خلاصه داستان: مهمت، مردی میانسال و خوشقلب، در محلهای فقیرنشین در استانبول، انباری از مواد بازیافتی را اداره میکند. او سالهاست که بهصورت نامحسوس به کودکان و نوجوانان بیخانمان و نیازمند کمک میکند و پناهگاهی امن برای آنها فراهم میآورد. زندگی ساده و بیآلایش او با ورود پسری نوجوان به نام علی، که به شکلی غیرمنتظره وارد زندگیاش میشود، دستخوش تغییر میشود. مهمت در تلاش برای مراقبت از علی، ناگزیر با گذشته خود و زخمهایی که سالها پیش بر دل داشته روبهرو میشود. این آشنایی، او را به سفری درونی میبرد که در آن معنای واقعی خانواده، فداکاری و امید دوباره متولد میشود. فیلم زندگی کاغذی روایتی احساسی از انسانیت، مهربانی و جستوجوی تعلق است.
خلاصه داستان: ژوزی دختری جوان و اهل کتاب است که به دلیل فلج بودن پاهایش، بیشتر روزهای خود را در خانه و در دنیای داستانها سپری میکند. او که با مادربزرگش زندگی میکند، به ندرت از خانه بیرون میرود و تنها آرزویش دیدن دنیای بیرون است. یک روز به طور اتفاقی با تسونو، دانشجوی رشته مهندسی و عاشق غواصی، آشنا میشود. تسونو که برای تأمین مخارج زندگی به عنوان پرستار و همراه بیماران کار میکند، مأمور نگهداری از ژوزی میشود. در ابتدا رابطهای سرد و بیاعتماد بین آنها شکل میگیرد، اما به تدریج تسونو با دیدن ذوق و استعداد ژوزی در داستاننویسی، به او کمک میکند تا دنیای بیرون را تجربه کند. در این مسیر، آنها با چالشهای شخصی، ترسها و رویاهایشان روبهرو میشوند و پیوندی عمیق و فراموشنشدنی میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم ایفل به سال 1889 و پاریس بازمیگردد؛ زمانی که گوستاو ایفل، مهندس نامدار فرانسوی، پس از موفقیتهای بزرگش، مأموریت مییابد برای نمایشگاه جهانی پاریس سازهای خارقالعاده طراحی کند. اما او در ابتدا به این پروژه بیعلاقه است و ترجیح میدهد روی طرح متروی پاریس تمرکز کند. ناگهان آدرین بورگه، زنی مرموز از گذشته او، دوباره وارد زندگیاش میشود و این دیدار دوباره همه چیز را تغییر میدهد. عشق قدیمیشان شعلهور میشود و ایفل را به سمت خلق برجی سوق میدهد که قرار است به نماد پاریس و یکی از عجایب معماری جهان تبدیل شود. اما این رابطه پنهانی و جاهطلبیهای او، چالشهای تازهای برایش ایجاد میکند.
خلاصه داستان: رندال گریوز، پس از تجربه یک حمله قلبی شدید و نزدیک شدن به مرگ، تصمیم میگیرد زندگی پرفرازونشیب خود و دوستانش را در فروشگاه کوئیک استاپ به تصویر بکشد. او با اصرار از دانته، همکار قدیمیاش، و الیاس، کارمند جوان، میخواهد در ساخت این فیلم به او کمک کنند. در این میان، جی و سایلنت باب نیز با حضور همیشگیشان به ماجرا رنگ و بویی تازه میبخشند. این پروژه که بازسازی فیلمی در دل فیلم است، آنها را به سفری احساسی به گذشته میبرد و مرور خاطرات، رویاها و ناکامیهایشان، پیوند عمیقتری میان این دوستان ایجاد میکند. در حالی که رندال با ترس از مرگ و میر دستوپنجه نرم میکند، این فیلم بهانهای میشود تا ارزشهای واقعی زندگی را دوباره کشف کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره الی، روایتگر گروهی از دوستان قدیمی است که برای گذراندن تعطیلاتی کوتاه به کنار دریای خزر سفر میکنند. احمد (شهاب حسینی) که سالها در آلمان زندگی کرده، به ایران بازگشته و دوستانش تصمیم میگیرند همسری برای او پیدا کنند. به همین منظور، سپیده (گلشیفته فراهانی) مربی مهدکودک، الی (ترانه علیدوستی) را به این سفر دعوت میکند. در طول سفر، روابط و تنشهای پنهان میان شخصیتها آشکار میشود. ناگهان الی در ساحل ناپدید میشود و جستجو آغاز میگردد. هر یک از شخصیتها به گونهای با این حادثه روبهرو میشوند و رازهایی از گذشتهشان برملا میگردد. فشار روانی و احساس گناه، جمع را به سمت قضاوتهای اخلاقی و انکار حقیقت سوق میدهد. فیلم با نگاهی تلخ به جامعه طبقه متوسط ایران، مرز میان حقیقت و دروغ را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دوستان خیابانی درباره دو برادر دوقلو است که در کودکی از هم جدا شدهاند. جان، یکی از برادران، به یک کلاهبردار و خلافکار حرفهای تبدیل شده و درگیر بدهیهای سنگین به گروهی تبهکار است. از سوی دیگر، تام، برادر دیگر، کشیشی است که زندگی آرامی را در کلیسایی محلی میگذراند. اما سرنوشت آنها را دوباره به هم میرساند؛ جان برای فرار از تعقیبکنندگانش ناگهان وارد کلیسا میشود و با تام روبهرو میشود. در یک اتفاق عجیب، آنها متوجه میشوند که شباهت زیادی به هم دارند و همین شباهت، زمینهساز یک جابهجایی عمدی و خطرناک میشود. تام برای نجات برادرش و همچنین برای فرار از زندگی سخت خود، نقش جان را بر عهده میگیرد و جان نیز لباس کشیش را میپوشد. اما این تغییر هویت، آنها را در موقعیتهای دشوار و پرخطری قرار میدهد و هر یک باید با چالشهای تازهای روبهرو شوند.