خلاصه داستان: پس از گذراندن چهارده سال زندان بهخاطر سرقت، «آنکر» آزاد میشود و دوباره با برادر مبتلایش به بیماری روانی، «مانفرد»، دیدار میکند؛ برادری که تنها کسی است که میداند پولهای دزدیدهشده کجا پنهان شدهاند، اما محل آن را از یاد برده است. همین موضوع آنها را به سفری میکشاند برای یافتن پولها و روبهرو شدن با حقیقتِ خودشان.
خلاصه داستان: یک مامور مخفی اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) به همراه شریکش وارد یک بازی مرگبار موش و گربه با گروهی از سارقان جسور و غیرمنتظره میشوند. این سارقان نوجوانان سرکشی هستند که با بهرهگیری از تاکتیکهای والدینشان و اطلاعات فوق سری، شروع به سرقت از یک کارتل خطرناک مواد مخدر کردهاند. در این میان، هر سرقت، آنها را یک قدم به مرگ نزدیکتر میکند و همزمان، ماموران نیز در تلاشند تا بفهمند چه کسی پشت این عملیات جسورانه است. با پیش رفتن داستان، مرز بین قانونشکنان و مجریان قانون کمرنگ میشود و هر شخصیت باید انتخاب کند که در نهایت به کدام سمت تعلق دارد. این فیلم ترکیبی از تعلیق، اکشن و درام است و به موضوعاتی مانند اعتماد، خیانت و بقا در دنیای زیرزمینی مواد مخدر میپردازد.
خلاصه داستان: جانی و جیمز، برادران ناتنی که سالها از هم جدا افتاده بودند، پس از مرگ مرموز پدرشان دوباره به یکدیگر میپیوندند. در حالی که آنها برای کشف حقیقت به گذشتهای پر از راز سفر میکنند، با توطئهای پنهان روبهرو میشوند که نه تنها خانوادهشان، بلکه زندگی خودشان را نیز در معرض نابودی قرار میدهد. آنها باید در میان دروغها و خیانتها راهی به حقیقت بیابند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، کارآگاهی به اتهام قتل همسرش محاکمه میشود. او نود دقیقه فرصت دارد تا بیگناهی خود را به قاضی هوش مصنوعی پیشرفتهای که زمانی مدافع آن بود، ثابت کند، پیش از آنکه این قاضی سرنوشت او را تعیین کند. این فیلم با بازی ربکا فرگوسن، کریس پرت و آنابل والیس، یک تریلر علمی-تخیلی پرتعلیق است که به پرسشهای بنیادین درباره عدالت، فناوری و ماهیت انسان میپردازد.
خلاصه داستان: پسر جوانی که صاحب یک رستوران بدهکار است، با دختری خارجی همراه میشود. او در جستجوی پدر گمشدهاش است و دختر نیز به دنبال خواهرش میگردد. این دو درگیر ماجرایی پرخطر در رم میشوند و باید با بیرحمترین اعضای تبهکار شهر روبرو شوند. مسیر پر از تعقیب و گریز، خیانت و رازهای تاریک است. آنها برای بقا به یکدیگر اعتماد میکنند و در این میان پیوندی عمیق میانشان شکل میگیرد. سایههای گذشته و خطرهای پیشرو، سفر آنها را به آزمونی سخت تبدیل میکند؛ آزمونی که در آن هیچکس را نمیتوان بیقید و شرط باور کرد.
خلاصه داستان: در شهر کوچک و آرام اومرو در ویسکانسین، نقشهی یک سرقت از بانک محلی به شکست میانجامد و بانک را در محاصرهی یک تبهکار مسلح و بیرحم قرار میدهد. او که راه فرار را بسته میبیند، گروگانها را یکییکی تهدید میکند و هر کسی را که جلویش بایستد از پای درمیآورد. مردم شهر که سالها در صلح و صفا زندگی کردهاند، حالا باید شجاعت به خرج دهند و با کمک یکدیگر جلوی جنون او را بگیرند. در این میان، یک کارمند سادهی بانک و یک پلیس بازنشسته، نقشهای جسورانه میچینند تا بدون خونریزی بیشتر، گروگانها را نجات دهند و آرامش را به شهر بازگردانند. اما تبهکار که از هر حرکت آنها آگاه میشود، بازی را پیچیدهتر میکند و تنش هر لحظه بیشتر میشود.