خلاصه داستان: سه دوست قدیمی به نامهای امیت، جیوی و عمران که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، پس از مرگ همسر یکی از آنها، تصمیم میگیرند آرزوی دیرینهشان را برآورده کنند: سفر به کمپ اصلی اورست. این سفر که قرار است سفری ساده باشد، به سرعت به چالشی بزرگ برای این دوستان مسن تبدیل میشود. در طول مسیر، آنها با محدودیتهای جسمی و ذهنی خود روبهرو میشوند، خاطرات گذشته را مرور میکنند و با راهنمایی یک کوهنورد جوان، معنای واقعی آزادی، دوستی و زندگی را کشف میکنند. فیلم ارتفاع روایتی احساسی و الهامبخش از اراده انسان و قدرتی است که در باور به خود نهفته است.
خلاصه داستان: دو نوجوان به نامهای مت و جویی، پس از سرقت مبلغی قابل توجه، توسط یک نگهبان امنیتی تعقیب میشوند. در جریان تعقیب و گریز، آنها ناخواسته نگهبان را در یک چاه متروکه میاندازند. آنها که از ترس گرفتار شدن، جرئت نجات او را ندارند، با دروغگویی به خانوادههایشان سعی میکنند این حادثه را پنهان کنند. اما با گذشت زمان، وجدان آنها به چالش کشیده میشود و راز تاریکی که در دل چاه نهفته است، زندگیشان را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: دو خواهر به نامهای مِیسی و ساوانا پس از شنیدن خبر بیماری لاعلاج عمهشان، نقشه میکشند تا با جلب توجه او، سهمی از ارث بزرگش به دست آورند. اما به محض رسیدن به املاک عمه، متوجه میشوند که سایر اعضای خانواده نیز با همین نقشه و طمعی بیشتر در آنجا جمع شدهاند. رقابتهای خندهدار و موقعیتهای آشفتهای شکل میگیرد که هر کدام تلاش میکنند خود را به عمه نزدیکتر کنند. این درگیریهای خانوادگی به مرور پرده از رازها و ضعفهای پنهان هر یک برمیدارد و روابط را به چالش میکشد. فیلم با نگاهی طنزآمیز به حرص و آزمندی انسانها، ماجرایی پر از سوءتفاهم و اتفاقهای غیرمنتظره را روایت میکند که در آن هیچکس از نقشههای دیگری بیخبر نیست.
خلاصه داستان: در پس روزهای تار انتظار، مینا یافته که مسافر گمشدهاش در دیاری غریب چشم به راه اوست. مینا تاب ماندن ندارد، دل به دریا میزند و سر به کوه... راه دلدار صعب و طولانی است، و آتش شوق مینا سخت پرشراره... راهنمای مینا گواناست، زن جوان کرد که بار درماندگی پیرش کرده و این دو، همسفران سفری تلخ و شیریناند... تلخ عین عسل...
خلاصه داستان: دخترک کردِ مرزنشین، صبح زود هنگام پر کردن تنگ آب از نهر مقابل کلبه، با پیکر خونآلود دو سرباز که از دو جبههی مختلف هستند مواجه میشود. دخترک که برای حل سؤالش سعی در ارتباط برقرار کردن با آنها دارد، به همراه خانواده تلاش میکند تا به آنها کمک نماید و این آغازی برای شروع ماجراست. این برخورد ساده، زندگی آرام خانواده را دستخوش تغییر میکند و آنها را با واقعیتهای تلخ و شیرین جنگ و انسانیت روبهرو میسازد. داستان در فضایی کوهستانی و دورافتاده روایت میشود و بر ارزشهای انسانی در بحرانها تأکید دارد.
خلاصه داستان: داستان واقعی خواهران دوقلوی جون و جنیفر گیبون، دو دختر سیاهپوست در ولز دهه ۱۹۶۰ است که از دنیای بیرون کناره میگیرند و تنها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. آنها به دلیل سکوت عمدی در برابر معلمان و همسالان، به «دوقلوهای خاموش» شهرت مییابند. این انزوا آنها را به خلق دنیایی خیالی از داستانها، شعرها و نمایشنامهها سوق میدهد، اما جامعه آنها را منزوی و بیمار میپندارد. پس از یک سلسله حوادث، آنها به اتهام اقدام به جرم در بیمارستان روانی بستری میشوند و سالها در سیستم درمانی گرفتار میمانند. فیلم با نگاهی همدلانه به پیوند عمیق آنها، تلاش برای استقلال و سرنوشت تلخشان را روایت میکند.