او که دارای گیسوانی جادویی و بسیار بلند است، آرزوی دیدن دنیای بیرون را دارد. روزی یوجین، یک دزد خوشبرخورد، به قصد سرقت از برج بالا میرود و ناخواسته وارد زندگی راپونزل میشود. او که متوجه آرزوی راپونزل شده، با او معامله میکند و او را از برج بیرون میبرد. در این سفر پرماجرا، آنها با اتفاقات و شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشوند و راپونزل به تدریج رازهای گذشته خود را کشف میکند. این فیلم انیمیشنی با ترکیب طنز و لحظات احساسی، مخاطبان را با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: آلشا پوپوویچ، قهرمان جوان افسانهای روسی، در یک ماجراجویی پرهیجان و بامزه قرار میگیرد. او باید با همراهان عجیبش، از جمله یک اسب سخنگوی نقنقو، یک مادربزرگ دانا و یک الاغ لجباز، به جنگ توگارین اژدها برود. توگارین با حیله و نیرنگ، باجهای سنگینی از مردم میگیرد و خزانه شهر را به یغما میبرد. آلشا که عاشق لیوبووا، دختر زیبای شهر است، برای بازگرداندن پولهای دزدیدهشده و نجات مردم، راهی سفری پر از چالش و خنده میشود. او در این راه با موجودات عجیب و موانع پیشبینینشدهای روبهرو میشود و باید شجاعت و ذکاوت خود را به کار بگیرد تا بر توگارین پیروز شود. این انیمیشن که محصول روسیه است، با داستانی جذاب و شخصیتهای بهیادماندنی، بینندگان را به دنیای فانتزی و افسانهای میبرد.
خلاصه داستان: لندن، سال ۱۸۹۷. وقتی خفاشی، اسباببازیسازی به نام «فیلورشام» را میرباید، دختر پریشانحال او، «آلیوین»، تصمیم میگیرد از کارآگاه بازل معروف کمک بگیرد. بازل، موش کارآگاه نابغهای که از روشهای شرلوک هولمز الهام گرفته، به همراه دستیار وفادارش دکتر داسون، وارد ماجرایی پرمخاطره میشود. او درمییابد که این آدمربایی به نقشههای شوم پروفسور رتیگان، دشمن قسمخوردهاش، مرتبط است. رتیگان قصد دارد با کمک یک ربات ملکه لندن را به قتل برساند و کشور را به آشوب بکشد. بازل و داسون با همراهی آلیوین و یک سگ خیابانی بامزه، در میان خیابانهای تاریک و دودآلود لندن به دنبال ردی از رتیگان میگردند. آنها با موانع و تلههای بسیاری روبهرو میشوند، اما هوش و شجاعت بازل آنها را به برج ساعت معروف لندن میرساند، جایی که نبرد نهایی میان خیر و شر رقم میخورد.
خلاصه داستان: در یک حادثهی غیرمنتظره، سونیک خارپشت و دوستانش بهواسطهی یک اشکال در آزمایشگاه دکتر اگمن به زمین منتقل میشوند. در این دنیای ناآشنا، سونیک با کریس، پسری یازدهساله، آشنا میشود که به او و همراهانش در جمعآوری زمردهای زمرد کمک میکند تا بتوانند به خانهی خود در سیارهی مادر بازگردند. اما دکتر اگمن نیز با نقشههای شوم خود در پی بهدست آوردن این زمردهاست و سونیک باید از دوستانش و زمین محافظت کند. این مجموعه، ماجراهای هیجانانگیز و طنزآمیز سونیک را در قالب یک انیمیشن خانوادگی روایت میکند.