خلاصه داستان: مردی به نام فرخی به قتل میرسد. محمود تیموری، افسر آگاهی، مأمور پیگیری ماجرا میشود. او در آستانه ازدواج با نامزدش پریسا است که به تازگی از خارج بازگشته است. با پیشرفت تحقیقات، حقایق تازهای درباره جنایت و انگیزههای پنهان آن روشن میشود و ابعاد پیچیدهتری از ماجرا آشکار میگردد. تیموری باید میان عشق و انجام وظیفه، راهی دشوار را برگزیند و رازهایی را کشف کند که زندگی شخصیاش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: سومیر، یک افسر پلیس در بمبئی، همراه با همکارش در یک عملیات شبانه، محمولهای از کوکائین را از یک فروشنده مواد مخدر میدزدد. اما زمانی که رئیس مافیای مواد مخدر، سیکی، برای پس گرفتن مواد، پسر سومیر را میدزدد، او مجبور میشود در ازای نجات پسرش، با تبهکاران همکاری کند. در طول یک شب پرتنش، سومیر در برابر انتخابهای دشواری قرار میگیرد و پرده از رازهای تاریک گذشته خود برمیدارد. این تعقیب و گریز نفسگیر در یک هتل لوکس رخ میدهد و مرز میان پلیس و خلافکار را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: بنگ اوی گنگ، قاتل قراردادی افسانهای که سالها پیش بازنشسته شده و اکنون با همسرش زندگی آرامی دارد، ناگهان درگیر ماجرایی خطرناک میشود. زمانی که همسرش برای سفری کوتاه خانه را ترک میکند، نگهداری از یون جی، دختر دوستش، به او سپرده میشود. اما در همان شب، یون جی ربوده میشود و بنگ اوی گنگ که چارهای جز بازگشت به گذشتهی خشونتبار خود نمیبیند، برای نجات او وارد جنگی تمامعیار با باندهای تبهکار میشود. او با استفاده از مهارتهای قدیمی و خونسردی بیرحمش، در مسیری پر از تعقیب و گریز و نبردهای نفسگیر قرار میگیرد تا راز این آدمربایی را کشف کند و یون جی را به سلامت بازگرداند.
خلاصه داستان: سانی کراکت و ریکاردو تابز دو کارآگاه مخفی پلیس فلوریدا هستند که در دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر نفوذ میکنند. پس از یک مأموریت حساس که به فاجعه میانجامد، آن دو به یک شبکه قاچاق بینالمللی در میامی و هاوانا میپیوندند تا سرکردهای به نام مونتویا را شناسایی کنند. کراکت عاشق ایزابل، معشوقه مونتویا، میشود و این رابطه وفاداری او را به چالش میکشد. در همین حال، تابز نیز درگیر تعارضات شخصی و خطرات ناشی از هویت پنهان خود میشود. این دو مأمور باید در یک بازی مرگبار از بقای خود محافظت کنند و در عین حال مأموریت خطرناک خود را به سرانجام برسانند؛ اما هر قدم آنها میتواند آخرین قدم باشد.
خلاصه داستان: کریشنا مأمور یک آژانس جاسوسی هندی است و ماموریت دارد خبرچینی را پیدا کند که اطلاعات محرمانه دفاعی هندوستان را میفروشد؛ اما او میان عشق و شغل خود که جاسوسی است گرفتار شده است.
خلاصه داستان: جان ناکس، قاتل قراردادی ماهر، متوجه می شود که به نوعی زوال عقل سریع پیشرونده مبتلا شده است. او که زمان کمی برای حفظ وضوح ذهنی خود دارد، تصمیم می گیرد آخرین ماموریت خود را انجام دهد: نجات پسر بزرگسالی که سال هاست از او جدا شده و اکنون درگیر یک قتل تصادفی شده است. اما پلیس به او نزدیک شده و هر لحظه ممکن است حقیقت فاش شود. ناکس باید در میان فراموشی و پیچیدگی های جنایت، راهی برای پاک کردن ردپای پسرش و رسیدن به نوعی رستگاری شخصی بیابد. او در مسابقه ای با زمان، بین گذشته تاریک خود و آینده ای نامعلوم، مجبور است تصمیم بگیرد که چه چیزی واقعاً مهم است و چگونه می تواند از آخرین لحظات هوشیاری خود برای اصلاح اشتباهاتش استفاده کند.