خلاصه داستان: مگامایند، ابرشرور سابق که اکنون محافظ متروسیتی است، پس از تاجگذاری تازهاش با تهدیدی غیرمنتظره روبهرو میشود: همتیمیهای قدیمی او در سندیکای نابودی بازگشتهاند تا شهر را به ماه پرتاب کنند. او برای متوقف کردن نقشه شوم آنها، مجبور است هویت شیطانی سابقش را حفظ کند و در عین حال با دوستانش رکسان، اول چام و کیکو همکاری کند. این ماجراجویی انیمیشنی ادامهی داستان مگامایند است و تلاش او را برای یافتن تعادل بین گذشته و آیندهاش به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: حمید، معلم موسیقی کودکان یتیم، به همراه خواهر ناتنیاش مریم، گروهی از این کودکان را با اتوبوس به سفری به کنار دریا میبرد. در طول سفر با مینو، زنی جوان که درگیر پذیرش ازدواج مجدد پدرش است، برخورد میکنند. مینو که از وضعیت یتیمان متأثر شده و در عین حال به دنبال راهی برای دور شدن از تلاشهایش برای برقراری رابطه با نامادریاش است، تصمیم میگیرد که از آنها حمایت کند. این تصمیم، مسیر زندگی هر سه نفر را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهد و روابطی تازه و پیچیده را شکل میدهد.
خلاصه داستان: ایوان، گوریلی بزرگ و خوشطبع، در یک مرکز خرید به نام بیگ تاپ مال زندگی میکند و به نوعی به ستاره نمایش آنجا تبدیل شده است. او روزهای خود را با تماشای تلویزیون و نقاشی میگذراند و تنها دوستانش، فیل پیری به نام استلا و سگ ولگردی به نام باب هستند. استلا با مهربانی، خاطرات جنگل و زندگی آزاد را برای ایوان زنده میکند و او را به فکر فرو میبرد. وقتی شرایط برای استلا و دیگر حیوانات بحرانی میشود، ایوان تصمیم میگیرد استعداد خود در نقاشی را به کار گیرد تا توجه انسانها را جلب کند و برای نجات همه، طرحی جسورانه بریزد. این داستان درباره امید، دوستی و یافتن معنای واقعی خانه است.
خلاصه داستان: تد، مردی سیساله و بیهدف، پس از اطلاع از بیماری کشنده پدرش مارتی، به خانه بازمیگردد. مارتی که عاشق تیم بیسبال بوستون رد ساکس است، با هر شکست این تیم، حالش وخیمتر میشود. تد برای نجات جان پدرش، با کمک دوستانش نقشهای جسورانه میکشد: او با استخدام مشاور غم به نام ماریانا، سعی میکند با جعل پیروزیهای پیاپی برای رد ساکس، روحیه پدرش را حفظ کند. اما این فریبکاریها به ماجراهای پیچیده و خندهداری منجر میشود که مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم «نفرین را معکوس کنید» داستانی گرم و احساسی درباره عشق خانوادگی، امید و تلاش برای حفظ معجزه زندگی است.
خلاصه داستان: آرِن، جوانی خجالتی و منزوی، به طور اتفاقی با جامعهای مخفی آشنا میشود که اعضای آن سیاهپوستان جادوییاند. این جامعه که قرنهاست وجود دارد، خود را وقف هدفی بزرگ کرده است: آسان کردن زندگی سفیدپوستان. آرن که استعداد ذاتی در جادو دارد، به این انجمن میپیوندد و آموزشهای لازم را فرا میگیرد. او به عنوان یک سیاهپوست جادویی، مأمور میشود تا مراقب یک کارمند سفیدپوست شرکت طراحی باشد و ناخواسته زندگی او را به نوعی به سعادت برساند. اما در این مسیر، آرن با پارادوکسهای اخلاقی و هویتی متعددی روبهرو میشود: چرا باید تواناییهایش را صرف خدمت به دیگران کند؟ آیا این انجمن واقعاً به سیاهپوستان کمک میکند یا آنها را در نقشهای کلیشهای نگه میدارد؟ آرن در حالی که با جادوی خود به حل مشکلات مرموز میپردازد، رابطهای با دختری به نام لیزابت برقرار میکند و به تدریج به پوچی رسالت انجمن پی میبرد. او باید میان وفاداری به سنت و یافتن هویت مستقل خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: مقر ذهنی رایلی، نوجوانی که حالا وارد دوران بلوغ شده، ناگهان با هجوم احساسات جدیدی مواجه میشود که تاکنون جایی در ذهن او نداشتهاند. شادی، غم، خشم، ترس و انزجار که سالها با موفقیت ذهن رایلی را مدیریت کردهاند، حالا با حضور اضطراب و سایر احساسات پیچیدهتر روبهرو میشوند. اضطراب با انرژی و نگرانیهای خاص خودش سعی میکند کنترل را به دست بگیرد و این تقابل احساسات قدیمی و جدید، سفر پرفرازونشیبی را برای رایلی رقم میزند. او در آستانه ورود به دبیرستان و چالشهای تازهای مثل دوستیهای جدید و رقابتهای ورزشی قرار دارد و همین شرایط، احساساتش را بیش از پیش درگیر میکند. این انیمیشن با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به پیچیدگیهای ذهن یک نوجوان و اهمیت پذیرش همه احساسات میپردازد.