خلاصه داستان: لیلا و بهرام، دو خواهر و برادر کوچک، همراه با مادرشان در خانهای اجارهای زندگی میکنند و از دست صاحبخانهٔ بداخلاق و خسیسشان، که به «خورخور» معروف است، به ستوه آمدهاند. مادر آنها تصمیم میگیرد با گرفتن وام مسکن، خانهای بخرد تا بچهها از آزارهای خورخور رهایی یابند. اما خورخور که بیرون از شهر زندگی میکند، نقشههایی در سر دارد تا آنها را از رسیدن به آرامش بازدارد. در این میان، ماجراهای شیرین و پرماجرایی پیش میآید که بچهها را وارد دنیایی از تخیل و کنجکاوی میکند. آنها در تلاش برای حفظ رویاهایشان و مقابله با موانع، درسهایی از شجاعت، دوستی و امید میآموزند. فیلم با فضایی گرم و کودکانه، روایتی ساده اما جذاب از تلاش یک خانواده برای ساختن آیندهای بهتر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم صددام روایتگر مردی معمولی است که به دلیل شباهت چشمگیرش به صدام حسین، رهبر معدوم عراق، به طور غیرمنتظرهای وارد یک مأموریت پیچیده میشود. او که هرگز فکرش را نمیکرد روزی چنین نقشی بر عهده بگیرد، به عنوان بدل صدام انتخاب شده و برای انجام مأموریتی به تهران فرستاده میشود. در این میان، او با چالشهای طنزآمیز و موقعیتهای دشواری روبهرو میشود که مرز میان هویت واقعی و نقش بازیشده را کمرنگ میکند. این فیلم کمدی که در سال ۱۴۰۴ ساخته شده است، با تکیه بر موقعیتهای فکاهی و بازیهای درخشان بازیگران، داستانی پرکشش را روایت میکند.
خلاصه داستان: پسر پانزدهسالهای از قوم یوروک در روستایی دورافتاده در مقدونیه، در میان انتظارات سختگیرانه والدین، سنتهای محافظهکارانه جامعه و عشقی ممنوعه به دختری که به دیگری وعده داده شده است، به موسیقی پناه میبرد تا راهی برای رهایی و ابراز خود پیدا کند.
خلاصه داستان: تووا، پیرزنی بیوه که در آکواریوم محلی شهرش کار میکند، در میان شیفتهای شبانهی خود با اختاپوسی باهوش به نام مارسلوس پیوندی غیرمنتظره برقرار میکند. مارسلوس که عاشق حل معماهاست، به تدریج رازهایی از گذشته را فاش میکند که تووا را به سفری برای کشف حقیقتی سرنوشتساز میبرد. این کشف نه تنها او را با خاطرات تلخ و شیرین مواجه میسازد، بلکه امید و شگفتی را دوباره به زندگیاش بازمیگرداند. داستانی لطیف و انسانی دربارهی دوستی، عشق و معناهای پنهان زندگی.
خلاصه داستان: داستان دختری اهل روسیه است که به دنبال گم شدن پدرش در ایران، راه سفر به ایران را در پیش میگیرد، اما در این میان آشنایی او با پسری در جنوب شهر تهران، او را درگیر ماجرایی جدید میکند. این آشنایی که با رازهایی از گذشته و حال گره خورده، مسیر زندگی هر دو را دگرگون میسازد. فیلم قرمز یواش به کارگردانی علی جبارزاده، روایتی از عشق، جستجو و هویت است.
خلاصه داستان: تابستان پوموکل و فلوریان با یک سفر غیرمنتظره به روستا آغاز میشود. قرار است در جشن تولد همسایهشان «بورکه» شرکت کنند، اما یک لاکپشت کنجکاو و حواسپرتیهای پوموکل، برنامهها را به هم میریزد. در میان این ماجراها، دوستی آنها با چالشهایی روبهرو شده و محک میخورد. پوموکل که همیشه شیطنتهایش دردسرساز است، این بار هم با یک سوء تفاهم بزرگ، همهچیز را پیچیده میکند. فلوریان باید راهی پیدا کند تا هم دوستش را نجات دهد و هم جشن تولد را به بهترین شکل برگزار کند. این فیلم پر از لحظات خندهدار و احساسی است و نشان میدهد که دوستی واقعی چگونه از پس هر مشکلی برمیآید.