خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای وال و کوین در حالی که از زندگی ناامید هستند، قراری برای یک خودکشی دو نفره میگذارند. اما در روز موعود، وال تصمیم میگیرد که به جای مرگ، انتقامگیری از همه کسانی که به آنها ظلم کردهاند را تجربه کند. او به کوین میگوید که تا پایان روز، هر دو میتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند، حتی اگر خلاف قانون باشد. این دو در یک سفر پرماجرا و احساسی، با گذشته خود روبهرو میشوند و معنای واقعی زندگی و دوستی را دوباره کشف میکنند. فیلم با ترکیبی از طنز سیاه و درام، به عمق افسردگی، امید و پیوندهای انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام بمانی به دلیل مشکلات فرهنگی و اقتصادی ایل، از مادرش جدا میشود و به عنوان خدمتکار به خانه پاسبان یک ایستگاه راهآهن سپرده میشود. حضور او در ایستگاه، فرصتی فراهم میآورد تا زندگی افراد مختلفی که هر یک کمبودهای خود را در وجود این دختر میبینند، مورد بررسی قرار گیرد. فیلم «سالهای خاکستر» با نگاهی انسانی و اجتماعی، روایتگر تعاملات و کشمکشهای شخصیتهایی است که در فضایی متروک و خاکستری، به دنبال معنا و ارتباط عاطفی میگردند. داستان به تدریج ابعاد تازهای از روابط انسانی و تأثیرات محیط بر سرنوشت افراد را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام آصف است که در یک عروسی هندی با دختری به نام رادا آشنا میشود. آنها برای فرار از فشار خانوادههایشان برای ازدواج با افراد دیگر، تصمیم میگیرند که در طول فصل عروسیهای متعدد، با یکدیگر قرار بگذارند و به دیگران وانمود کنند که با هم هستند. اما در این میان، احساسات واقعی بین آنها شکل میگیرد و پیچیدگیهای تازهای ایجاد میشود.
خلاصه داستان: ویلیام پلانکت، داروساز جوان و جاهطلب، و جیمز مکلین، اشرافزادهای ورشکسته و بیپروا، در لندن قرن هجدهم با یکدیگر آشنا میشوند. آنها که از وضعیت اجتماعی خود ناراضیاند، تصمیم میگیرند با نقاب زدن و سرقت از ثروتمندان، زندگی تازهای را آغاز کنند. شهرت آنها بهسرعت در شهر میپیچد و مکلین عاشق لیدی ربکا، زنی زیبا و مرموز، میشود. همزمان، نقشههای آنها توجه مقامات و یک بازرس مصمم را جلب میکند و خطر لو رفتن و دستگیری هر روز بیشتر میشود. این دو دوست ناهمساز باید میان عشق، دوستی و بقا یکی را برگزینند.
خلاصه داستان: جورجیا نولان، دختر شانزدهسالهای که در نیویورک دهه ۱۹۵۰ زندگی میکند، آرزوی دیرینهای در دل دارد: او میخواهد اولین زن آتشنشان جهان شود. اما پدرش، که خود آتشنشان است، به دلیل نگرانی از خطرات این شغل، با این خواسته او مخالفت میکند. جورجیا که استعداد ذاتی و شجاعت کمنظیری دارد، تصمیم میگیرد به رغم مخالفتها، برای تحقق رویایش تلاش کند. او بهطور مخفیانه به آموزشگاه آتشنشانی میپیوندد و با هویتی جعلی و ظاهری مردانه، خود را در میان داوطلبان جا میزند. در همین حین، یک آتشسوزی مرموز و پیوسته در حال گسترش، شهر را تهدید میکند و جان مردم را به خطر میاندازد. جورجیا با تکیه بر هوش، شجاعت و ارادهای پولادین، باید ثابت کند که جنسیت هیچ مانعی برای قهرمان بودن نیست و در مسیر نجات شهر، راز بزرگ خود را فاش کند.
خلاصه داستان: در فیلم جان من قبول کن، یک پیرمرد ثروتمند که نگران آینده تنها نوهاش است، با او شرط میبندد که اگر هرچه سریعتر دختر موردعلاقهاش را پیدا نکند و ازدواج ننماید، تمام ثروتش را به یک خیریه خواهد بخشید. نوه او که زندگیاش را به خوشگذرانی گذرانده، برای برنده شدن در این شرط تصمیم میگیرد دختری ساده و بیآلایش را به عنوان نامزدش معرفی کند. اما این نقشه به سادگی که فکر میکند پیش نمیرود و با ورود این دختر به زندگی او، ماجراهای عاشقانه و خندهداری آغاز میشود. این فیلم کمدی رمانتیک با بازی سلمان خان، ارمیلا ماتوندکار و راوینا تاندون، داستانی پر از سوءتفاهم، عشق و تغییرات شخصیتی را روایت میکند.