خلاصه داستان: هنک تامپسون، بازیکن سابق و خستهٔ بیسبال، ناگهان خود را درگیر نبردی خطرناک برای بقا در دل دنیای تبهکارانهٔ نیویورکِ اواخر دههٔ ۱۹۹۰ مییابد؛ جایی که او ناچار است در زیرزمینی پرخطر و ناشناخته راه خود را پیدا کند. او که زمانی قهرمان میدان بود، حالا با اشتباهات گذشته و بدهیهای سنگین دستوپنجه نرم میکند و برای نجات جانش باید به دنیایی قدم بگذارد که هیچکس را امان نمیدهد. در این مسیر، او با شخصیتهای رنگارنگ و خطرناکی روبهرو میشود که هرکدام برای رسیدن به هدف خود، از هیچ کاری فروگذار نمیکنند. مچگیری داستانی پرتعلیق و پرپیچوخم از سقوط و تلاش برای بازگشت است؛ مردی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و برای دوباره زندگی کردن، باید با همهٔ وجود بجنگد.
خلاصه داستان: نیت که به تازگی از زندان آزاد شده و دشمنان بیرحم او را به مرگ تهدید کردهاند، اکنون باید به هر قیمتی از دختر ۱۱ سالهاش، پالی، که از او جدا شده است، محافظت کند. با منابع اندک و کسی که به او اعتماد کنند، نیت و پالی در زیر آتش دشمن با هم پیوند برقرار میکنند، زیرا پالی به نیت نشان میدهد که چگونه بجنگد و زنده بماند - و نیت معنای واقعی عشق بیقید و شرط را به او میآموزد.
خلاصه داستان: وقتی کشیش جوان، جود دوپلنتیسی، برای کمک به جفرسون ویکس، کشیش کاریزماتیک و آتشین مزاج، فرستاده میشود، مشخص است که اوضاع در کلیسا خوب نیست. پس از وقوع یک قتل ناگهانی و به ظاهر غیرممکن که شهر را به لرزه درآورده است، نبود یک مظنون مشخص، رئیس پلیس محلی، جرالدین اسکات، را بر آن میدارد تا با کارآگاه مشهور، بنوا بلانک، برای کشف رازی که با هیچ منطقی سازگار نیست، همکاری کند.
خلاصه داستان: مان-سو، مدیر باتجربهای که سالها در یک کارخانه کاغذسازی کار کرده است، پس از بازنشستگی اجباری و تحقیرآمیز، زندگیاش از هم میپاشد. او که با بدهیهای سنگین و فشارهای اجتماعی روبروست، در مییابد که سیستم قضایی و شرکتی هیچ پناهی برای او فراهم نمیکند. در نهایت، این مدیر فروتن که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیمی مرگبار میگیرد: او به جای تسلیم شدن در برابر بیعدالتی، به خشونت روی میآورد و برای بازپسگیری کرامت از دست رفتهاش وارد دنیایی تاریک و پرخطر میشود.
خلاصه داستان: وقتی گذشتهاش و بدهیهایش گریبانش را میگیرند، یک قمارباز بزرگ که در ماکائو پنهان شده، با روحی همجنس و همدل روبهرو میشود؛ کسی که شاید کلید رستگاری او را در دست داشته باشد.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای چهار سوارکار، گروهی از شعبدهبازان کهنهکار با نسل جدیدی از هنرمندان خیابانی متحد میشوند تا با ورونیکا واندربرگ، وارث قدرتمند یک امپراتوری الماس که پوششی برای فعالیتهای جنایی اوست، مقابله کنند. این اتحاد اجباری در حالی شکل میگیرد که اعتماد میان اعضای قدیمی و جدید به سختی به دست میآید. آنها باید اختلافات خود را کنار بگذارند و نقشهای جسورانه برای افشای جنایات ورونیکا طراحی کنند. سرقتهای پیچیده، توهمهای چشمگیر و تغییرات ناگهانی در وفاداریها، آنها را در مسیری پرخطر قرار میدهد. آیا این گروه ناهماهنگ میتواند بر موانع غلبه کند و عدالت را برقرار سازد؟