خلاصه داستان: نیکی، قهرمان سابق جنگ، پس از سالها تلاش برای زندگی آرام، ناگهان با ربودهشدن دخترش روبهرو میشود. او که هیچ کمکی از سوی نهادهای رسمی دریافت نمیکند، تصمیم میگیرد خودش وارد عمل شود. در این مسیر پرخطر، نیکی نهتنها با شبکهای از تبهکاران بیرحم روبهرو میشود، بلکه به دلیل سوءتفاهمها و توطئههایی که علیه او چیده شده، تحت تعقیب پلیس و ارتش نیز قرار میگیرد. او باید در حالی که همه به دنبال او هستند، با تکیه بر مهارتهای رزمی و تجربههای گذشتهاش، راز این آدمربایی را کشف کند و دخترش را نجات دهد. این مأموریت نجات، او را به اعماق دنیای تاریک و پررمزورزی میکشاند که هر قدم آن میتواند آخرین قدم زندگیاش باشد.
خلاصه داستان: یک تکاور سابق ارتش و پدری که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند، با ایجاد سوراخ در سقف رستورانهای مکدونالد، به سرقت از آنها روی میآورد و به همین دلیل به او لقب «مرد سقف» میدهند. پس از فرار از زندان، او به مدت شش ماه مخفیانه در یک فروشگاه اسباببازی «تویز آر» زندگی میکند و در حالی که برای حرکت بعدی خود برنامهریزی میکند، بدون اینکه شناسایی شود، زنده میماند. اما وقتی عاشق یک مادر مطلقه میشود که مجذوب جذابیت غیرقابل انکار او شده است، زندگی دوگانهاش شروع به از هم پاشیدن میکند و با نزدیک شدن به گذشتهاش، یک بازی موش و گربه جذاب و هیجانانگیز آغاز میشود.
خلاصه داستان: وقتی یک زاهد منزوی و دخترش زنی مرموز و مجروح را از رودخانه نجات میدهند، خود را در تار عنکبوتی مرگبار از خشونت و انتقام گرفتار میبینند و مجبور میشوند برای زنده ماندن با یک جنایتکار بیرحم روبهرو شوند. این ملاقات تصادفی آرامش زندگیشان را بر هم میزند و آنها را به سفری پرتنش میکشاند که در آن مرز میان قربانی و شکارچی محو میشود. هر رازی که فاش میشود، آنها را به خطر بزرگتری نزدیک میکند و برای بقا باید به غرایز خود اعتماد کنند.
خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: پلیس ماکائو با بازگرداندن یک افسر باتجربه و متخصص ردیابی از دوران بازنشستگی، تلاش میکند گروهی خطرناک از دزدان حرفهای را دستگیر کند. این افسر که سالها تجربه تعقیب و گریز دارد، با چالشهای جدیدی روبهرو میشود که هم مهارتهای او را به بوته آزمایش میگذارد و هم گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. در این میان، رابطه او با یک کارآگاه جوان و پرشور، به محور اصلی داستان تبدیل میشود و آن دو باید در مسیر پیچیدهای از فریب و خیانت، به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم لبه سایه با فضاسازی تاریک و پرتعلیق شهر ماکائو، روایتی پرکشش از جنایت، وفاداری و بازخرید گذشته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: گروهی از پلیسهای میامی بهطور تصادفی به انباری دست پیدا میکنند که میلیونها دلار پول نقد در آن پنهان شده است. این کشف غیرمنتظره که قرار بود نقطهعطفی در زندگی آنها باشد، بهسرعت به یک بحران جدی تبدیل میشود. با فاش شدن این راز و ورود افراد بیرونی به ماجرا، فضای بیاعتمادی عمیقی میان اعضای گروه شکل میگیرد. هرکدام از آنها درگیر این پرسش میشوند که واقعاً به چه کسی میتوان اعتماد کرد و چه کسی ممکن است برای حفظ سهم خود خیانت کند. در این میان، مرزهای اخلاقی و وفاداری به آزمون گذاشته میشود و همپیمانیهای پیشین زیر سؤال میرود. داستان با تمرکز بر تنشهای روانی و تعلیق، مخاطب را تا لحظههای پایانی همراه میکند و نشان میدهد که در موقعیتهای حساس، انسانها تا کجا میتوانند پیش بروند.